
[مدیرعامل /مدرنا]
استیفن بانسل
برنامهریزی معکوس از آینده به عقب
اغلب افراد با در نظر گرفتن محدودیتهای کنونی، به آیندۀ کسبوکار میاندیشند. ما انسانها عادت داریم زمان را خطی در نظر بگیریم. اما این طرز فکر از خلاقیت ما میکاهد؛ در نتیجه هر آنچه پیشتر غیرقابل اجرا بوده، کماکان غیرممکن به نظر میرسد.
اما جایگزین بهتری وجود دارد. با در نظر گرفتن پنج یا ده سال آینده و «بازگشت به گذشته»، به راهکارهای ممکن کنونی محدود نخواهید شد. میتوانید سال دهم را هدف بگیرید و سپس اتفاقات رخداده در سالهای نهم، هشتم و … را تحلیل کنید تا چشمانداز شما رنگ واقعیت بگیرد.
از همین شیوه هنگام تاسیس مدرنا در سال 2011 استفاده کردم. استارتاپی بدون سوابق پیشین بودیم؛ پس طبیعی بود رویاهای بزرگی دربارۀ جایگاه مطلوب شرکت در یک دهه بعد داشته باشیم و برنامهریزی معکوس انجام دهیم. ابتدا مطمئن شدیم تمام ذینفعان با چشمانداز ما همسو هستند و به آنها زمان دادیم تا از نظر ذهنی و احساسی خود را با مسیر پیش روی ما تطبیق دهند.
این طرز فکر باعث شد در همان سالهای اول، رباتهای کارآمدی برای تحقیقات پیشبالینی بسازیم. هدف ما صنعتی کردن توانایی مدرنا در زمینۀ ساخت آرانایهای پیامرسان (mRNA) بود. این آرانایها به سلولهای انسان یاد میدهند چطور با ساخت پروتئین، واکنش سیستم ایمنی بدن را برانگیزند. ابتدا به تعداد آرانایهای موردنیاز (هزاران) و مدتزمان لازم برای تسلط دانشمندان در زمینۀ آزمایش و یادگیری (سه سال) اندیشیدیم. سپس با برنامهریزی معکوس و بدون اتکا به پیشفرضها یا مدلهای گذشته، اقدامات و پلتفرمهای رباتیک لازم برای دستیابی به این اهداف را طراحی کردیم.
بهتازگی با استفاده از همین تاکتیک، طی کمتر از یک سال واکسن کرونای mRNA را توسعه دادیم. ایدۀ دیوانهواری بود و باید هرچه سریعتر به نتیجه میرسیدیم، اما باز هم از روش برنامهریزی معکوس استفاده کردیم. چشمانداز نهایی یعنی تایید واکسن را تجسم کردیم و سپس برنامهریزی معکوس انجام دادیم؛ از کسب مجوز دولت تا تکمیل آزمایشهای بالینی و تولید واکسن. فرایندی که ابتدا تا انتهای آن اغلب چندین سال طول میکشد.

نظرات شما