از پیشفرضهای غربی که اغلب همکاریهای میانفرهنگی را به بیراهه میبرند، پرهیز کنید.
مدیران غربی که مسئولیت هدایت تیمهای جهانی را بر عهده دارند، با دامی جدی روبرو هستند. تخصص و آموزش آنها معمولاً ریشه در زمینههای فردگرایانۀ غربی دارد؛ آرمانهایی همچون خودمختاری، توانمندسازی، برابریگرایی و اصالت. با این حال، بنا بر مطالعات رهبری گلوب، 70 درصد نیروی کار جهان جمعگرا و سلسلهمراتبی است. این ویژگیها نهتنها در میان کارکنان شانگهای و دبی دیده میشود، بلکه در میان استعدادهای مهاجر در کپنهاگ و اوماها نیز رایج است.
برای رهبری تیمهای جهانی، رویکردی متفاوت لازم است. مسئله این نیست که توصیههای رهبری غربی کاملاً نادرستاند؛ بلکه یک رهبر جهانی به جعبه ابزاری بزرگتر و درک دقیقتری از زمان و چگونگی استفاده از ابزارهای درون آن نیاز دارد. آموزشهای حساسیت فرهنگی و حتی آمادهسازیهای فرهنگمحور اغلب ناکافیاند، زیرا بیش از حد هدفمند و مقطعی هستند. این وضعیت شبیه تلاش برای آموزش یک ربات در خواندن و واکنش به زبان بدن با دادههای آموزشی محدود است.
خلاصۀ ایده
مشکل
مدیرانی که در غرب آموزش دیدهاند و تیمهای جهانی را هدایت میکنند با یک چالش روبرو هستند: سبکهای مدیریتی فردگرایانۀ آنها اغلب در فرهنگهای جمعگرا -جایی که بخش عمدهای از نیروی کار جهان حضور دارد- کارایی لازم را ندارند.
راهحل
برای رهبری مؤثر، مدیران باید «هوش فرهنگی» را توسعه دهند؛ توانایی انعطافپذیر جهت سازگاری با موقعیتهای پیچیدۀ میانفرهنگی.
راه پیشرو
رهبری مؤثر تیمهای جهانی

نظرات شما