وقتی اوایل ژانویه به لووف برگشتم، به همراه همبنیانگذارم اندرو یاسینیشین روی برنامۀ استمرار کسبوکار برای شرکت طراحی نرمافزار ششسالۀ خودمان یعنی ریلبس کار کردیم. به همراه مدیران بخشها (پخش، منابع انسانی، امور مالی، گزینش و مهندسی) روی چهار سناریو کار کردیم؛ هر کدام از این سناریوها، سطح متفاوتی از حملات روسیه، واکنش اوکراین و ریسکهای امنیتی، زیرساختی و محیطی را پوشش میدادند. در ادامه برای هر کدام از این سناریوها برنامهریزی کردیم. برای نمونه اگر تعداد بیشتری از نیروهای مسلح روس در مرزهای کشور تجمع کردند، هر هفته با کارکنان و مشتریان تماس بگیریم. یا اگر تعدادشان از 300 هزار نفر فراتر رفت، زیرساختهای فناوری حیاتی را به موقعیتهای مکانی امن منتقل کنیم.
اخبار را زیر نظر داشتیم تا بهتر از قبل چالشهای کارکنان و مشکلات اجرایی آنها را بفهمیم. همچنین بیوقفه با مشتریان داخلی و بینالمللی صحبت میکردیم تا دغدغههای احتمالی آنها را دربارۀ کسبوکار در اوکراین بشنویم. در آن مقطع، بعضیها فکر میکردند عملیاتمان را به خارج از کشور منتقل میکنیم. هرچند این نوع برنامهریزی بین شرکتهای بزرگتر رواج دارد، اما شرکتهای کوچکتر نظیر ریلبس اینطور عمل نمیکنند. اما برای ما که در خاک اوکراین کار میکردیم، چنین حرکتی سنجیده به نظر میرسید. من ذاتاً آدم محتاط و بدبینی هستم، اما حتی خونسردترین و خوشبینترین کارکنان ما هم تهدید حملۀ روسیه را جدی گرفته بودند.
بیوقفه با مشتریان داخلی و بینالمللی صحبت میکردیم تا دغدغههای احتمالی آنها را دربارۀ کسبوکار در اوکراین بشنویم.
سرانجام در 24 فوریه، روسیه به اوکراین حمله کرد و برنامهریزیهای ما نتیجه داد. تا آن لحظه به 30 درصد از کارمندان شرکت کمک کرده بودیم تا به لهستان و سایر کشورها بروند؛ بودجۀ برنامۀ استمرار کسبوکار را تخصیص داده بودیم؛ سیاستهای منابع انسانی برای موقعیتهای اضطراری نظیر تخلیۀ منطقه، اعزام نیروها به ارتش و جابجاییهای بینالمللی تنظیم شده بود؛ دورههای آموزشی متنوع دربارۀ سلامت ذهنی، مبانی کمکهای اولیه و مدیریت در حین بحران برگزار کرده بودیم تا آمادگی کارکنان سازمان را افزایش دهیم.
اگرچه حملۀ روسیه روی عملکردمان تأثیر گذاشت، اما بهخاطر همین برنامهریزیها توانستیم طی چند هفته، 90 درصد از عملکرد همیشگیمان را بازیابیم. طی سال گذشته، همین روند ادامه یافته و چهبسا بهتر هم شده، کمااینکه فروش ما به مشتریان کنونی و جدید، تغییر چندانی نکرده است. مهمتر اینکه توانستهایم در این دوران خطرناک و ناخوشایند، از کارکنان سازمان پشتیبانی کنیم و تمام تلاشمان را برای حفظ امنیت، انگیزه و کارایی آنها انجام دهیم.
امیدواریم درسهای آموخته در زمینۀ اهمیت برنامهریزی سناریو، انعطافپذیری، تصمیمگیری و هدایت مشتریان و کارکنان در محیطهای بیثبات، برای سایر سازمانهای اوکراینی، رهبران نقاط مختلف دنیا و مدیریت بحرانهای پیش رو مفید باشد.
نرمال جدید
من و اندرو شرکت طراحی نرمافزار ریلبس را در سال 2016 تأسیس کردیم. او، مدیرعامل و من، مدیر ارشد عملیات شدم. هر دو سابقۀ کار مهندسی داشتیم، پس مشکلات متداول را میشناختیم و شعار «از طرف مهندسان برای مهندسان» را انتخاب کردیم. اوایل فوریۀ 2022، تصمیم گرفتیم تمام تمرکزمان را روی مهندسی نرمافزار بگذاریم و بیش از یک دوجین مشتری در داخل اوکراین و کشورهای اروپا و آمریکا جمع کردیم. 67 کارمند تماموقت داشتیم که 80 درصدشان در اوکراین زندگی میکردند و حدود نیمی از آنها در دفاتر لووف مشغول بودند. سالانه 3.4 میلیون دلار درآمد داشتیم که با نرخ 25 درصد رشد میکرد.
با اینکه کارشناسان علوم سیاسی، رسانهها و منتورهای کسبوکار، نگرانی روزافزونی بابت حملۀ روسیه داشتند و برای آن آماده شده بودیم، کماکان امید داشتیم چنین اتفاقی رخ ندهد. پس از این واقعه، همهچیز تغییر کرد.
ساعت پنج صبح با تماس خانوادهام از خواب بیدار شدم: جنگ شروع شد. از قبل چمدانهای اضطراری را داخل ماشین گذاشته بودیم و به همراه نامزدم، به سمت خانۀ اقوام در کوههای خارج از لووف حرکت کردیم؛ پیشتر به همراه خانواده روی همین برنامه توافق کرده بودیم. برخی از دوستان و همکاران نیز از شهر فرار کردند، اما بقیه همانجا ماندند.

نظرات شما