خلق یک زنجیره‌ی تامین شفاف

نویسندگان: آبهیناو گایها, ویشال گار

بلاک‌چین می‌تواند موجب افزایش اعتماد، بهره‌وری و سرعت شود

بلاک‌چین یا همان فناوری نگه‌داری سوابق دیجیتال که اساس بیت‌کوین و سایر شبکه‌های ارز دیجیتال را تشکیل می‌دهد، یک عامل دگرگون‌ساز در دنیای مالی است. اما یکی دیگر از کاربردهای امیدوارکننده‌ی این فناوری، در حوزه‌ی مدیریت زنجیره‌ی تامین است. بلاک‌چین می‌تواند با فراهم‌سازی امکان تحویل سریع‌تر و مقرون‌به‌صرفه‌تر، بهبود پایش و ردیابی محصولات، بهبود هماهنگی میان شرکا، و تسهیل پروسه‌ی تامین مالی، نقش به‌سزایی در ارتقای زنجیره‌های تامین ایفا کند.

به‌منظور درک بهتر این فرصت، هفت شرکت بزرگ آمریکایی را مطالعه کردیم که پیشگامان مدیریت زنجیره‌ی تامین هستند و تلاش می‌کنند از بلاک‌چین برای حل چالش‌های پیش روی خود بهره بگیرند. این کمپانی‌ها – کورنینگ، امرسون، هیوارد، آی‌بی‌ام، مسترکارد و دو شرکت دیگر که نمی‌خواستند نامشان افشا شود – در صنایع گوناگونی کار می‌کنند: تولید، خرده‌فروشی، فناوری و خدمات مالی. برخی از آن‌ها بررسی‌های اولیه‌ی خود را بر روی بلاک‌‌چین انجام می‌دهند، تعداد اندکی از آن‌ها نسخه‌های آزمایشی ساخته‌اند و البته گروهی هم بیشتر پیش رفته و در حال همکاری با شرکای زنجیره‌ی تامین برای توسعه‌ی کاربردهای مناسب هستند. این مقاله حاوی یافته‌های ما درباره‌ی وضعیت کنونی، مزایای احتمالی بلاک‌چین، و تفاوت‌های بهره‌برداری از بلاک‌چین در زنجیره‌های تامین نسبت به کاربرد آن در ارزهای دیجیتال است.


خلاصه ایده

مسئله

رویکردهای کنونی برای ثبت جریان‌های اطلاعات، موجودی و مالی در تراکنش‌های زنجیره‌ی تامین، به‌اندازه‌ی کافی خوب نیستند. نقاط کوری وجود دارند که مشکلاتی برای خریداران، تامین‌کنندگان و بانک‌های درگیر ایجاد می‌کنند.

یک راهکار احتمالی

فناوری بلاک‌چین می‌تواند چاره‌ساز باشد. نتایج اولیه‌ی هفت شرکت بزرگ نشان می‌دهند که نگه‌داری سوابق روی بلاک‌چین، می‌تواند موجب تسریع و مقرون‌به‌صرفه شدن فرایند تحویل محصول، بهبود پایش و ردیابی محصولات، افزایش هماهنگی میان شرکا، و تسهیل پروسه‌ی تامین مالی شود.

چیزهایی که به آن‌ها نیاز داریم

بهره‌برداری موفق از بلاک‌چین در مدیریت زنجیره‌ی تامین، مستلزم یک گروه قابل اعتماد از شرکت‌کنندگان مجاز، یک پروتکل اجماع جدید، و مصونیت‌هایی برای جلوگیری از ورود محصولات آلوده یا تقلبی است.


بلاک‌چین یک دفترکل توزیع‌شده یا غیرمتمرکز است – یک سیستم دیجیتال برای ثبت تراکنش‌های چندین جناح به شیوه‌ای قابل بازبینی و نفوذناپذیر. دفترکل می‌تواند به‌گونه‌ای طراحی شود که به‌طور خودکار تراکنش‌ها را آغاز کند. در شبکه‌های ارز دیجیتال که برای جایگزینی با اسکناس‌های بی‌پشتوانه‌ی کنونی طراحی شده‌اند

اما در زنجیره‌های تامین، به تعداد محدودی از جناح‌های آشنا اجازه می‌‌دهد تا مانع مداخله‌ی نقش‌آفرین‌های خرابکار در عملیاتشان شوند و البته عملکرد بهتری هم داشته باشند. کاربردهای موفقیت‌آمیز بلاک‌چین در زنجیره‌های تامین، نیازمند بلاک‌چین‌های مجاز جدید، استانداردهای جدید برای نمایش تراکنش‌ها روی یک بلوک، و قوانین جدید برای نظارت بر سیستم هستند – که همگی در مراحل مختلفی از مسیر توسعه‌ی خود قرار دارند.

مزایای بلاک‌چین

از دهه‌ی 90 به این‌سو و به‌موجب سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمانی (ERP)، پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای در اشتراک‌گذاری اطلاعات زنجیره‌ی تامین صورت گرفته است که کمپانی‌هایی نظیر والمارت و پراکتر اند گمبل سردمدار این عرصه بوده‌اند. اما شفافیت کماکان یکی از چالش‌های زنجیره‌های تامین بزرگ با تراکنش‌های پیچیده است.

به‌منظور درک محدودیت‌های دفترکل‌های مالی و سیستم‌های ERP کنونی، و عواید احتمالی دنیای بلاک‌چین، بیایید یک سناریوی فرضی ارائه دهیم: تراکنشی ساده که خرده‌فروش تقاضای یک محصول معین را به تامین‌کننده می‏‌فرستد، و بانک که سرمایه‌ی جاری موردنیاز برای تامین آن سفارش را فراهم می‌کند (کادر «شرح جزئیات یک تراکنش ساده: شیوه‌های سنتی در تقابل با سیستم‌های بلاک‌چین» را ببینید). این تراکنش شامل جریان‌های اطلاعات، جریان‌های موجودی و جریان‌های مالی است. به خاطر داشته باشید که هر جریان معین، لزوماً در دفترکل مالی هر سه جناح درگیر ثبت نمی‌شود. و پیشرفته‌ترین سیستم‌های ERP، حسابرسی‌های دستی و بازرسی‌ها هم نمی‌توانند ارتباط مطمئنی میان این سه جریان برقرار کنند؛ بنابراین حذف خطاهای اجرایی، بهبود فرایند تصمیم‌گیری و حل‌وفصل تعارض‌های زنجیره‌ی تامین، دشوارتر از قبل خواهد شد.

عموماً نمی‌توان خطاهای اجرایی – نظیر اشتباهات صورت‌گرفته در داده‌های فهرست موجودی، مرسوله‌های گمشده، و پرداخت‌های تکراری – را در همان لحظه ردیابی کرد. حتی در صورت شناسایی مسئله پس از وقوع، تعیین منبع مشکل یا اصلاح آن با ردیابی مجموعه فعالیت‌های ثبت‌شده در دفترکل و اسناد کنونی، دشوار و پرهزینه خواهد بود. هرچند سیستم‌های ERP تمامی انواع جریان‌ها را ثبت می‌کنند، اما نسبت دادن هر ورودی روزانه (حساب‌های مطالباتی، پرداخت‌ها، پشتوانه‌های بازپرداخت، و مواردی از این دست) به تراکنش مربوطه بسیار دشوار خواهد بود. این امر علی‌الخصوص برای کمپانی‌هایی صدق می‌کند که روزانه هزاران تراکنش با شبکه‌ای بزرگ از شرکای زنجیره‌ی تامین و محصولات گوناگون دارند.

بدتر از همه اینکه اغلب فعالیت‌های زنجیره‌ی تامین به‌شدت پیچیده هستند، خیلی پیچیده‌تر از آنچه به نظر می‌رسد. مثلاً امکان عدم همخوانی میان سفارش‌ها، ارسال‌ها و پرداخت‌ها وجود دارد، زیرا شاید یک سفارش به چند مرسوله و صورتحساب متناظر تقسیم شود یا چند سفارش را با هم تلفیق کنند و در قالب یک مرسوله بفرستند.

یکی از رویکردهای متداول برای بهبود مدیریت زنجیره‌های تامین، تایید تراکنش‌ها از طریق حسابرسی است. حسابرسی یکی از لازمه‌های تضمین پایبندی به قراردادها است، اما نقش چندانی در حل‌وفصل نقصان‌های عملیاتی و بهبود تصمیمات ندارد. یک کمپانی مواد غذایی را در نظر بگیرید که محصولات آن در یک خرده‌فروشی، به تاریخ انقضایشان رسیده‌اند. مطالعه‌ی یکی از ما (ویشال) طی همکاری با یک تولیدکننده‌ی بزرگ غذاهای بسته‌بندی‌شده، نشان داد که حسابرسی یا ارزیابی فهرست موجودی یک فروشگاه می‌تواند تعداد کالاهای منقضی‌شده را افشا کند، اما نمی‌تواند علت آن را توضیح دهد. امکان دارد علت منقضی شدن این محصولات، بروز مشکل در هر یک از بخش‌های زنجیره‌ی تامین نظیر مدیریت نادرست موجودی در مراحل اولیه، تخصیص غیربهینه محصولات به فروشگاه‌ها، تقاضای کم یا پراکنده، و عدم چینش مناسب محصولات در قفسه‌‌ها (ناتوانی در چینش صحیح به‌گونه‌ای که محصولات قدیمی، جلوتر از جدیدها جای بگیرند) باشد. ثبت تمامی این فعالیت‌ها می‌تواند احتمال منقضی شدن محصول را کاهش دهد.

بدین ترتیب خطاهای اجرایی حذف می‌شوند و ردیابی محصولات نیز بهبود می‌یابد. اما تجربیات کمپانی‌های تحت مطالعه نشان داد که یکپارچه‌سازی سیستم‌های ERP، فرایندی پرهزینه و زمان‌بر است. شاید سازمان‌های بزرگ، بیش از 100 سیستم قدیمی ERP داشته باشند – که به‌مرورزمان و به‌واسطه‌ی تغییرات سازمانی، ادغام‌ها و اکتساب‌ها ایجاد شده‌اند. عموماً ارتباط مناسبی میان آن سیستم‌ها شکل نگرفته و حتی ممکن است رویکردهای متفاوتی برای تعریف فیلدهای داده داشته باشند. یک کمپانی بزرگ می‌گفت که صرفاً برای یک فعالیت – باربری – 17 دفترکل در سیستم‌های ERP مجزا دارد و توزیع‌کننده‌ها و تامین‌کننده‌هایش هم دفترکل‌ها و سیستم‌های ERP خودشان را دارند.

