دام بیهمتایی
پروژۀ شما بیهمتا نیست و این هیچ ایرادی ندارد، زیرا میتوانید از آموختههای دیگران برای مدیریت بهتر آن استفاده کنید.
همانطور که روانشناسان رفتارگرا میگویند، سوگیری بیهمتایی گرایش افراد به دیدگاهی است که خود را غیرعادیتر از واقعیت میپندارند.
در حوزۀ مدیریت پروژه، چنین باوری وجود دارد که پروژهها متمایز و بیهمتا هستند. شاید بخشی از چنین رویکردی عامدانه باشد، زیرا وقتی طرحی بهشکل منحصربهفرد و جدید ارائه شود، احتمال جذب مشوق و حامی مالی برای آن بیشتر است. اما این سوگیری در حرفۀ مدیریت پروژه و تحقیقات مرتبط با آن ریشه دوانده است. برای نمونه موسسۀ مدیریت پروژه در آمریکا، پروژه را «کوششی موقت بهمنظور دستیابی به محصول، خدمت یا نتیجۀ منحصربهفرد» تعریف میکند. اتحادیۀ مدیریت پروژه در انگلستان نیز تعریف مشابهی دارد و پروژه را «تلاشی منحصربهفرد و موقتی» میداند. اولین تحقیقی که پروژهها را در قالب یک مسئلۀ مدیریتی بررسی کرد، مدتزمان محدودشان را «جنبۀ منحصربهفردی از شغل مدیر پروژه» دانست. همچنین آلبرت اُ هرشمن در کتاب کلاسیکش استراتژی توسعۀ اقتصادی، تمام پروژههای مورد مطالعهاش را «گروه منحصربهفردی از تجربیات و پیامدها» نامید.
خلاصه ایده
دام
برنامهریزان و مدیران پروژه دوست دارند که پروژههایشان را بیهمتا ببینند، بهویژه اگر طرحهای پیچیده و جدیدی برای خودشان باشد. اما در واقع تنها تعداد اندکی از پروژهها بیهمتا هستند و چهبسا همانها هم اینطور نباشند.
چرا چنین دیدگاهی مشکلساز میشود
وقتی افراد فرض کنند پروژههایشان هیچ نمونۀ مشابه و قبلی ندارد، دنبال آموختههای دیگران از سایر پروژهها نمیروند. در نتیجه تصمیمات ضعیفی میگیرند که منجر به هزینههای سنگین و عقب افتادن از برنامۀ مقرر میشود.
نحوۀ جلوگیری از مشکل
همانطور که روانشناسان رفتارگرا میگویند، سوگیری بیهمتایی گرایش افراد به دیدگاهی است که خود را غیرعادیتر از واقعیت میپندارند.
در حوزۀ مدیریت پروژه، چنین باوری وجود دارد که پروژهها متمایز و بیهمتا هستند. شاید بخشی از چنین رویکردی عامدانه باشد، زیرا وقتی طرحی بهشکل منحصربهفرد و جدید ارائه شود، احتمال جذب مشوق و حامی مالی برای آن بیشتر است. اما این سوگیری در حرفۀ مدیریت پروژه و تحقیقات مرتبط با آن ریشه دوانده است. برای نمونه موسسۀ مدیریت پروژه در آمریکا، پروژه را «کوششی موقت بهمنظور دستیابی به محصول، خدمت یا نتیجۀ منحصربهفرد» تعریف میکند. اتحادیۀ مدیریت پروژه در انگلستان نیز تعریف مشابهی دارد و پروژه را «تلاشی منحصربهفرد و موقتی» میداند. اولین تحقیقی که پروژهها را در قالب یک مسئلۀ مدیریتی بررسی کرد، مدتزمان محدودشان را «جنبۀ منحصربهفردی از شغل مدیر پروژه» دانست. همچنین آلبرت اُ هرشمن در کتاب کلاسیکش استراتژی توسعۀ اقتصادی، تمام پروژههای مورد مطالعهاش را «گروه منحصربهفردی از تجربیات و پیامدها» نامید.
خلاصه ایده
دام
برنامهریزان و مدیران پروژه دوست دارند که پروژههایشان را بیهمتا ببینند، بهویژه اگر طرحهای پیچیده و جدیدی برای خودشان باشد. اما در واقع تنها تعداد اندکی از پروژهها بیهمتا هستند و چهبسا همانها هم اینطور نباشند.
چرا چنین دیدگاهی مشکلساز میشود
وقتی افراد فرض کنند پروژههایشان هیچ نمونۀ مشابه و قبلی ندارد، دنبال آموختههای دیگران از سایر پروژهها نمیروند. در نتیجه تصمیمات ضعیفی میگیرند که منجر به هزینههای سنگین و عقب افتادن از برنامۀ مقرر میشود.
نحوۀ جلوگیری از مشکل

نظرات شما