فروش و بازاریابی

نظرات مدیرعامل سول‌سایکل در مورد حفظ رشد در یک صنعت زودگذر

از ملانی ویلان در مجله جولای-آگوست 2017

banner



همه‎‌چیز به دوستی و جامعه مربوط می‌شود.





من یک قانون دارم: وقتی چیزی را از سه نفر مختلف می‌شنوم، باید آن را امتحان کنم. در سال 2008 چند نفر از دوستانم در مورد سول‌سایکل صحبت کردند. در آن زمان دو سال از تأسیسش گذشته بود و تنها یک استودیو در بخش شمال غربی منهتن داشت. بلافاصله کنجکاو شدم. کلاس‌های تناسب ‌اندام گروهی را دوست داشتم و به دویدن عادت داشتم، اما دوچرخه نزده بودم. چند باری دوچرخه ‌ثابت را داخل خانه امتحان کرده بودم، اما خیلی لذت نبرده بودم. دوستانم وعده داده بودند که این استودیو فرق می‌کند.





فرق می‌کرد. اولاً استودیو در انتهای یک سالن بلند چپانده شده بود. یک بوی ملایم گریپ‌فروت از راهرو می‌آمد. کلاس پر بود، اما نوعی احساس دوگانگی داشتم. از طرفی احساس تنهایی می‌کردم و از طرفی انگار با سایر دوچرخه‌سوارها متحد شده بودم. تک‌تک آهنگ‌های داخل فهرست پخش، ریمیکس یا ترکیبی از موسیقی‌های مورد علاقه‌ام بودند. مربی آنجا کاریزما و اعتبار داشت. انرژی او و اشتیاق موجود در اتاق مسری بود. کلاس حقیقتاً سرگرم‌کننده بود. پس از کلاس، دوچرخه‌سوارها با صورت‌هایی قرمز در لابی جمع می‌شدند و بیش از آنچه آن فضای کوچک می‌طلبید در آن وقت می‌گذراندند. مشخص بود که آنجا فراتر از یک استودیوی تناسب‌اندام است – سول‌سایکل یک تجربه‌ی حسی به همراه گروهی متعهد از هواداران بود. یک جلسه رفتم و با همان یک بار متوجه شدم که چرا این کسب‌وکار کوچک شهری می‌تواند پیشرفت کند.

برای مشاهده ادامه متن مقاله، اشتراک تهیه نمایید.

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *