چرا کمک خواستن این‌قدر سخت است

banner
و چطور بر موانع این کار غلبه کنیم

مارتا استرس زیادی داشت. اختلالات بزرگی در زنجیرۀ تأمین شرکت رخ داده بود و اعضای تیمش باید با اضافه‌کاری این مشکلات را حل می‌‌کردند. کارکنان بسیار ماهری داشت، اما به‌هیچ‌عنوان نمی‌خواست زیاده‌خواهی کند و کار بیشتری از آن‌‌ها بکشد. به اعتقاد مارتا همین الان هم وظایف زیادی روی دوش آن‌ها بود و خودش باید پا پیش می‌‌گذاشت. همین دیدگاه را در قبال رئیسش هم داشت. دوست نداشت از او کمک بخواهد و گمان می‌کرد از این درخواستش ناراحت می‌شود.

از طرفی در زندگی شخصی خودش هم فشارهای زیادی را تحمل می‌کرد: فرزندانش خیلی کوچک بودند و به توجه زیادی نیاز داشتند؛ اما واداشتن شوهرش برای صرف زمان بیشتر با بچه‌ها کار راحتی نبود. شغل پرمسئولیتی داشت و انرژی زیادی از او می‌گرفت. همچنین به‌طورجدی ورزش می‌کرد؛ اعتقاد داشت به او آرامش می‌دهد و به‌این‌ترتیب راحت‌تر می‌تواند مسئولیت‌های خانه و خانواده را مدیریت کند.

موقعیت مارتا آشنا به نظر می‌رسد؟ با اینکه انسان‌ها موجودات اجتماعی هستند و مشکلی با کمک کردن به دیگران یا پذیرفتن کمک‌های آن‌ها ندارند، اما درخواست کردن از دیگران را مشکل می‌دانند. با این رویه به‌تدریج آسیب می‌بینیم. همچنین با افزایش دورکاری بیش‌ازپیش از همکاران فاصله گرفته‌ایم و چالش‌های کمک خواستن دوچندان می‌شود.

البته مستقل بودن هیچ ایرادی ندارد. جامعه این ویژگی را تحسین می‌کند. اما برای افزایش رضایتمندی و موفقیت در محیط کار باید محدودیت‌های ظرفیتی خود را بشناسید و کمک خواستن از دیگران را عیب ندانید.



چطور این خصیصه را پرورش دهیم؟ اجازه دهید ابتدا ریشه‌های بی‌میلی انسان برای کمک خواستن را بررسی کنیم.

موانع درخواست کمک


در جایگاه روانکاو، مربی شغلی و کارشناس توسعۀ رهبری، ریشه‌های روان‌شناختی واکنش‌ها و رفتارهای افراد را مطالعه می‌کنم. در همین راستا چند خصوصیت تأثیرگذار بر تقویت ذهنیت «خودمحوری» را شناسایی کرده‌ام.

ترس از آسیب‌پذیری: زمانی که کسی اعتمادبه‌نفس ندارد و مدام به برداشت دیگران از خودش می‌اندیشد، کمک خواستن را نشانۀ ضعف می‌داند. می‌‌ترسد این درخواست را نشانۀ بی‌لیاقتی یا حقارت او بدانند. همچنین شاید از سندرم متقلب رنج ببرد (اغلب به اشتباه) و باوجود ظاهرسازی، نگران افشای ماهیت درونی خودش است. به همین دلیل از دیگران فاصله می‌گیرد و سعی می‌کند همۀ کارها را خودش انجام دهد.

نیاز به استقلال: وقتی خودکفایی و استقلال در اولویت شما باشد، کمک خواستن از دیگران را عذاب‌آور می‌دانید. شاید خیلی‌ها به‌خاطر پیش‌زمینه‌های خانوادگی و فرهنگی فکر کنند از عهدۀ همۀ کارها برمی‌آیند. آن‌ها عادت کرده‌اند تنها به دل مشکلات بزنند و به همین دلیل با کارهای تیمی مشکل دارند. استقلال جزء جدانشدنی از خودانگارۀ آن‌ها است.

برای مشاهده ادامه متن مقاله، اشتراک تهیه نمایید.

نویسنده

منفرد کتس دی‌فرای محقق حوزۀ مدیریت، روانکاو و مربی شغلی است. او استاد برجستۀ توسعۀ رهبری و تغییر سازمانی در اینسید است.

ذخیره و اشتراک گذاری

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *