دستاورد یک عمر؛ مصاحبه با پرابال گورونگ
پرابال گورونگ که در نپال بزرگ شد، بابت «دخترانه بودن» مورد آزار و تحقیر قرار گرفت، اما این مانع او از بازی با لباسها، عشق به هنر و طراحی و در نهایت دنبال کردن حرفهای مد نشد. پس از همکاری با دونا کارن، سینتیا رولی و بیل بلاس، برندی با نام خودش راهاندازی کرد؛ برندی که مشتریان مشهوری چون زوئی سالدانا و میشل اوباما را جذب کردهاست و با لباسهایی شناخته میشود که برای زنان در همۀ اندازهها طراحی شدهاند. خاطرات جدید گورونگ با عنوان «مثل یک دختر راه برو» منتشر شده است.
«من هیچ سرمایهگذاری بیرونی را نپذیرفتهام. موضوع فقط پول نیست؛ موضوع نیت است. آیا میخواهید با صداقت رشد کنید؟ آیا ارزشهای ما همراستا هستند؟»
اچبیآر: چگونه از دوران کودکی دشوار خود عبور کردید؟
گورونگ: وقتی مدام به شما میگویند زنصفت یا خواجه هستید، وقتی میگویند جایی در جمع ندارید و هرگز اجازهاش را هم نخواهید داشت، بیتعلق بودن عادی میشود و به نوعی آزادی ختم میشود. با خودم گفتم: «حالا که اینطور است، اگر فکر میکنند من بین آنها جایی ندارم، کارهای مرتبط با خودم را به شیوۀ خودم انجام میدهم.» دردناک بود، اما حالا که به گذشته نگاه میکنم، از همۀ کسانی که اجازه ندادند جزئی از دنیایشان باشم سپاسگزارم، چون به من یاد دادند چگونه از خودم دفاع کنم و فهمیدم برای سنجش ارزشم نیازی به تأیید بیرونی ندارم.
چه چیزی انگیزۀ راهاندازی برند شخصیتان بود؟
سال ۲۰۰۹ بود. اقتصاد در رکود، و بیل بلاس در حال تعطیلی. به دنبال کار بودم و بازخورد این بود: «او به اندازۀ کافی بااستعداد نیست.» پس گفتم: «خُب، مجموعۀ خودم را راه میاندازم.» یکی از ویژگیهای من این است که از شکست نمیترسم. بدترین اتفاقی که میتواند بیفتد چیست؟ مردم خوششان نمیآید. اما نباید فقط به نتیجه فکر کرد؛ اگر روی فرایند تمرکز کنید و به آن احترام بگذارید، همه چیز سر جای خود قرار میگیرد. باور دارم اگر انسان خوبی باشید و سختکوش، اتفاقات درست رقم میخورند.
وقتی شهرت آمد، چگونه تمرکز خود را حفظ کردید؟
یادم میآید مادرم گفت: «اگر از اتفاقات خوب بیش از حد هیجانزده شوی، در لحظات سخت همانقدر افسرده خواهی شد. پس تعادل خود را حفظ کن.» بعد از ماجرای میشل اوباما، او گفت: «شهرتت دیگر فقط مال تو نیست؛ مال کشور است، مال همۀ کسانی که احساس انزوا کردهاند. چرا مشهور شدهای؟ برای آزمون شخصیتت. میتوانی آن را برای خودت نگه داری یا کاری با آن انجام دهی.» بنابراین من و خواهر و برادرانم بنیاد خیریهای راهاندازی کردیم تا توجهها را به جای دیگری هدایت کنیم. این بنیاد بر زندگی نزدیک به یک میلیون نفر در نپال از طریق آموزش و هنر اثر گذاشته است.
چرا بر تنوع نژادی و سایز در مد تأکید کردهاید؟
پیشتر انتخاب مدلها به این شکل بود: «یک دختر سیاهپوست، یک دختر آسیایی، و همین کافی است.» همیشه میگفتم: «وقتی در موضع قدرت باشم، این را تغییر میدهم.» چون دقیقاً میدانم دیده نشدن یا شهروند درجهدو بودن چه حسی دارد. چه فایدهای دارد همه نگاهها به شما باشد اگر وضع موجود را به چالش نکشید؟ زندگی من پر از آدمهای رنگارنگ با جنسیتها، نژادها، اندازهها و سنین مختلف است و میخواهم جهان ببیند که تجمل محدود به یک گروه نیست، بلکه برای همه وجود دارد.
«من هیچ سرمایهگذاری بیرونی را نپذیرفتهام. موضوع فقط پول نیست؛ موضوع نیت است. آیا میخواهید با صداقت رشد کنید؟ آیا ارزشهای ما همراستا هستند؟»
اچبیآر: چگونه از دوران کودکی دشوار خود عبور کردید؟
گورونگ: وقتی مدام به شما میگویند زنصفت یا خواجه هستید، وقتی میگویند جایی در جمع ندارید و هرگز اجازهاش را هم نخواهید داشت، بیتعلق بودن عادی میشود و به نوعی آزادی ختم میشود. با خودم گفتم: «حالا که اینطور است، اگر فکر میکنند من بین آنها جایی ندارم، کارهای مرتبط با خودم را به شیوۀ خودم انجام میدهم.» دردناک بود، اما حالا که به گذشته نگاه میکنم، از همۀ کسانی که اجازه ندادند جزئی از دنیایشان باشم سپاسگزارم، چون به من یاد دادند چگونه از خودم دفاع کنم و فهمیدم برای سنجش ارزشم نیازی به تأیید بیرونی ندارم.
چه چیزی انگیزۀ راهاندازی برند شخصیتان بود؟
سال ۲۰۰۹ بود. اقتصاد در رکود، و بیل بلاس در حال تعطیلی. به دنبال کار بودم و بازخورد این بود: «او به اندازۀ کافی بااستعداد نیست.» پس گفتم: «خُب، مجموعۀ خودم را راه میاندازم.» یکی از ویژگیهای من این است که از شکست نمیترسم. بدترین اتفاقی که میتواند بیفتد چیست؟ مردم خوششان نمیآید. اما نباید فقط به نتیجه فکر کرد؛ اگر روی فرایند تمرکز کنید و به آن احترام بگذارید، همه چیز سر جای خود قرار میگیرد. باور دارم اگر انسان خوبی باشید و سختکوش، اتفاقات درست رقم میخورند.
وقتی شهرت آمد، چگونه تمرکز خود را حفظ کردید؟
یادم میآید مادرم گفت: «اگر از اتفاقات خوب بیش از حد هیجانزده شوی، در لحظات سخت همانقدر افسرده خواهی شد. پس تعادل خود را حفظ کن.» بعد از ماجرای میشل اوباما، او گفت: «شهرتت دیگر فقط مال تو نیست؛ مال کشور است، مال همۀ کسانی که احساس انزوا کردهاند. چرا مشهور شدهای؟ برای آزمون شخصیتت. میتوانی آن را برای خودت نگه داری یا کاری با آن انجام دهی.» بنابراین من و خواهر و برادرانم بنیاد خیریهای راهاندازی کردیم تا توجهها را به جای دیگری هدایت کنیم. این بنیاد بر زندگی نزدیک به یک میلیون نفر در نپال از طریق آموزش و هنر اثر گذاشته است.
چرا بر تنوع نژادی و سایز در مد تأکید کردهاید؟
پیشتر انتخاب مدلها به این شکل بود: «یک دختر سیاهپوست، یک دختر آسیایی، و همین کافی است.» همیشه میگفتم: «وقتی در موضع قدرت باشم، این را تغییر میدهم.» چون دقیقاً میدانم دیده نشدن یا شهروند درجهدو بودن چه حسی دارد. چه فایدهای دارد همه نگاهها به شما باشد اگر وضع موجود را به چالش نکشید؟ زندگی من پر از آدمهای رنگارنگ با جنسیتها، نژادها، اندازهها و سنین مختلف است و میخواهم جهان ببیند که تجمل محدود به یک گروه نیست، بلکه برای همه وجود دارد.

نظرات شما