در صورت بهره‌گیری از نگه‌داری سوابق بلاک‌چین، هر کدام از دارایی‌ها نظیر واحدهای موجودی، سفارش‌ها، وام‌ها و بارنامه‌ها دارای شناسه‌ی منحصر به خودشان خواهند شد و همچون توکن‌های دیجیتال (مشابه با بیت‌کوین‌ها) عمل می‌کنند. همچنین شرکت‌کنندگان بلاک‌چین، شناسه‌ها یا امضاهای دیجیتال منحصر به خودشان را دارند و از آن‌ برای امضای بلوک‌هایی استفاده می‌کنند که شخصاً به بلاک‌چین می‌افزایند. بنابراین هر گام از تراکنش همچون یک انتقال توکن میان شرکت‌‌کنندگان قلمداد می‌گردد و روی بلاک‌چین ثبت می‌شود.

تراکنش نمونه‌ی ما روی یک بلاک‌چین مشترک را در نظر بگیرید (مجدداً به سراغ کادر بروید). ابتدا خرده‌فروش یک سفارش ثبت می‌کند و آن را به تامین‌کننده می‌فرستد. تا اینجا چون هنوز هیچ تبادل کالا یا خدماتی صورت نگرفته است، هیچ‌چیزی در دفترکل مالی ثبت نمی‌شود. اما شرایط بلاک‌چین به‌گونه‌ای است که خرده‌فروش، توکن دیجیتال خود بابت سفارش را ثبت می‌کند. سپس تامین‌کننده سفارش را وارد می‌کند و به خرده‌فروش اطلاع می‌دهد که سفارشش را دریافت کرده است- اقدامی که مجدداً روی بلاک‌چین ثبت می‌شود؛ اما هیچ جایگاهی در دفترکل مالی ندارد. سپس تامین‌کننده درخواست وام خود را به بانک ارائه می‌دهد تا منابع مالی لازم برای تولید محصول را تامین کند. بانک می‌تواند سفارش ثبت‌شده را روی بلاک‌چین مشترک ببیند، درخواست وام را می‌پذیرد و توکن دیجیتال وام را روی همان بلاک‌چین ثبت می‌کند. و الی‌آخر.

بخشی از ارزش بلاک‌چین به رشته‌بلوک‌های زمان‌بندی‌شده‌ای است که هر سه نوع جریان یک تراکنش را تجمیع می‌کنند و البته جزئیات ثبت‌نشده در سیستم دفترکل مالی که در اینجا زیر نظر گرفته می‌شوند. همچنین تک‌تک بلوک‌‌ها رمزنگاری و در میان تمامی شرکت‌کنندگان توزیع می‌شوند که هر کدام کپی‌های خودشان از آن بلاک‌چین را در اختیار دارند. بلاک‌چین می‌تواند به‌موجب همین ویژگی‌ها، یک دنباله حسابرسی کامل، قابل اعتماد و نفوذناپذیر از هر سه دسته فعالیت زنجیره‌ی تامین فراهم بیاورد.

بنابراین بلاک‌چین نقش قابل توجهی در کاهش (اگر نگوییم حذف) مشکلات اجرایی، پایش‌پذیری و هماهنگ‌سازی ایفا می‌کند که پیش‌تر به آن‌ها پرداخته‌ایم. ازآنجایی‌که هر شرکت‌کننده به کپی‌ خودش از بلاک‌چین دسترسی دارد، هر جناح می‌تواند وضعیت تراکنش و خطاها را ببیند و مسئولیت‌پذیری جناح‌های مقابل برای اقداماتشان را طلب کند. هیچ شرکت‌کننده‌ای نمی‌تواند داده‌های پیشین را تغییر دهد، زیرا این کار مستلزم بازنویسی تمامی بلوک‌های متعاقب در تمامی نسخه‌های مشترک بلاک‌چین است.

بانک نمونه‌ی ما هم می‌تواند از بلاک‌چین بهره بگیرد و مدیریت بهتری بر امور مالی زنجیره‌ی تامین داشته باشد. می‌تواند تصمیمات بهتری برای اعطای وام بگیرد، زیرا می‌تواند از طریق مشاهده‌ی بلاک‌چین، تراکنش‌های میان تامین‌کننده و خرده‌فروش را ببیند، بدون اینکه نیازی به حسابرسی‌های فیزیکی و ارزیابی‌های مالی خسته‌کننده و خطاپذیر باشد. و افزودن سوابق وام به بلاک‌چین که در کنار داده‌های مربوط به‌ صورتحساب‌ها، پرداخت‌ها و انتقال فیزیکی کالاها قرار می‌گیرند، باعث افزایش صرفه‌ی اقتصادی تراکنش‌ها، تسهیل حسابرسی و کاهش ریسک تمامی شرکت‌کنندگان می‌شوند.

همچنین می‌توان با بهره‌گیری از «قراردادهای هوشمند»، بسیاری از این کارکردها را به‌صورت خودکار انجام داد. قراردادهای هوشمند متشکل از کدهایی هستند که با بهره‌گیری از داده‌های بلاک‌چین، زمان برآورده‌شدن تعهدهای قراردادی و انتشار دستورهای پرداخت را بررسی می‌کنند. می‌توان قراردادهای هوشمند را به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کرد که وضعیت تراکنش را ارزیابی کنند و به‌صورت خودکار اقداماتی نظیر انتشار دستور پرداخت، ثبت ورودی‌های دفترکل، و تعیین موارد استثنا و نیازمند مداخلات دستی را انجام دهند.

لازم به ذکر است که بلاک‌چین نمی‌تواند تمامی وظایف سیستم‌های ERP در حوزه‌های پردازش تراکنش، حسابداری و کنترل-مدیریت ازجمله صدور صورت‌حساب، پرداخت و گزارش‌دهی را انجام دهد. همچنین فهرست لینک‌های رمزنگاری‌شده یا ساختار داده‌ی زنجیرمانند بلاک‌چین، مناسب ذخیره‌سازی و بازیابی سریع اطلاعات – یا حتی ذخیره‌سازی بهینه‌ی آن‌ها – نیست. بلاک‌چین همچون خط اتصال سیستم‏‌های قدیمی شرکت‌های درگیر در تراکنش عمل می‌کند. بلوک‌های تراکنش‌های هر شرکت، از طریق سیستم ERP خودشان ساخته و به بلاک‌چین افزوده می‌شوند. بدین ترتیب هماهنگ‌سازی جریان‌های گوناگون تراکنش‌های صورت‌گرفته میان شرکت‌ها نیز ساده‌تر‌ خواهد شد.

کاربردها

بیایید نگاه دقیق‌تری به عملکرد کمپانی‌های تحت مطالعه بیندازیم و ببینیم چطور از بلاک‌چین برای برطرف‌سازی نیازهایی بهره می‌گیرند که فناوری‌ها و روش‌های کنونی قادر به حل‌وفصلشان نیستند.

بهبود پایش و ردیابی: قانون امنیت زنجیره‌ی تامین داروی آمریکا 2013، از کمپانی‌های داروسازی می‌خواهد با شناسایی و ردیابی داروهای تجویزی، محافظ مصرف‌کنندگان در برابر محصولات تقلبی، دزدی یا مضر باشند. یک کمپانی داروسازی بزرگ با تاثیرپذیری از همین حکم، با شرکای زنجیره‌ی تامینش همکاری می‌کند تا از بلاک‌چین برای برآورده‌سازی این هدف بهره بگیرند. فهرست موجودی داروها با کدهای الکترونیک ویژه‌ای برچسب‌گذاری می‌شوند که هم‌راستا با استانداردهای GS1 هستند. با انتقال هر واحد موجودی میان شرکت‌ها، برچسب آن اسکن و روی بلاک‌چین ثبت می‌شود و تاریخچه‌ی حرکت هر آیتم در سرتاسر زنجیره‌ی تامین – از منبع اولیه تا مصرف‌کننده‌ی نهایی – مشخص خواهد بود. موفقیت‌های اولیه‌ی حاصل از آزمایش‌ این رویکرد در آمریکا، محرک کمپانی برای برگزاری آزمایش‌های دیگر در سایر موقعیت‌های مکانی و اجرای گسترده‌ی آن در سرتاسر اروپا شده است. در این میان آی‌بی‌ام هم پروژه‌ی مشابهی را پیش گرفته تا یک زنجیره‌ی تامین ایمن‌تر برای مواد غذایی بسازد. این کمپانی، «آی‌بی‌ام فود تراست» را تاسیس کرده است و با والمارت همکاری می‌کند تا از بلاک‌چین برای پایش تولیدات تازه و سایر محصولات غذایی بهره بگیرند.

این نوع کاربردها نیازمند کمترین حجم اشتراک‌گذاری اطلاعات هستند: نیازی نیست که سفارش‌های خرید، صورتحساب‌ها و پرداخت‌ها روی یک بلاک‌چین یکسان گنجانده شوند. متعاقباً کمپانی‌های نه‌چندان علاقه‌مند به اشتراک‌گذاری داده‏های رقابتی نیز تمایل بیشتری برای مشارکت در پلتفرم خواهند داشت.

عواید آن کاملاً واضح هستند. در صورت شناسایی یک محصول معیوب از سوی کمپانی، بلاک‌چین به شرکت و شرکای زنجیره‌ی تامین آن اجازه می‌دهد که محصول را ردیابی کنند، تمامی تامین‌کنندگان درگیر در شبکه را بشناسند، ملزومات تولید و ارسال محصول را بدانند و به بهینه‌ترین شکل ممکن، درخواست ارجاع آن را صادر کنند. اگر محصولات فاسدشدنی باشند (همچون برخی داروهای معین و محصولات تازه)، بلاک‌چین به کمپانی‌های شرکت‌کننده اجازه می‌دهد تا به‌صورت خودکار وضع کیفی آن را رصد کنند: یک کانتینر یخچالدار که به دستگاه اینترنت اشیا (IoT) برای پایش دما تجهیز شده، می‌تواند هرگونه نوسان خطرناک را روی بلاک‌چین ثبت کند. و اگر دغدغه‌هایی درباره‌ی اصالت محصول مرجوعی توسط خرده‌فروش وجود داشته باشد، بلاک‌چین می‌تواند آن‌ها را از بین ببرد، زیرا کالاهای جعلی فاقد سابقه‌ی راستی‌آزمایی در بلاک‌چین هستند (بعدها از کمپانی‌هایی خواهیم گفت که در تلاش برای عدم ورود کالاهای جعلی به زنجیره‌های تامین و بلاک‌چین‌های خود هستند). بنابراین کمپانی‌های صنایع گوناگون به دنبال ارزیابی این کاربرد از بلاک‌چین هستند؛ ازجمله انگیزه‌های این کمپانی‌ها، قوانین ملزم‌کننده برای نمایش منبع محصولات یا مشتریان پایین‌دست هستند که می‌خواهند موجودی هر جزء را بدانند.

