شش سوءتفاهمی که سازمانها را گمراه کردهاند.
پیشتر امنیت روانی یا همان آسایش خاطر اعضای سازمان برای بیان نظرات شخصی، اصطلاح گنگی در ادبیات روانشناسی و مدیریت بود. اما امروزه چنین مفهومی بسیار متداول شده است. مدیران، مشاوران و شرکتهای آموزشی متعددی تمام تلاش خود را صرف ایجاد محیطهای امن روانی کردهاند و هزاران مقاله در همین زمینه نوشته شده است.
خلاصه ایده
مسئله
امنیت روانی – باور مشترکِ اعضای تیم که بیان صریح نظراتشان هیچ مشکلی برای آنها ایجاد نمیکند – مفهوم بسیار متداولی است، اما اغلب درک درستی از آن وجود ندارد. ازجمله برداشتهای نادرست اینکه برخی آن را معادل دلنشین بودن یا امنیت شغلی میدانند و بهزعمشان میتوان آن را الزامی کرد.
اثرات
چنین برداشتهای نادرستی میتوانند موجب سرخوردگی کارکنان و مدیران شوند، مانعی در مسیر گفتگوهای سازنده باشند و در نهایت به عملکرد سازمان صدمه بزنند.
راهحل
رهبران باید بهصراحت دربارۀ مفهوم امنیت روانی توضیح دهند و با چنین برداشتهای نادرستی مقابله کنند. همچنین باید اقداماتی برای بهبود کیفیت گفتگوها انجام دهند و ساختارها و رسومی در سازمان جا بیندازند تا اعضا پیشرفتشان را در محیط امن روانی ارزیابی کنند.

نظرات شما