یک پاندمی جهانی در جریان است که در آن احتمال ابتلا به بیماری در بسیاری از کشورها در حال افزایش است، بازارهای بورس در حال افت هستند و اقتصاد جهانی در حال رکود است. در این شرایط تمام کسب¬وکارها با عدم قطعیت مواجه هستندکه منجر به افزایش حس سردرگمی، استرس و ترس گردیده است.
البته کاملا طبیعی است. بخش بقای ذهن ما همزمان با قرارگیری در معرض تهدید فعال شده و از همین رو بر قدرت تمرکز ما تاثیر میگذارد. این امر در شرایطی که با تهدید فوری مواجه هستیم، مفید است، اما در عین حال تفکر ما میتواند الگوهای نامؤثری داشته باشد: ممکن است همواره در حال تصور شرایط بد باشیم و یا گاهی تهدید را به طور کامل رد کنیم، زیرا دسترسی کمتری به بخشهای تحلیلی و خلاق مغز داریم و چنین شرایطی توانایی همدردی، گوشدادن و ارتباط با دیگران را کاهش میدهد.
متاسفانه، این موارد دقیقا مهارتهایی هستند که به عنوان مدیر در زمان بحران به آنها نیاز داریم. ما باید از تمام ظرفیت مغز خود برای ارزیابی گزینههای ممکن استفاده کرده، فرضیههای خود را به چالش کشیده و در نهایت روشی برای دستیابی به آرامش و اطمیناندهی به مشتریان و شرکای تجاری خود پیدا کنیم.
مدیتیشن یکی از ابزارهای بسیار کارآمد برای چنین مواقعی است. تمرین مدیتیشن منجر به کاهش اضطراب گردیده، بخش آمیگدال مغز را آرام کرده و توانایی تفکر خلاقانه ما را افزایش میدهد و این امر تأثیراتی نظیر ارتباط بهتر با افراد را در پی دارد. استیو جابز، یکی از اولین افرادی بود که از مدیتیشن برای تسکین خود استفاده میکرد و این تجربه را بدین صورت توصیف کرده است: “شما شرایط را واضحتر درک کرده و بیشتر از قبل حضور در زمان کنونی را احساس میکنید. سرعت عملکرد ذهن شما کمتر شده و میتوانید زمان بیشتری برای تمرکز بر روی زمان حال سپری کنید. شما میتوانید بیش از پیش شرایط کنونی را ارزیابی کنید.”
در همکاری با مدیران، من بدین نتیجه رسیدم که سه روش در زمان بحران بسیار موثر هستند.

نظرات شما