افزایش بهره‌وری و سرعت، و کاهش اختلالات: امرسون به‌عنوان یک کمپانی چندملیتی فعال در عرصه‌ی تولید و مهندسی، یک زنجیره‌ی تامین پیچیده دارد. این زنجیره متشکل از هزاران مؤلفه در میان تامین‌کنندگان، مشتریان و شعب گوناگون است. مایکل ترین، رئیس امرسون، اشاره کرد که این‌گونه زنجیره‌های تامین، عموماً با زمان فراوری طولانی و غیرقابل پیش‌بینی، و فقدان نظارت‌پذیری دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در نتیجه یک تاخیر یا اختلال کوچک در هر جزء از زنجیره‌ی تامین، می‌تواند موجب موجودی مازاد یا کمبود موجودی در سایر اجزا شود. او اعتقاد دارد که بلاک‌چین می‌تواند کمک‌حال سازمان‌ برای غلبه بر این چالش‌ها باشد.

این نمود ساده از مسئله و رویکرد بلاک‌چین برای حل‌وفصل آن را ملاحظه کنید: محصول الف را در نظر بگیرید که از اجزای ج1 و ج2 بهره می‌گیرد و محصول ب که از اجزای ج1 و ج3 استفاده می‌کند. اگر اختلال در تولید جزء ج3 موجب تعویق تولید محصول ب شود، یک راهکار موقت می‌تواند تخصیص موقت ج1های موجود به محصول الف باشد تا وقتی این اختلال به پایان برسد. اما وقتی تمامی محصولات و اجزا توسط کمپانی‌های متفاوت تولید شوند که هیچ اطلاعی از موجودی همدیگر ندارند، امکان انباشته شدن موجودی ج1 در کمپانی سازنده‌ی محصول ب زیاد خواهد بود، حتی اگر سازنده‌ی محصول الف با کمبود ج1 دست‌‌وپنجه نرم کند.

یک راهکار کمپانی‌ها، توافق درباره‌ی متمرکزسازی داده‌های تولید و اتخاذ تصمیمات تخصیص موجودی در قالب یک مخزن مشترک است. اما حجم هماهنگ‌سازی‌های لازم برای این فرایند را در نظر بگیرید: تمامی کمپانی‌های درگیر باید صرف‌نظر از همکاری یا رقابت، به هم اعتماد کنند و داده‌هایشان را به اشتراک بگذارند. این واقع‌گرایانه نیست.

یک راهکار عملی‌تر برای کمپانی‌های شرکت‌کننده، اشتراک‌گذاری جریان‌های موجودی روی بلاک‌چین و اعطای مجوز به هر کمپانی است تا با بهره‌گیری از اطلاعات کامل و مشترک موجود، تصمیماتش را اتخاذ کند. کمپانی‌ها می‌توانند از یک سیستم کانبان برای ثبت سفارش نزد همدیگر و مدیریت تولید بهره بگیرند. به هر آیتم تولیدی، یک کارت‌ کانبان تخصیص داده خواهد شد و بلاک‌چین هم توکن‌های دیجیتال مربوط به هر کارت را ثبت می‌کند. این فرایند موجب شفاف‌سازی بیشتر جریان‌های موجودی در میان کمپانی‌ها و افزایش پیش‌بینی‌پذیری زمان فراوری محصول خواهد شد.

صرفاً امرسون نیست که بلاک‌چین را عامل افزایش بهره‌وری و سرعت زنجیره‌ی تامین خود می‌داند. هیوارد، تولیدکننده‌ی چندملیتی تجهیزات استخر شنا نیز چنین اعتقادی دارد (افشا: ویشال مقداری مشاوره‌ی جزئی به هیوارد ارائه داده. او همچنین مشاور یک استارتاپ استخدام شده که در حال توسعه‌ی کاربردهای بلاک‌چین برای صنعت روغن نخل است). به گفته‌ی دان اسمیت که معاون ارشد عملیات هیوارد است، می‌توان محصولات تکمیل‌‏شده، ظرفیت پردازش، موجودی کالای در جریان ساخت و مواد خام را همچون ارز دیجیتال قلمداد کرد. او می‌گوید که در این صورت می‌توانید با اطمینان و در هر مقطع از زمان، وقت ماشین و فهرست موجودی برای هر سفارش مشتری را تایید کنید. بلاک‌چین با رفع مشکل دوباره‌خرجی – تخصیص نادرست یک ظرفیت یا موجودی خاص به دو سفارش متفاوت – این امر را ممکن کند.

والمارت کانادا شروع به بهره‌برداری از بلاک‌چین برای کمپانی‌های باربری کرده است که محموله‌هایش را منتقل می‌کنند. بلاک‌چین مشترک به آن‌ها اجازه می‌دهد تا داده‌های لجستیکی‌شان را هماهنگ کنند، مرسولات را ردیابی کنند، و پرداخت‌ها را به‌صورت خودکار انجام دهند، بدون اینکه نیازی به تحول عمده در فرایندهای داخلی یا سیستم‌های فناوری اطلاعات شرکت‌های باربری باشد.

در این نمونه، کافی است صرفاً داده‌های مرسوله‌ها یا موجودی خود را به اشتراک بگذارند. همچنین این کاربردها حتی برای سازمان‌های بزرگ با چندین سیستم ERP نیز کارساز هستند.

