هنر رهبری هم‌تیمی‌ها

banner
اسطورۀ لیگ ملی فوتبال آمریکایی ( ان‌اف‌ال) توضیح می‌دهد که چگونه به خودش و دیگر بازیکنان انگیزه می‌داد.

زمانی‌که جامعۀ ما از موفقیت می‌گوید، ما معمولاً بر موفقیت فردی تمرکز می‌کنیم. مسائلی ازقبیل این‌که چه‌کسی «برترین فرد در تمام ادوار» است، چه‌کسی بیشترین نقش را در یک پیروزی داشته است، یا چه بازیکنان یا مربیانی ممکن است فصل بعد به یک تیم اضافه شوند تا موفقیت آن را افزایش دهند ذهن ما را به‌کلی به خودشان مشغول می‌کنند.

آنچه در این طرز تفکر نادیده گرفته می‌شود این است که رهبران چیزی را به‌تنهایی به دست نمی‌آورند. در واقع، هیچ چیز مهمی در زندگی بدون کمک دیگران به دست نمی‌آید. برای انجام کارهای بزرگ، ما به هم‌تیمی‌هایمان اتکا می‌کنیم. و برای پیروزی، رهبران تیم باید راه‌هایی برای بیشینه‌سازی عملکرد فیزیکی، ذهنی و احساسی بازیکنانشان بیابند.

از زمان بازنشستگی از فوتبال، تام به تأثیراتش بر تیم‌هایی که در آن‌ها بازی می‌کرد فکر می‌کرده است. طبیعتاً بیشتر مردم بر نقش او به‌عنوان یک کوارتربک توجه می‌کنند. اما ما باور داریم که مجموعۀ دیگری از رفتارها چگونگی کمک او به افراد اطرافش برای عملکرد بهتر بخش مهمی از دلیل موفقیت‌های فراوان آن تیم‌ها بود.

تام به نیتین مراجعه کرد تا دراین‌باره پژوهش‌هایی انجام دهند؛ نیتین نزدیک به چهار دهه است که در زمینۀ رهبری مطالعه و تدریس می‌کند. او همچنین هوادار فوتبال است دارندۀ بلیط یک فصل کامل از بازی‌های تیم پَتریوتس و بازی‌های تام را به‌دقت دنبال می‌کرده است. ما با هم شروع به بررسی تجربیات تام کردیم تا اصول رهبری‌ای را شناسایی کنیم که افراد می‌توانند برای بیشینه‌سازی عملکرد هم‌تیمی‌هایشان از آن‌ها استفاده کنند.

در این مقاله، ما نتایج پژوهشمان را در هفت رفتار خلاصه کرده‌ایم. بقیۀ مطلب را از زبان تام نوشته‌ایم، زیرا این ایده‌ها براساس تجربیات او هستند، اما نتایج این پژوهش از تلاش مشترک به دست آمده‌اند. اگرچه تجربیات تام عمدتاً در زمینۀ ورزش است، ما باور داریم که بسیاری از تکنیک‌های مورد استفادۀ او را می‌توان در هر سازمانی به کار گرفت.

فلسفه‌ای تیم‌محور


رهبری به دو چیز بستگی دارد: آیا شما به هم‌تیمی‌هایتان و نقش آن‌ها در تیم اهمیت می‌دهید؟ و آیا به پیروزی‌ای که در نهایت هدف شما است اهمیت می‌دهید؟ رهبری نیازمند اعتماد است و اعتماد معمولاً از اهمیت بسیار به یکدیگر و باور به این‌که پیروزی متعلق به تیم است ناشی می‌شود. شما باید شور و اشتیاق هر دو مسئله را داشته باشید.

من همیشه سعی کرده‌ام که یک هم‌تیمی ایده‌آل باشم. بخش عظیمی از رویکرد من ناشی از این بود که در یک خانوادۀ فوق‌العاده به دنیا آمدم و تربیت مؤثری داشتم و این گرایش زمانی‌که در دبیرستان و دانشگاه بودم، عمیق‌تر شد. در دانشگاه میشیگان، ما یک فلسفۀ تیم‌محور داشتیم که تبدیل به بخش مهم شخصیت کنونی من شد. یک گفتۀ قدیمی در ورزش هست: می‌خواهید ستاره باشید یا قهرمان؟ در میشیگان، من بر اهداف تیمی‌مان تمرکز داشتم پیروزی در بازی‌ها و کسب قهرمانی‌ها برای مدرسه‌مان و تبدیل شدن به یک هم‌تیمی عالی، نه دستیابی به اهداف فردی. آن نگرش در طول دوران حرفه‌ایم در ان‌اف‌ال با من باقی ماند.


اگر شما زمانی را در رختکن‌ تیم‌های ورزشی بگذرانید، ممکن است از رفتار متفاوت بازیکنان متعجب شوید. برخی از بازیکنان زمانی‌که همه‌چیز خوب پیش می‌رود، همۀ اعتبار آن را به خودشان اختصاص می‌دهند، اما زمانی‌که اوضاع خراب می‌شود، عذر و بهانه می‌آورند و تقصیر را به گردن دیگران ازجمله داوران، هم‌تیمی‌ها و مربیان می‌اندازند. آن‌ها بیش‌از‌حد بر آمار، رکوردها یا جوایز فردی تمرکز می‌کنند. آن‌ها خودخواه‌اند و هم‌تیمی‌هایشان متوجه این مسئله هستند. وقتی بازیکنانی را می‌بینم که به نظر می‌رسد بیشتر به خودشان اهمیت می‌دهند تا به تیم، می‌توانم این را هم ببینم که این مسئله چطور باعث می‌شود انگیزۀ افراد اطرافشان برای تلاش بیشتر کاهش یابد. به‌نوعی، من خوش‌شانس بودم که آن رفتارها به‌شدت در ورزش حرفه‌ای رایج هستند، زیرا اگر این‌گونه نبود، شکست دادن بسیاری از تیم‌هایی که در برابرشان بازی می‌کردم دشوارتر می‌شد.

پس رهبران برتر تیم‌ها دقیقاً چه کارهایی انجام می‌دهند؟ من عقیده دارم که هفت کار مهم وجود دارد.

برای مشاهده ادامه متن مقاله، اشتراک تهیه نمایید.

نویسنده

نیتین نوهریا استاد تمام دانشکدۀ کسب‌وکار هاروارد و سابقاً رئیس این دانشکده بوده است.

تام بردی در دوران حرفه‌ای ۲۳ساله‌اش در ان‌اف‌ال موفقیت‌های مهمی به دست آورد و هفت قهرمانی جهانی را کسب کرد. او همچنین یک کارآفرین، نویسندۀ پرفروش نیویورک تایمز و مشاور کسب‌وکار است.

ذخیره و اشتراک گذاری

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *