فلسفهی وجودی دادآورها در یک دلیل ساده نهفته است: کمک به افراد و سازمانها. آنها یک نفر (یا یک تیم) را در اختیار کارکنان میگذارند تا انواع و اقسام گفتگوهای محرمانه نظیر دریافت رشوه از سوی کارمند، مصرف مواد مخدر توسط مدیر، آزار جنسی، مشکلات شخصی یا سایر مشکلات مشابه را در میان بگذارند. به باور برخی کارکنان واحد منابع انسانی، مدیران انطباق و سایر مدیران ازجمله نمایندگان کمپانی هستند که وظیفهی آنها نه حفاظت از منافع کارکنان بلکه پشتیبانی از سازمان است. همانند افرادی که تمایلی برای گزارش مشکلات به پلیس ندارند، آنها هم نمیدانند که روند بررسیها چگونه خواهد بود و میترسند که مبادا قانون از آنها پشتیبانی نکند. درست است، قوانین حمایت از افشاگر و سیاستهای ضد تلافیجویی وجود دارند؛ اما همه میدانند که در غالب اوقات، افشاکنندهها مجازات میشوند و درهرحال مقابلهبهمثل رخ میدهد. بنابراین به جایگزینهای محرمانه، غیررسمی، بیطرف و مستقل نیاز دارند تا کمکحال آنها برای مواجهه با این مشکلات باشند. این خدماتی است که یک دادآور فراهم میکند.
منشأ مفهوم داداور به سدهی هجدهم در کشور سوئد برمیگردد. مبدأ شکلگیری آن در آمریکا، دههی 60 و فضای دانشگاههای این کشور بود و شرکتها هم از دههی 80 آن را پذیرفتند، هرچند هنوز بهاندازهی کافی در شرکتها رواج نیافته است. برخی کمپانیها به خاطر تعدیل هزینه از آن صرفنظر میکنند. این دیدگاه بسیار کوتهبینانه است:


نظرات شما