یادداشت سردبیر: بهای موفقیت
از زمانی که آدام اسمیت به عواید تقسیم کار اشاره کرد، بهرهوری به بالاترین هدف مدیریت تبدیل شده است. کاهش تلفات و افزایش بهرهوری، موجب هدایت انقلاب صنعتی شد و الهامبخش «دانش مدیریت» بود که بهرهوری را بهعنوان اساسیترین عامل برتری رقابتی میداند. راجر مارتین در بستهی روشنگری این ماه (صفحه 31) مینویسد: «هیچگاه باور به ذات ناب و خالص بهرهوری کمرنگ نشد». او میافزاید که امروز، «بهرهوری در کلاسهای تکتک دانشکدههای کسبوکار این سیاره ترویج میشوند».
اگر این تئوری اشتباه و خطرناک باشد چطور؟ مارتین میگوید که همین باور، موجب تمرکز شدید ثروت و قدرت شده، بهگونهای که در حوزهی کسبوکار و کل جامعه، عدهی قلیلی برنده و تعداد زیادی بازنده داریم.
به گفتهی او، لزومی ندارد که این نتیجه را بپذیریم. راهکار پیشنهادیاش؟ کسبوکارها، دولتها و آموزههای مدیریتی بر روی منبعی تمرکز کنند که دوراندیشانهتر از کسب برتریهای آنی باشد: انعطافپذیری. دو مورد از ایدههای مارتین برای این منظور – محدودسازی مقیاس شرکتها از طریق سیاستهای ضد انحصار و ایجاد اصطکاک از طریق موانع تجاری و سایر روشها – مستقیماً بسیاری از قواعد کلی قدرتدهنده به کسبوکارهای پلتفرمی همچون فیسبوک و آمازون را به چالش میکشند.

نظرات شما