شبکه‌های اجتماعی

اعتیاد ما به رسانه‌‌های اجتماعی

از کلسی گرایپنسترا در مجله نوامبر-دسامبر2022

banner

تیک‌‌تاک کنترل زندگی ما را به دست گرفته‌اند – و چه راهکاری برای غلبه بر این مشکل داریم

وقتی دبیرستانی بودم، فیس‌بوک راه‌‌اندازی شد. در اواسط دهۀ 2000، می‌توانستید آلبوم گلچین‌نشدۀ 75 عکس از دورهمی با دوستانتان را روی «وال (دیوار)» عمومی این پلتفرم بگذارید.
نوجوانی درون‌گرا و جامعه‌‌گریز بودم و تعاملات رودررویم با دیگران هیچ‌وقت خوب پیش نمی‌‌رفت؛ به همین دلیل فیس‌بوک را دوست داشتم، چون می‌توانستم خودم را به شکل مدنظرم نمایش بدهم. پروفایلی ساختم و نقل‌قول‌‌های محبوبم از فیلم‌‌های کلاسیک یا موسیقی‌های موردعلاقه‌ام را در آنجا می‌‌گذاشتم. در دنیای دیجیتال، صریح‌تر و صادق‌‌تر بودم. با افرادی آشنا شدم که رودررو هیچ‌‌وقت با آن‌‌ها حرف نمی‌‌زدم؛ همچنین اغلب از این پلتفرم برای بیان احساسات خود دربارۀ کلاس‌‌هایم استفاده می‌‌کردم.

رسانه‌‌های اجتماعی بی‌ضرر به نظر می‌‌رسید. اما خیلی زود متوجه شدم دایرۀ توجه و ظرفیت ذهنی‌ام کمتر شده است. وقتی می‌‌خواستم تکالیف مدرسه را انجام دهم، مدام فیس‌بوک را چک می‌‌کردم. روزانه ساعت‌‌ها وقتم را صرف اسکرول صفحاتش می‌‌کردم. حتی مجبور شدم پیش از شروع امتحانات نهایی، به‌‌طور موقت پروفایلم را دی‌اکتیو کنم تا وسوسۀ ناشی از چک کردن فیس‌بوک را از بین ببرم.

اما پس از پایان امتحانات همه‌چیز به روال عادی برگشت. یادم است طی سفر یک‌هفته‌‌‌ای تابستان همراه با خانواده، به کامپیوتر دسترسی نداشتم (هنوز گوشی هوشمند اختراع نشده بود) و مدام این جملات در ذهنم تکرار می‌شد: «بی‌صبرانه منتظرم به خانه برسیم تا فیس‌بوک را چک کنم. از وقتی فیس‌بوک را چک نکرده‌‌ام، نوتیفیکیشن‌های بیشتری برایم آمده‌‌اند.» اغلب نوتیفیکیشن‌های من شامل کامنت‌های سطحی یا لایک‌‌های گذرا و بی‌اهمیت می‌‌شدند، اما نمی‌توانستم در برابر وسوسۀ چک کردن آن‌ها مقاومت کنم.

فواید کتاب خواندن یا سرگرمی‌‌های ثمربخش به‌جای اسکرول فیس‌بوک را می‌‌دانستم. همیشه خودم را سرزنش می‌‌کردم: «این‌‌طوری وقتم را تلف می‏‌‌کنم.» اما بعدها متوجه شدم طراحی پلتفرم‌‌های اجتماعی ذاتاً اعتیادآور است: نوتیفیکیشن‌های آن‌‌ها موجب انتشار دوپامین در مغز ما می‌‌شود، یعنی همان کاری که مواد مخدر و قمار انجام می‌‌دهد. اعتیادم به فیس‌بوک تقصیر خودم نبود.

همان‌طور که مکس فیشر، خبرنگار نیویورک‌‌تایمز، در کتاب جدیدش «دستگاه آشوب» توضیح می‌‌دهد، «دوپامین خاطرۀ مثبتی از رفتارهای منجر به ترشح خودش می‌‌سازد و به ما یاد می‌دهد آن‌‌ها را تکرار کنیم… پس ما را متقاعد می‌‌کند تا آن رفتارهای ویرانگر را تکرار کنیم. این یک قمار را هم انجام دهید، این پیک آخر را هم بنوشید یا ساعت‌‌ها وقت خود را صرف اسکرول اپ‌‌ها کنید، با اینکه در نهایت حس خوشایندی به شما دست نمی‌‌دهد.»


برای مشاهده ادامه متن مقاله، اشتراک تهیه نمایید.

کلسی گرایپنسترا ویراستار ارشد بخش تعامل مخاطب در مجلۀ کسب‌وکار هاروارد است.

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *