نیاز بخش سرمایهگذاری خصوصی به یک استراتژی جدید در جذب نیرو
نرخ بهرۀ بالاتر و رقابت شدید ماهیت کسبوکارها را تغییر داده است. اکنون این صنعت باید رویکردی جدید برای پرورش رهبران پیدا کند.
در گذشته، شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی توجه چندانی به هنر و علم رهبری نداشتند. بله، سرمایهگذاران بخش خصوصی اذعان دارند که به مدیران اجرایی قوی برای نظارت بر شرکتهایی که خریداری میکنند نیاز دارند. آنها هنگام بررسی برای خرید، رهبری شرکت هدف را ارزیابی میکنند و اغلب مدیران ارشد جدیدی را، بهخصوص در سمت مدیرعامل و مدیر مالی، منصوب میکنند. آنها برای همسویی منافع مدیریت و سرمایهگذاران، اهداف چالشبرانگیز و پاداشهای مالی چشمگیری را برای مدیران شرکتهای تحت مالکیتشان در نظر می گیرند. اما فراتر از این کاری نمیکنند.
و این موضوع مشکلساز شده است. در گذشته، شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی میتوانستند در زمینۀ رهبری ریسک کنند، روی تیمی سختگیر برای خلق سریع ارزش حساب کنند و کار صبورانۀ ایجاد قابلیتهای رهبری را به کسی واگذار کنند که شرکت را پس از فروش آن توسط شرکت سرمایهگذاری خصوصی خریداری میکرد. آن روزها دیگر گذشته است. سرمایهگذاران دیگر نمیتوانند داراییهای کمبهره بخرند، بدهی انباشت کنند و فشار را افزایش دهند، زیرا مهندسی مالی بهتنهایی نمیتواند بازدهی بالاتری را برای سرمایهگذاران به ارمغان آورد. حداقل چهار دلیل برای این موضوع وجود دارد.
خلاصه ایده
مسئله
سرمایهگذاری در رهبری معمولاً فعالیتی بلندمدت و نیازمند منابع فراوان است، بنابراین تعجبآور نیست که بخش سرمایهگذاری خصوصی، که به کوتاهمدت بودن و حساسیت به هزینهها شهرت دارد، اغلب توسعۀ نیروها را نادیده گرفته است.
چرا این وضعیت باید تغییر کند
با طولانیشدن دورۀ نگهداری شرکتها و افزایش هزینهها، فشار بر شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی برای دستیابی به بازدۀ عملیاتی بالاتر از شرکتهای تحت مالکیت افزایش مییابد. این امر نیازمند رهبران مؤثرتری است.
راهکار
در گذشته، شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی توجه چندانی به هنر و علم رهبری نداشتند. بله، سرمایهگذاران بخش خصوصی اذعان دارند که به مدیران اجرایی قوی برای نظارت بر شرکتهایی که خریداری میکنند نیاز دارند. آنها هنگام بررسی برای خرید، رهبری شرکت هدف را ارزیابی میکنند و اغلب مدیران ارشد جدیدی را، بهخصوص در سمت مدیرعامل و مدیر مالی، منصوب میکنند. آنها برای همسویی منافع مدیریت و سرمایهگذاران، اهداف چالشبرانگیز و پاداشهای مالی چشمگیری را برای مدیران شرکتهای تحت مالکیتشان در نظر می گیرند. اما فراتر از این کاری نمیکنند.
و این موضوع مشکلساز شده است. در گذشته، شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی میتوانستند در زمینۀ رهبری ریسک کنند، روی تیمی سختگیر برای خلق سریع ارزش حساب کنند و کار صبورانۀ ایجاد قابلیتهای رهبری را به کسی واگذار کنند که شرکت را پس از فروش آن توسط شرکت سرمایهگذاری خصوصی خریداری میکرد. آن روزها دیگر گذشته است. سرمایهگذاران دیگر نمیتوانند داراییهای کمبهره بخرند، بدهی انباشت کنند و فشار را افزایش دهند، زیرا مهندسی مالی بهتنهایی نمیتواند بازدهی بالاتری را برای سرمایهگذاران به ارمغان آورد. حداقل چهار دلیل برای این موضوع وجود دارد.
خلاصه ایده
مسئله
سرمایهگذاری در رهبری معمولاً فعالیتی بلندمدت و نیازمند منابع فراوان است، بنابراین تعجبآور نیست که بخش سرمایهگذاری خصوصی، که به کوتاهمدت بودن و حساسیت به هزینهها شهرت دارد، اغلب توسعۀ نیروها را نادیده گرفته است.
چرا این وضعیت باید تغییر کند
با طولانیشدن دورۀ نگهداری شرکتها و افزایش هزینهها، فشار بر شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی برای دستیابی به بازدۀ عملیاتی بالاتر از شرکتهای تحت مالکیت افزایش مییابد. این امر نیازمند رهبران مؤثرتری است.
راهکار

نظرات شما