بهبود پروسه‌ی تامین مالی، انعقاد قرارداد و تراکنش‌های بین‌المللی: وقتی بلاک‌چین تمامی جریان‌های موجودی، اطلاعات و مالی را در میان شرکت‌های درگیر به اشتراک می‌گذارد، پیشرفت‌های قابل توجه در زمینه‌ی تامین مالی زنجیره‌ی تامین، انعقاد قرارداد و کسب‌وکار بین‌المللی ممکن خواهند شد.

در صورت شناسایی هر خطا یا تقلب، می‌توان با بهره‌گیری از دنباله‌ی تراکنش‌های بلاک‌چین برای آن دارایی، منبع مشکل‌ساز را رهگیری کرد.

مسئله‌ی تامین مالی را در نظر بگیرید. بانک‌های تامین‌کننده‌ی سرمایه‌ی جاری و اعطاکننده‌ی وام‌ به شرکت‌ها، با مسئله‌ی آشنای عدم تقارن اطلاعات درباره‌ی کسب‌وکار شرکت وام‌گیرنده، کیفیت دارایی‌ها و بدهی‌هایش مواجه هستند. مثلاً امکان است کمپانی با بهره‌گیری از یک دارایی یکسان، از چندین بانک وام بگیرد یا درخواست وامش برای فلان هدف باشد و آن را در راه دیگری استفاده کند. طراحی پروسه‌ی اعطای وام بانک‌ها به‌گونه‌ای است که این ریسک‌ها را کنترل کنند و همین امر موجب افزایش هزینه‌های تراکنش، کاهش سرعت دسترسی به سرمایه و کاهش سرمایه‌ی در دسترس شرکت‌های کوچک می‌شود. همین اصطکاک‌ها نه‏‌تنها به بانک‌ها ضربه می‌زنند، بلکه شرکت‌های نیازمند سرمایه‌ی کاری ارزان نیز متضرر خواهند شد.

یک فعالیت دیگر که جای پیشرفت زیادی دارد، مدیریت حساب‌های پرداختنی است؛ پروسه‌‌ای پیچیده که شامل صدور صورتحساب، بررسی تطابق صورتحساب‌ها با سفارش‌های خرید، رهگیری وضعیت اقساط و پرداخت‌ها، و ارزیابی و تایید هر مرحله از فرایند است. هرچند سیستم‌های ERP خیلی از این گام‌ها را به‌صورت خودکار انجام می‌دهند، اما کماکان باید مداخله‌های دستی فراوانی صورت گیرند. و ازآنجایی‌که هیچ‌کدام از طرفین تراکنش دارای اطلاعات کاملی نیستند، عموماً اختلافاتی پیش خواهند آمد.

سومین فرصت در حوزه‌ی تبادلات برون‌مرزی است که شامل پروسه‌های دستی، اسناد فیزیکی، تعداد زیادی واسطه و چندین دور بررسی و بازبینی در هر یک از مبادی ورود و خروج می‌شود. تراکنش‌های آن کند و هزینه‌بر هستند و عموماً شفافیت چندانی نسبت به وضعیت لحظه‌ای مرسوله‌ها وجود ندارد.

کمپانی‌های خرده‌فروشی و خدمات مالی تحت مطالعه، در حال اجرای نسخه‌ی آزمایشی از پروژه‌های بلاک‌چین یا توسعه‌ی پلتفرم‌های مناسب در هر سه حوزه هستند. بلاک‌چین با برقراری اتصال میان جریان‌‏های موجودی، اطلاعات و مالی، و اشتراک‌گذاری آن‌ها با تمامی جناح‌های تراکنش، به کمپانی‌ها اجازه می‌دهد تا ساده‌تر از همیشه به تطبیق سفارش‌های خرید، صورتحساب‌ها و پرداخت‌‌ها بپردازند و روند پیشرفت هر تراکنش با جناح‌های مقابل را رهگیری کنند. پس از ثبت سفارش نزد تامین‌کننده، بانک می‌تواند آن را از طریق بلاک‌چین ببیند و بلافاصله سرمایه‌ی جاری موردنیاز را فراهم کند؛ و پس از تحویل محموله به خریدار، بانک می‌تواند بی‌درنگ روند دریافت اقساط را پی بگیرد. به‌واسطه‌ی دسترسی به یک دنباله حسابرسی حاضر و آماده و امکان اتوماسیون تطبیق‌ها، بهره‌گیری از کاربردهای هوشمندِ متکی بر داده‌های بلاک‌چین می‌تواند تعارض‌های میان بانک و شرکت‌های وام‌گیرنده را از بین ببرد.

خلق یک فناوری انجام‌پذیر

کمپانی‌های تحت مطالعه به این نتیجه رسیدند که بهره‌گیری از بلاک‌چین در مدیریت زنجیره‌ی تامین، مستلزم خلق قوانین جدید است؛ زیرا تفاوت‌های مهمی میان نیازهای زنجیره‌ی تامین و شبکه‌های ارز دیجیتال وجود دارد. پروتکل بلاک‌چین برای شبکه‌ی بیت‌کوین، یک سیستم خارق‌العاده است که هم‌زمان چندین هدف را برآورده می‌کند. یک پرونده‌ی به‌شدت امن و برگشت‌ناپذیر از تراکنش‌های مالی می‌سازد، مشکل دوباره‌خرجی را به حداقل می‌رساند، و اسناد اثبات مالکیت افراد بر کوین دیجیتال را فراهم می‌کند. و این کار را بدون اتکا به یک قدرت مرکزی انجام می‌‏دهد، به‌گونه‌ای که شرکت‌کنندگانش ناشناس می‌مانند و آزادانه به شبکه وارد و از آن خارج می‌شوند. اما برای دستیابی به تمامی این مزایا، شبکه‌ی بیت‌کوین مجبور شده سرعت را فدا کند، مقدار زیادی انرژی برای استخراجش صرف می‌شود و البته تا حدودی در معرض خطر هک قرار دارد.

