آیا افراد شایسته در جایگاههای مناسب قرار دارند؟
انون لوی، مدیرعامل جدید شرکت هایاستریت پراپرتیز، از پنجرهٔ دفتر مرکزی شرکت در لندن به بیرون خیره شده بود و با خود میاندیشید که آیا باید با جاستین مونی تماس بگیرد و او را اخراج کند یا خیر. هایاستریت که زمانی سازندهٔ موفقی در عرصهٔ مجتمعهای فروشگاهی خردهفروشی بود، به دلیل تمایل بیشتر مصرفکنندگان به تجارت الکترونیک، تعطیلی مراکز خرید در دوران کووید۱۹ و اختلافات داخلی بر سر استراتژیها، آسیبهای جدی دیده بود. شانون برای احیای این کسبوکار به این سِمت منصوب شده بود. او بهسرعت به پایان مهلت صد روزهاش نزدیک میشد و همچنان احساس میکرد که در انتخاب، همسوسازی و ایجاد انگیزه در تیم مدیریت ارشدش از برنامه عقب افتاده است.
آن روز غروب، تمام فکرش معطوف به جاستین بود که مدیریت سبد محصولات مجتمعهای فروشگاهی تخفیفی لوکس شرکت در ۲۶ کشور را بر عهده داشت. او بلافاصله پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه به هایاستریت پیوسته بود و قویاً اعتقاد داشت که چون بازارهای املاک، همواره چرخهای بودهاند، خرید حضوری دوباره رونق خواهد گرفت. قبول داشت که خرید آنلاین، کانالی با رشدی فزاینده است، اما پیوسته به همکارانش یادآوری میکرد که این کانال هنوز تنها یکچهارم از خرید خردهفروشی جهانی را به خودش اختصاص داده است و همچنان مطمئن بود که خردهفروشیهای فیزیکی مسیرهای مناسبی برای رشد دارند. اخیراً در سخنرانیاش برای مدیران ارشد شرکت چنین گفته بود، «ما قبلاً هم چنین چرخههایی را تجربه کردهایم. رمز موفقیت این است که دستپاچه نشویم و ثبات و پایداریمان را حفظ کنیم.»
شانون بهتازگی ایمیلی از جاستین دریافت کرده بود که در آن نوشته بود نمیتواند در جلسهٔ برنامهریزی استراتژیک تیم که برای فردا تنظیم شده بود، شرکت کند، زیرا قرار ملاقاتی با خردهفروشی مهم داشت که قصد داشت قرارداد اجارهاش را در دهها شعبهٔ هایاستریت فسخ کند؛ یعنی مسئلهٔ نگرانکنندهای که نیازمند رسیدگی فوری او بود. شانون این اقدام را نشانهای دیگر از بیمیلی او در پذیرش رهبری خودش میدانست؛ و تصور میکرد که این دیدگاه در حال سرایت به کل شرکت است. او استخدام شده بود تا هایاستریت را با تحولات قرن بیستویکم همسو کند و برنامهای جامع تدوین کرده بود که شامل این موارد میشد: تعطیلی سریع مراکز خرید کمبازده، جذب مشتریان جدیدی که تجربههای خردهفروشی جذابتری ارائه میدادند و توسعهٔ راهکارهای نوین جهت ارزشآفرینی دیجیتال برای مشتریان. او میخواست پیش از ارائهٔ این طرح به هیئتمدیره در اواخر همان ماه، با تیمش جلسهای حضوری برگزار کند تا دربارهٔ استراتژیها به توافق برسند. اما جاستین هربار از پذیرش ایدههای او امتناع میکرد.
آن روز غروب، تمام فکرش معطوف به جاستین بود که مدیریت سبد محصولات مجتمعهای فروشگاهی تخفیفی لوکس شرکت در ۲۶ کشور را بر عهده داشت. او بلافاصله پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه به هایاستریت پیوسته بود و قویاً اعتقاد داشت که چون بازارهای املاک، همواره چرخهای بودهاند، خرید حضوری دوباره رونق خواهد گرفت. قبول داشت که خرید آنلاین، کانالی با رشدی فزاینده است، اما پیوسته به همکارانش یادآوری میکرد که این کانال هنوز تنها یکچهارم از خرید خردهفروشی جهانی را به خودش اختصاص داده است و همچنان مطمئن بود که خردهفروشیهای فیزیکی مسیرهای مناسبی برای رشد دارند. اخیراً در سخنرانیاش برای مدیران ارشد شرکت چنین گفته بود، «ما قبلاً هم چنین چرخههایی را تجربه کردهایم. رمز موفقیت این است که دستپاچه نشویم و ثبات و پایداریمان را حفظ کنیم.»
شانون بهتازگی ایمیلی از جاستین دریافت کرده بود که در آن نوشته بود نمیتواند در جلسهٔ برنامهریزی استراتژیک تیم که برای فردا تنظیم شده بود، شرکت کند، زیرا قرار ملاقاتی با خردهفروشی مهم داشت که قصد داشت قرارداد اجارهاش را در دهها شعبهٔ هایاستریت فسخ کند؛ یعنی مسئلهٔ نگرانکنندهای که نیازمند رسیدگی فوری او بود. شانون این اقدام را نشانهای دیگر از بیمیلی او در پذیرش رهبری خودش میدانست؛ و تصور میکرد که این دیدگاه در حال سرایت به کل شرکت است. او استخدام شده بود تا هایاستریت را با تحولات قرن بیستویکم همسو کند و برنامهای جامع تدوین کرده بود که شامل این موارد میشد: تعطیلی سریع مراکز خرید کمبازده، جذب مشتریان جدیدی که تجربههای خردهفروشی جذابتری ارائه میدادند و توسعهٔ راهکارهای نوین جهت ارزشآفرینی دیجیتال برای مشتریان. او میخواست پیش از ارائهٔ این طرح به هیئتمدیره در اواخر همان ماه، با تیمش جلسهای حضوری برگزار کند تا دربارهٔ استراتژیها به توافق برسند. اما جاستین هربار از پذیرش ایدههای او امتناع میکرد.

نظرات شما