لیبسکیند: باید ایمان داشته باشید تا در بدبینی گرفتار نشوید که همهجا هست. افراد میگویند «این موزه هیچگاه ساخته نخواهد شد. شما باید تسلیم شوید». یا میگویند «با این همه ذینفع، آخرش چیزی برای شما باقی نمیماند». اما باید پوست کلفت بوده و به کارتان باور داشته باشید. این به خاطر خودتان نیست. در آلمان به خاطر فرهنگ یهودیهایی بوده که به قتل رسیده بودند. در نیویورک به خاطر خانوادهی قربانیان است.
هنگام همکاری با دیگران، چگونه افراد را کنار یکدیگر جمع میکنید؟

«شما در تمامی مسئولیتها، به فضیلتی همچون صبر نیاز دارید، اما در معماری این نیاز جلوهی بیشتری دارد.»
چگونه در مورد تقبل پروژهها تصمیمگیری میکنید؟
هر پروژهای که به نظرم جالب باشد را میپذیرم. همچنین باید به چشمان مشتری بنگرم و با خودم بگویم «این همان فردی است که میخواهم با او همکاری کنم». غیر از آن، هیچ قانون دیگری ندارم. اگر کسی گفت «آیا میتوانید با هزینهی ۱۰ دلار یک کلبه برایم بسازید؟»، میتوانم آن را به همان شکلی بپذیرم که یک پروژهی بزرگ در مرکز پاریس را میپذیرم. من یک پیشزمینهی کاری دارم و هیچگاه با خودم فکر نکردم قرار است معماری کاخ را اختراع کنیم. بلکه قرار است به نیازهای مردم پاسخ دهیم.
دربارهی پروسهی خلاقانهی خود بگویید.
با درگیر شدن در پروژه و شنیدن و دیدن آنچه در آنجا وجود دارد، کارتان را آغاز میکنید. اما باید جنبههای نهچندان مشهود و پرسروصدا همچون تاریخچه و رسوم را هم در نظر بگیرید. شما در طول موج آن مکان قرار میگیرید. حیاتی دوباره در این دنیای جدید مییابید، نه بهعنوان یک توریست بلکه در قالب بخشی از آن. و در این شرایط است که اندیشهای به ذهنتان خطور میکند.
چگونه پروژهها را از راه دور مدیریت میکنید؟


نظرات شما