زنجیره‌های تامین ملزم نیستند که چنین فداکاری‌هایی انجام دهند، زیرا به شیوه‌ی متفاوتی عمل می‌کنند و خصایص متفاوتی دارند. بیایید نگاه دقیق‌تری به آن‌ها بیندازیم.

شرکت‌کننده‌های آشنا: زنجیره‏‌های تامین نیازمند بلاک‌چین‌های خصوصی میان جناح‌های آشنا هستند، نه بلاک‌چین‌های عمومی که کاربران ناشناس در آن شرکت کنند. بنابراین اعضای زنجیره‌ی تامین می‌توانند منبع و کیفیت موجودی‌شان را اثبات کنند و طی هر گام از پروسه‌ی تامین، باید هویت مالک هر واحد از موجودی نیز معین باشد. متعاقباً تنها جناح‌های آشنا می‌توانند در این بلاک‌چین‌ها شرکت کنند و بدین ترتیب صرفاً کمپانی‌های مجاز می‌توانند به این سیستم بپیوندند.

ضمناً این مجوزها باید به‌صورت گزینشی اعطا شوند. زیرا یک ساختار بلاک‌چین باز و غیرمتمرکز، می‌تواند محرمانه بودن داده‌های شرکت‌کننده‌ها را تحت خطر بگذارد. پس از ثبت تراکنش‌ها روی بلاک‌چین، تمامی شرکت‌کنندگان به آن دسترسی دارند. با افزایش حجم داده‌ها، امکان سوءبهره‌برداری از آن‌ها برای کسب هوش رقابتی، مبادلات سهام یا پیش‌بینی تحرکات بازار وجود دارد. بنابراین بنا به دلایل امنیتی، شرکت‌کنندگان بلاک‌چین باید گزینش و تایید شوند.

ایجاد یک گروه قابل اعتماد از شرکایی که داده‌هایشان را روی بلاک‌چین می‌گذارند، مستلزم غلبه بر چندین چالش است. یکی از این چالش‌ها، لزوم تبیین یک سازوکار نظارتی برای تعیین قوانین سیستم ازجمله شرایط دعوت یا پیوستن به شبکه، نوع داده‌های قابل اشتراک‌گذاری، نحوه‌ی رمزنگاری، افراد دارای مجوز دسترسی، نحوه‌ی حل اختلافات و دامنه‌ی بهره‌گیری از اینترنت اشیا و قراردادهای هوشمند است. یکی دیگر از چالش‌ها، نحوه‌ی برآورد تاثیرات احتمالی بلاک‌چین بر تصمیمات قیمت‌گذاری و تخصیص موجودی با شفاف‌سازی اطلاعات در زمینه‌ی تعداد یا قدمت محصولات موجود در زنجیره‌ی تامین است. به‌سختی می‌توان پیش‌بینی کرد که کدام بخش‌های زنجیره‌ی تامین، کاهش هزینه‌ها و عواید این شفاف‌سازی را تجربه خواهند کرد.

بنا به همین دلایل، کمپانی‌های تحت مطالعه‌ی ما بر کاربردهای محدودی همچون پایش‌ و ردیابی محصولات دارویی و غذایی و مدیریت حساب‌های پرداختنی تمرکز می‌کردند – کاربردهایی که تحت حمایت موارد کاربردی یا ملزومات قانونی صریح و شناخته‌شده هستند. شرکت‌ها انواع اطلاعات ثبت‌شده روی بلاک‌چین را محدود می‌کنند تا خطرات وارد بر محرمانگی داده‌ها را کاهش دهند و شرکای زنجیره‌ی تامین هم راحت‌تر از قبل این سیستم را بپذیرند.

پروتکل‌های اجماع ساده‌تر: بلاک‌چین نیازمند یک پروتکل اجماع است – نوعی سازوکار برای حفظ یک نسخه‌ی واحد از سابقه‌ی تراکنش‌ها که تمامی جناح‌ها آن را می‌پذیرند. ازآنجایی‌که شبکه‌های ارز دیجیتال به‌صورت همتا به همتا عمل می‌کنند و فاقد یک قدرت مرکزی هستند، از یک شیوه‌ی پیچیده تحت عنوان «اثبات کار» بهره می‌گیرند. این شیوه تضمین می‌کند که تمامی تراکنش‌های شبکه با نظر مثبت اکثریت شرکت‌کنندگان صورت می‌گیرند، اما متاسفانه سرعت افزودن بلوک‌های جدید را کاهش می‌دهد. در نتیجه کندتر از آن است که بتواند سرعت و حجم تراکنش‌های زنجیره‌های تامین را مدیریت کند.

صنعت داروسازی را در نظر بگیرید که به‌طور متوسط سالانه 4 میلیارد واحد قابل فروش به زنجیره‌ی تامین آن افزوده می‌شوند. به‌طور متوسط هر واحد بین سه الی پنج بار دست‌به‌دست می‌شود. بنابراین به‌طور متوسط روزانه بین 33 الی 55 میلیون تراکنش صورت می‌گیرد. درحالی‌که شبکه‌ی بیت‌کوین می‌تواند صرفاً حدود 360 هزار تراکنش در روز را مدیریت کند.

