تبدیل بازخورد کارکنان به اقدام عملی
بدانید به چه چیزی گوش بدهید و چگونه واکنش نشان دهید
هبود نحوهٔ حمایت و تعامل شرکت با کارکنانش میتواند جذب کنندهٔ استعدادها، ارتقادهندهٔ حفظ کارکنان، محرک نوآوری و افزایشدهندهٔ رضایت مشتری باشد. اما مدیریت تجربهٔ کارکنان برای حداکثر بهرهوری نیازمند رهبرانی است که بدانند کارکنان چه میبینند، چه احساسی دارند، و چه میخواهند و سپس با تدبیر پاسخ دهند. با توجه به بازار کار رقابتی، رهبران شرکتها اخیراً انرژی و منابع زیادی را صرف جمعآوری بازخورد کارکنان از طریق نظرسنجی دورهای، جلسات عمومی، جلسات گفتوگو با کارکنان، گروههای متمرکز، جمعآوری دادهها از تابلوی پیامها، و سایر روشها کردهاند. مشکل بسیاری از رهبران این است که وقتی میپرسند کارکنان به چه فکر میکنند، نمیدانند با آنچه میشنوند چه کنند. اغلب برای تبدیل همه این دادهها به بینشهای معنادار و اقدامات ملموس تلاش میکنند. شکاف میان جمعآوری اطلاعات و اتخاذ اقدامات منسجم برای پاسخگویی میتواند ارزش بازخورد کارکنان را در طول زمان کاهش دهد و در صورت تداوم، شاید مانع پاسخگویی کارکنان بشود.
تحقیقات ما، شامل انجام مصاحبههای مفصل با مدیران اجرایی و رهبران منابع انسانی از بیش از بیست وچهار شرکت چندملیتی متوسط تا بزرگ، با هدف کشف چگونگی حرکت سازمانها از درخواست بازخورد به اقدام برای مدیریت تجربهٔ کارکنان است. گفتوگوهای ما نشان داد که آن شرکتها که مجموعاً بیش از 2 میلیون نفر را در بخشهایی از جمله فناوری، خدمات مالی، و کالاهای مصرفی استخدام میکنند با هفت چالش رایج روبهرو هستند. آنها برخی از استراتژیهای نوآورانه را نیز برای غلبه بر این چالشها شناسایی کردند. در اینجا به تشریح هفت چالش میپردازیم و نشان میدهیم که چگونه مکانهای پیشرو برای کار فرایندی یکپارچه برای گردآوری و درک بازخورد کارکنان و تبدیل آن به اقدام عملی ایجاد کردهاند.
هبود نحوهٔ حمایت و تعامل شرکت با کارکنانش میتواند جذب کنندهٔ استعدادها، ارتقادهندهٔ حفظ کارکنان، محرک نوآوری و افزایشدهندهٔ رضایت مشتری باشد. اما مدیریت تجربهٔ کارکنان برای حداکثر بهرهوری نیازمند رهبرانی است که بدانند کارکنان چه میبینند، چه احساسی دارند، و چه میخواهند و سپس با تدبیر پاسخ دهند. با توجه به بازار کار رقابتی، رهبران شرکتها اخیراً انرژی و منابع زیادی را صرف جمعآوری بازخورد کارکنان از طریق نظرسنجی دورهای، جلسات عمومی، جلسات گفتوگو با کارکنان، گروههای متمرکز، جمعآوری دادهها از تابلوی پیامها، و سایر روشها کردهاند. مشکل بسیاری از رهبران این است که وقتی میپرسند کارکنان به چه فکر میکنند، نمیدانند با آنچه میشنوند چه کنند. اغلب برای تبدیل همه این دادهها به بینشهای معنادار و اقدامات ملموس تلاش میکنند. شکاف میان جمعآوری اطلاعات و اتخاذ اقدامات منسجم برای پاسخگویی میتواند ارزش بازخورد کارکنان را در طول زمان کاهش دهد و در صورت تداوم، شاید مانع پاسخگویی کارکنان بشود.
تحقیقات ما، شامل انجام مصاحبههای مفصل با مدیران اجرایی و رهبران منابع انسانی از بیش از بیست وچهار شرکت چندملیتی متوسط تا بزرگ، با هدف کشف چگونگی حرکت سازمانها از درخواست بازخورد به اقدام برای مدیریت تجربهٔ کارکنان است. گفتوگوهای ما نشان داد که آن شرکتها که مجموعاً بیش از 2 میلیون نفر را در بخشهایی از جمله فناوری، خدمات مالی، و کالاهای مصرفی استخدام میکنند با هفت چالش رایج روبهرو هستند. آنها برخی از استراتژیهای نوآورانه را نیز برای غلبه بر این چالشها شناسایی کردند. در اینجا به تشریح هفت چالش میپردازیم و نشان میدهیم که چگونه مکانهای پیشرو برای کار فرایندی یکپارچه برای گردآوری و درک بازخورد کارکنان و تبدیل آن به اقدام عملی ایجاد کردهاند.

نظرات شما