مطالعهی موردی: آیا تصمیممان برای توسعۀ کمپانی، عجولانه بود؟
مطالعات موردیِ داستانی در اچبیآر، مشکلات واقعی رهبران در کمپانیهایشان را ارائه میکنند و راهکارهای متخصصین را میپرسند. این نمونه، برگرفته از مطالعهی موردی آیوی پابلیشینگ با عنوان «سیرکوستریکس : فراز و نشیبهای توسعهی بینالمللی» است (پروندهی شمارهی W16832-PDF-ENG) که توسط سایمون گریتهد، کیس لاورنس و جاناتان ریچاردز نوشته شده و در سایت HBR.org وجود دارد.
ریکاردو روئیز نمیتوانست بخوابد. این سومین سفرش به سنگاپور بود – اولین بار به آنجا آمده بود تا از موقعیتهای مکانی موجود برای تاسیس اولین شعبهی باشگاه صخرهنوردی اسندنسی در آسیا بازدید کند؛ سال گذشته برای مراسم افتتاحیه آمده بود؛ و هدف از این سفر، بازدید از عملیات اجرایی باشگاه بود. اما پرواز 23 ساعته از شهر رالی در کارولینای شمالی و عبور آن از سانفرانسیسکو، مدیرعامل و بنیانگذار باشگاه را خسته میکرد و هنوز هم نمیتوانست جتزدگی ناشی از آن را تحمل کند.
قید خواب را زده و لباسهایش را پوشیده بود که تلفن زنگ خورد. مارگو لیتل، مدیر ارشد عملیات اسندنسی، بود.
ریکاردو سر به سرش گذاشت و گفت: «در جریان هستی که الان سنگاپور هستم؟ و اینجا نصفهشب است؟». این دو نه صرفاً همکار، بلکه دوستان قدیمی و همنورد همدیگر بودند.

نظرات شما