خوشبختانه اگر بلاک‌چین به‌صورت خصوصی و صرفاً برای شرکت‌کنندگان مجاز باشد، نیازی نیست که از روش اثبات کار برای اجماع بهره گرفته شود. می‌توان از روش‌های ساده‌تر برای تعیین شرکت‌کنندگان مجاز بهره گرفت که می‌توانند بلوک بعدی را به بلاک‌چین بیفزایند. یکی از این روش‌ها «پروتکل راند-رابین (نوبت گردشی)» نام دارد که حق افزودن بلوک، طبق یک نوبت ثابت میان شرکت‌کنندگان می‌چرخد. ازآنجایی‌که تمامی شرکت‌کننده‌ها آشنا هستند، هر نقش‌آفرین خرابکار به‌راحتی شناسایی خواهد شد، چون از نوبت خودش برای اصلاح غیرقانونی یا مضر زنجیره بهره گرفته است. و با عنایت به اینکه شرکت‌کننده‌ها بلوک قبلی را تایید می‌کنند، حل اختلاف هم ساده‌تر خواهد شد.

امنیت دارایی‌های فیزیکی: حتی در صورت امنیت پرونده‏‌ی بلاک‌چین، کماکان خطر برچسب خوردن و ورود یک محصول آلوده یا جعلی به زنجیره‌ی تامین وجود دارد که چه به خاطر خطا و چه از سوی یک نقش‌آفرین خرابکار رخ می‌دهد. یک خطر احتمالی دیگر، گردآوری داده‌های نه‌چندان دقیق درباره‌ی موجودی‌ها به‌واسطه‌ی اشتباهات صورت‌گرفته در پروسه‌ی اسکن، برچسب‌گذاری و ورود داده است.

کمپانی‌ها از سه طریق به این ریسک‌ها رسیدگی می‌کنند. اولاً در حین ورود محصولات به زنجیره‌ی تامین، حسابرسی‌های فیزیکی سفت‌وسختی صورت می‌گیرند تا مطمئن شوند که مرسوله‌ها منطبق با اسناد بلاک‌چین باشند. ثانیاً اپلیکیشن‌های توزیع‌شده تحت عنوان دی‌اَپ می‌سازند که وظیفه‌ی رهگیری محصولات در سرتاسر زنجیره‌ی تامین، بررسی صحت داده‌ها و ارتباط با بلاک‌چین به‌منظور جلوگیری از خطا و تقلب را بر عهده دارند. در صورت شناسایی هر خطا یا تقلب، می‌توان با بهره‌گیری از دنباله‌ی تراکنش‌های بلاک‌چین برای آن دارایی، منبع مشکل‌ساز را رهگیری کرد. سوم اینکه کمپانی‌ها با بهره‌گیری از دستگاه‌های اینترنت اشیا و سنسورهای اسکن خودکار محصولات، و افزودن اسناد بلاک‌چین بدون مداخله‌ی انسانی، قدرت این فناوری را افزایش می‌دهند.

اگر مالکیت این دارایی‌ها متکی بر پلتفرم بلاک‌چین شود، حذف کامل کلاه‌بردارها و جاعل‌ها ممکن خواهد بود. مثلاً خیلی از دانشگاه‌ها از بسته‌های آموزشی دیجیتال برای بسیاری از دوره‌هایشان بهره می‌گیرند و با ناشرها و صاحب‌امتیازها همکاری می‌کنند. برقراری پیوند میان این زنجیره‌ی تامین دیجیتال و یک پلتفرم بلاک‌چین از طریق قراردادهای هوشمند، می‌تواند کمک‌حال شرکت‌کنندگان برای دسترسی به محصولات، تایید صاحب‌امتیاز و مدیریت پرداخت‌ها باشد.

امکان پیشرفت قابل توجه زنجیره‌های تامین از منظر پایش و ردیابی مبدأ به مقصد، سرعت تحویل محصول، هماهنگی و امور مالی وجود دارد. همان‌طور که کمپانی‌های تحت مطالعه نشان داده‌اند، بلاک‌چین می‌تواند یک ابزار قدرتمند برای غلبه بر این نقصان‌ها باشد. هم‌اکنون وقت آن رسیده که مدیران زنجیره‌ی تامین، از حاشیه‌نشینی دست بردارند و پتانسیل بلاک‌چین برای کسب‌وکارهایشان را ارزیابی کنند. آن‌ها باید همگام با سایر سازمان‌ها برای توسعه‌ی قوانین جدید، آزمایش فناوری‌های گوناگون، اجرای طرح‌های آزمایشی با انواع پلتفرم‌های بلاک‌چین و ساخت یک اکوسیستم مشترک تلاش کنند. قطعاً این امر مستلزم تخصیص منابع سازمان است، اما امید می‌رود که این سرمایه‌گذاری با بازده قابل توجهی همراه شود.

درباره‌ی تصاویر

جفری میلستاین، تصاویر هوایی از بنادر و رنگ‌ها، الگوها و چینش درهم کانتینرهای بزرگ را به تصویر می‌کشد که حاکی از حجم بالای انتقال مواد مصرفی به داخل و خارج از خاک آمریکا هستند.



ویشال گار، پروفسور مدیریت تولید و استاد عملیات، فناوری و مدیریت اطلاعات دانشکده‌ی کسب‌وکار اس‌سی جانسون در دانشگاه کورنل است. آبهیناو گایها، مدیر محصول گوگل است.

این مقاله در شماره ی زیر منتشر شده است:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *