در می 2015، با یک گروه از دوستانم به سمت مکزیک پرواز کردم تا در جشن تولد یکی از اعضای سازمان حاضر شوم. جمعه بعدازظهر را در یکی از اقامتگاههای کنار استخر و به بازیهای تختهای گذراندیم. دیو گولدبرگ، یکی از نزدیکترین دوستانم، تصمیم گرفت به باشگاه برود. اما همسر او شریل سندبرگ، با ما در کنار همان استخر ماند و چرت زد.
پس از مدتی، همگی به اتاقهایمان برگشتیم تا دوش بگیریم و برای شام آماده شویم. وقتی دوباره کنار هم جمع شدیم تا چیزی بنوشیم، شریل به دنبال دیو میگشت. شریل و راب، برادر دیو، او را به حالت بیهوش در باشگاه پیدا کردند. وقتی به بیمارستان رسیدم، متوجه شدم که او دیگر در میان ما نیست. اتفاق تلخ و وحشتناکی بود.

نظرات شما