اشتراک رایگان

معضل درستکاری

banner



اخیراً اخبار پر از داستان‌های اختلاس، رشوه‌خواری و سایر انواع فساد در شرکت‌ها است. در یک بررسی سال 2018، PwC مشاهده کرد که تقریباً نیمی از 7228 سازمان شرکت‌کننده، تجربه‌ی بزهکاری یا تخلف‌های اقتصادی را در عملکرد سال گذشته‌‌ی خود داشتند، درحالی‌که این آمار در سال 2009، 30درصد بود. بنابراین ادعای افزایش بزهکاری کارمندی، به‌هیچ‌عنوان اغراق‌آمیز نیست. و این تخلفات، هزینه‌های قابل توجهی را به همراه دارند: ارزش سهامدار را از بین می‌برند، بخش زیادی از منابع مدیریتی را به خود اختصاص می‌دهند و صدمات بعضاً جبران‌ناپذیری را به برندها وارد می‌کنند.





همان بررسی PwC نشان داد که بیش از نیمی از بزهکاری‌های کارمندی توسط «نقش‌آفرین‌های داخلی» سازمان صورت می‌گیرند – پدیده‌ای که در مقاله‌ی «چطور کمپانی خود را در برابر رسوایی مصون کنید» (صفحه‌ی 32)، توسط پل هیلی و جرج سرافیم از دانشکده‌ی کسب‌وکار هاروارد مطرح گردید. آن‌ها این موضوع را به ضعف قوانین یا سیستم‌های تطبیق سازمان نسبت نمی‌دهند. به گفته‌ی آن‌ها، شرکت‌هایی که با این رسوایی‌ها مواجه می‌شوند، «فرهنگ برآورده‌سازی اهداف به هر قیمت را اشاعه داده‌اند که باعث می‌شود هرگز به شیوه‌ی برآورده‌سازی آن‌ها فکر نکنند».





ریشه‌‌ی تمامی این مشکلات در رهبری است: به گفته‌ی سرافیم و هیلی، «مدیران ارشد اکثر کمپانی‌هایی که تخلفاتشان به‌صورت کاملاً علنی منتشر شد، رسیدگی به این رخدادها را در حوزه‌ی مسئولیت‌های خودشان نمی‌دانستند یا آن‌ها را نشانه‌ای از کاستی‌های اساسی سازمانشان نمی‌پنداشتند». علی‌رغم آگاهی این رهبرها از اهمیت سیستم‌های تطبیق، همچنان تأکید بیشتری روی شکست رقبا و شگفت‌زده کردن سرمایه‌گذاران داشتند. پیامی که ممکن است فرهنگ خطاکاری را افزایش دهد.

برای مشاهده ادامه متن مقاله، اشتراک تهیه نمایید.

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *