آیا رهبران یک کسبوکار خانوادگی باید پیشنهاد جسورانۀ دختر بازگشته از سفرشان را بپذیرند؟
کوفی و یائو آسوآ و رانندهشان در انتهای سالن ورودی فرودگاه بینالمللی فلیکس هوفویه بوآنی ایستاده بودند. در حالی که سعی میکردند وقار خود را حفظ کنند، گاهی روی پنجههایشان بلند میشدند تا بتوانند از بالای سر جمعیت ببینند. دختر کوفی، آمیناتا (یا همان « آمینا» که از روی صمیمیت اینگونه صدایش میزدند) در حال بازگشت به خانه در ساحل عاج بود و آنها امیدوار بودند که نقشی در کسبوکار خانوادگی به او پیشنهاد بدهند.
دو برادر گروه آسوآ را در سال ۱۹۸۸ به عنوان یک شرکت بازرگانی با تخصص ویژه در شکر و سایر کالاهای عمده تأسیس کرده بودند. در اوایل دهۀ ۲۰۰۰، این شرکت به واردات سیمان و نهایتاً به استخراج سنگ آهک و تولید سیمان گسترش پیدا کرد. این عملیات انرژیبر، چند سال بعد باعث شد آنها نیروگاه خود را برای تولید برق بسازند. با درآمدی بیش از ۶۰۰ میلیون دلار، گروه آسوآ به یکی از موفقترین شرکتهای چندرشتهای در غرب آفریقا تبدیل شده بود.
کوفی و یائو دو بار به دیدن آمیناتا در پاریس رفته بودند، جایی که او ۱۰ ماه پیش، پس از دریافت مدرک MBA از اینسید، کار خود را در دفتر برنامهریزی استراتژیک یک شرکت جهانی انرژی آغاز کرده بود. این اولین سفر او به خانه پس از فارغالتحصیلی بود. این سه نفر در دوران تحصیل آمیناتا تماسهای ماهانه از طریق زوم ترتیب داده بودند و برادران از علاقۀ روزافزون او به گروه آسوآ بسیار خوشحال شده بودند. آنها حتی اطلاعات مالی تاریخی و طرحهای کسبوکار را با او به اشتراک گذاشته بودند و تمام بخشهای مختلف شرکت را برایش توضیح داده بودند. اما آمیناتا دربارۀ بازگشت به خانه تردید داشت. به همین دلیل وقتی چند ماه پیش پیشنهاد داد که برای گفتگو دربارۀ برخی ایدههایش برای شرکت به صورت حضوری به دیدارشان بیاید، آنها بسیار خوشحال شدند. و اکنون، پس از این انتظار طولانی، ناگهان او را دیدند؛ در کتودامنی از کتان خوشدوخت و پیراهنی از ابریشم سفید. وقتی با لبخندی مطمئن به سویشان قدم برمیداشت، پدرش دوباره از شباهت زیاد او به مادر مرحومش متأثر شد.
دو برادر گروه آسوآ را در سال ۱۹۸۸ به عنوان یک شرکت بازرگانی با تخصص ویژه در شکر و سایر کالاهای عمده تأسیس کرده بودند. در اوایل دهۀ ۲۰۰۰، این شرکت به واردات سیمان و نهایتاً به استخراج سنگ آهک و تولید سیمان گسترش پیدا کرد. این عملیات انرژیبر، چند سال بعد باعث شد آنها نیروگاه خود را برای تولید برق بسازند. با درآمدی بیش از ۶۰۰ میلیون دلار، گروه آسوآ به یکی از موفقترین شرکتهای چندرشتهای در غرب آفریقا تبدیل شده بود.
کوفی و یائو دو بار به دیدن آمیناتا در پاریس رفته بودند، جایی که او ۱۰ ماه پیش، پس از دریافت مدرک MBA از اینسید، کار خود را در دفتر برنامهریزی استراتژیک یک شرکت جهانی انرژی آغاز کرده بود. این اولین سفر او به خانه پس از فارغالتحصیلی بود. این سه نفر در دوران تحصیل آمیناتا تماسهای ماهانه از طریق زوم ترتیب داده بودند و برادران از علاقۀ روزافزون او به گروه آسوآ بسیار خوشحال شده بودند. آنها حتی اطلاعات مالی تاریخی و طرحهای کسبوکار را با او به اشتراک گذاشته بودند و تمام بخشهای مختلف شرکت را برایش توضیح داده بودند. اما آمیناتا دربارۀ بازگشت به خانه تردید داشت. به همین دلیل وقتی چند ماه پیش پیشنهاد داد که برای گفتگو دربارۀ برخی ایدههایش برای شرکت به صورت حضوری به دیدارشان بیاید، آنها بسیار خوشحال شدند. و اکنون، پس از این انتظار طولانی، ناگهان او را دیدند؛ در کتودامنی از کتان خوشدوخت و پیراهنی از ابریشم سفید. وقتی با لبخندی مطمئن به سویشان قدم برمیداشت، پدرش دوباره از شباهت زیاد او به مادر مرحومش متأثر شد.

نظرات شما