کار و زندگی؛ مصاحبه با ورا وانگ

نویسندگان: آلیسون بیرد

وانگ پس از کار به‌عنوان ویراستار ووگ و طراح اکسسوری رالف لورن در سن 40 سالگی، یک مزون لباس عروس افتتاح کرد و خط تولید لباس‌های خودش را به راه انداخت. سه دهه از آن دوران گذشته و برند نامدار وانگ، یک کسب‌وکار بین‌الملی در عرصه‌ی مد، جواهرات و لوازم‌خانگی است.

«مد روز یعنی هر چیزی که جدید باشد. اما باید در قلمرو خودتان حرکت کنید؛ چالش کار در همین‌جاست.»

مجله: چرا تصمیم گرفتید که در میانسالی، مستقل شوید و کار خود را به‌عنوان طراح مد آغاز کنید؟

وانگ: شاید بهتر بود که این کار را از 20 یا 30 سالگی آغاز می‌کردم، اما بعید می‌دانم که این اطلاعات و آمادگی را در آن دوران می‌داشتم. حتی در 40 سالگی هم هنوز مطمئن نبودم که این کار را انجام دهم. همیشه حس می‌کردم که هنوز باید یاد بگیرم و درآمد کسب کنم و تا همان لحظه هم دو حرفه‌‌ی پربار و خارق‌العاده -در کونده نست و رالف لورن- داشتم. بااین‌حال هنوز حس شایستگی یا اطمینان کافی را نداشتم. پدرم باعث شد که به این مسیر بروم. وقتی در 39 سالگی نامزد کردم، از اکثر عروس‌ها سنم بیشتر بود و به دنبال یک لباس خوب می‌گشتم. پدرم این شرایط را به دید یک فرصت دید. او یک بیزنس‌من بود و این‌گونه می‌گفت که دوخت و تولید لباس عروس، ریسک کمتری دارد: نیازی به انبارداری و موجودی زیاد نبود، در آن دوران پارچه‌های متنوعی برای تولید آن وجود نداشتند و به دلیل مراسم ازدواج، این کسب‌وکار همواره مشتریان خودش را داشت، هرچند که عموم مشتریانش تنها یک بار به این فروشگاه‌ها مراجعه می‌کردند. هیچ اطلاعاتی درباره‌ی طراحی لباس نداشتم. حس می‌کردم آماده نیستم. اما برآورده‌سازی اشتیاق‌های درونی، تمایل به ایجاد تمایز و کار در ژن من بود، بنابراین تصمیم گرفتم که به سراغ این حوزه بروم.

رالف لورن چه درس‌هایی را به شما آموخت؟

چه توصیه‌هایی برای طراحان جوان دارید؟

رفتن به دنبال رویاها هیچ ایرادی ندارد. اما سعی کنید ابتدا از طریق کار کردن نزد کسی که برایش احترام قائلید یا هر فرد دیگری، درآمد کسب کنید و خموچم کار را یاد بگیرید. سرتان را پایین بیندازید، درگیر سیاست نشوید، آبرومند باشید، کارتان را انجام دهید و از همه مهم‌تر، در دسترس باشید. هنگام حضورم در ووگ یا رالف، هیچ ساعت تعطیلی یا عدم پاسخگویی نداشتم. یکشنبه شب؟ مشکلی نیست. می‌خواهید شنبه بعدازظهر با من صحبت کنید که در کنار دوستان یا خانواده هستم؟ مشکلی با این قضیه ندارم، چون خوشحال می‌شوم که نظرم را بپرسید و می‌توانم از همکاری با افراد موفق و باهوش، بهره ببرم. من چنین نیروی کاری بودم. می‌خواستم ثابت کنم که می‌توانم بهترین باشم.

شما به‌صورت توأمان، سرپرستی بخش نوآوری و کسب‌وکار کمپانی‌تان را بر عهده دارید. چطور میان این دو مسئولیت توازن ایجاد می‌کنید؟

به شکلی دیوانه‌وار، روی اولویت‌بندی‌هایم حساس هستم. می‌گویم که «اول نوبت این کار است، پس همه از سر راهم کنار بروند تا آن را انجام دهم، بعد نوبت آن یکی و بعد هم یکی دیگر». مخالف طراحانی هستم که صرفاً طراحی می‌کنند؛ آن‌ها نباید هیچ کاری به سود و زیان، اجاره، بیمه یا فیش حقوقی داشته باشند. وقتی مالک هستید، هیچ‌گاه نباید این موضوع را فراموش کنید. زندگی مردم به شما بستگی دارد. بنابراین هر تصمیمی که می‌گیرم، به این فکر می‌کنم که آیا به خاطر دل خودم است یا اینکه آن را براساس واقعیت‌های کسب‌وکار اتخاذ می‌کنم. یک جنگ داخلی در درون ذهنم شکل می‌گیرد. با این اوصاف، به نظرم خیلی سخت است که خالق باشید و هیچ حق اظهارنظری در اداره‌ی کسب‌وکار نداشته باشید. و خیلی سریع رخ می‌دهد. یک زمان پدرم به من گفت: «ببین، می‌دانم که دوست داری خالق باشی. اما کسب‌وکار، به خلاقیت نیاز دارد.» حق با او بود. به‌منظورانجام درست کارها، باید خلاقانه فکر کنید.

این مقاله در شماره ی زیر منتشر شده است:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *