دیجیتال لزوماً نباید تحویلآفرین باشد
میتوان بهترین نتایج را نه از طریق بازآفرینی، بلکه بهواسطهی انطباقپذیری کسب کرد
به پایان یک ناهار طولانی روی دریاچهی آرام ژنو نزدیک میشدیم که معاون ارشد یک کمپانی پیشگام بینالمللی، حقیقتی را اعتراف کرد: «یک دوجین کمیتهی تحول دیجیتال داریم؛ طرحهای گوناگونی برای تحول دیجیتال داریم؛ با تمام قوا به دنبال تحول دیجیتال هستیم… اما هیچکس نمیتواند معنای واقعی این تحول را به من توضیح دهد.»
اساسیترین پاسخ به پرسش فوق، از این قرار است: این عبارت پرکاربرد، به معنای تطبیق استراتژی و ساختار سازمان برای بهکارگیری فرصتهای حاصل از فناوری دیجیتال است. این یک چالش جدید نیست. درهرحال چندین دهه از ظهور کامپیوترها و نرمافزارها میگذرد و آنها تغییرات زیادی را در محصولات و خدمات و نحوهی ساخت و ارائهی آنها به وجود آوردهاند. اما منظور معاون ارشد این بود که کمپانیها نمیتوانند یک برنامهی عملیاتی مناسب را ارائه دهند. میتوانید کامپیوترهای امروزی را در جیب خود بگذارید یا روی مچتان ببندید و اپلیکیشنهای نرمافزاری نصبشده روی آنها، قابلیتهای گوناگون ازجمله اتوماسیون وظایفی که پیشتر توسط انسانها صورت میگرفتند (نظیر مدیریت هزینهها)، مجازیسازی سختافزار و سفارشیسازی هدفمندتر محصولات و خدمات را ممکن کردهاند. همچنین این اپها به افراد حاضر در جایجای دنیا دسترسی دارند: سنسورهای تعبیهشده در این دستگاهها و رابط کاربری آنها، قابلیت ارسال داده بهصورت آنی را فراهم کردهاند و بدین ترتیب، امکان اتخاذ تصمیمات آگاهانهتر و ارائهی توصیههای ماشینی را به وجود آمده است. مخلص کلام اینکه دیگر نمیتوان فناوری دیجیتال را یک پدیدهی منحصر به واحد فناوری اطلاعات دانست؛ بلکه آن را در اکثر بخشهای زنجیرهی تأمین کمپانی به کار میگیرند. کاملاً قابل درک است که چرا مدیران، کار دشواری برای درک معنای تحول دیجیتال دارند و نمیتوانند فرصتهای ضروری یا طرحهای اولویتدار را شناسایی کنند.

نظرات شما