آیا شغل جانبی من باید به کار اصلیام تبدیل شود؟
ایوان هِیل نگاهی به ساعت گوشیاش انداخت: ۱۵ دقیقه تا ارزیابی عملکردش باقی مانده بود. او پشت میزش نشسته بود که پر از دیاگرامها و یادداشتهای طراحی بود و شلوغی آن فشار ناشی از توجه پراکندهاش میان چیزهای مختلف را بازتاب میداد. قصد داشت فهرستی از دستاوردهای سال گذشتهاش در شرکت وایتالیسینک را آماده کند؛ شرکتی مستقر در شهر مینیاپولیس ایالات متحده که در زمینۀ قطعات دقیق صنعت تجهیزات پزشکی تخصص دارد. اما تمام آن روز صبح، ذهنش درگیر شغل جانبیاش فریچ آدیو شده بود.
هفت سال پیش، او این شرکت تولید قطعات صوتی را همراه با بهترین دوستش، درو لارسون، بنیان گذاشته بود. اخیراً فریچ دچار کمبود موجودی و تأخیر در ارسال سفارشها شده بود و یک محموله از شاسیهای خراشیده از سوی یکی از تأمینکنندگان نیز مشکل را تشدید کرده بود. ۴۸ ساعت گذشته برای او با موجی از تماسها و ایمیلهای فوری به تأمینکنندگان جایگزین گذشته بود که وقت زیادی از او گرفته بودند: نه تنها نتوانسته بود برای ارزیابی سالانهاش آماده شود، بلکه در یکی از پروژههای کلیدی نیز عقب افتاده بود.
رئیسش، ریچل اندرز، کنار میزش ظاهر شد؛ حضور او ترکیبی آشنا از اقتدار و راهنمایی بود. ایوان همواره مدیریت عملگرایانه او را تحسین میکرد. ریچل از جهات بسیاری حامی رشدش در وایتالیسینک شده بود. او هرگز شغل جانبیاش را از ریچل پنهان نکرده بود و ریچل نیز هرگز وانمود نکرده بود که از آن بیاطلاع است. کار کردن برای ریچل بهترین بخش «شغل روزانۀ» او بود.
هفت سال پیش، او این شرکت تولید قطعات صوتی را همراه با بهترین دوستش، درو لارسون، بنیان گذاشته بود. اخیراً فریچ دچار کمبود موجودی و تأخیر در ارسال سفارشها شده بود و یک محموله از شاسیهای خراشیده از سوی یکی از تأمینکنندگان نیز مشکل را تشدید کرده بود. ۴۸ ساعت گذشته برای او با موجی از تماسها و ایمیلهای فوری به تأمینکنندگان جایگزین گذشته بود که وقت زیادی از او گرفته بودند: نه تنها نتوانسته بود برای ارزیابی سالانهاش آماده شود، بلکه در یکی از پروژههای کلیدی نیز عقب افتاده بود.
رئیسش، ریچل اندرز، کنار میزش ظاهر شد؛ حضور او ترکیبی آشنا از اقتدار و راهنمایی بود. ایوان همواره مدیریت عملگرایانه او را تحسین میکرد. ریچل از جهات بسیاری حامی رشدش در وایتالیسینک شده بود. او هرگز شغل جانبیاش را از ریچل پنهان نکرده بود و ریچل نیز هرگز وانمود نکرده بود که از آن بیاطلاع است. کار کردن برای ریچل بهترین بخش «شغل روزانۀ» او بود.

نظرات شما