ارویههای حسابداری در برابر منابع انسانی
بسیاری از رویکردهای رایج برای مدیریت کارکنان و منابع انسانی خیلی دشوار هستند. چرا شرکتها علیرغم حساسیتی که روی هزینۀ استخدام هر نیرو دارند، زمان اندکی را صرف میکنند که ببینند آیا استخدامهای خوبی دارند یا خیر؟ چرا آنها با توجه به نقش آموزش در بهبود عملکرد سازمان و تمایل بسیاری از متقاضیان برای پرداخت هزینههای این دورهها، آموزشهای بیشتری ارائه نمیدهند؟ به کدام دلیل استخدام نیرو برای پُستهای خالی را به تعویق انداخته و اجازه میدهند کار سازمان انجامنشده باقی بماند؟ چرا بهجای استخدام نیروهای دائم، هزینههای بالایی را صرف قرارداد با کارکنانی از شرکتهای تأمینکنندۀ خدمات میکنند؟
استخدام مثل نصب کفپوش نیست
یکی از پاسخهای احتمالی به تمام پرسشهای بالا سیستم عجیب حسابداری مالی در آمریکا است. این سیستم بر خلاف استانداردهای بینالمللی استخدام را در دستۀ هزینهها قرار میدهد.
با وجود شعار سازمانها مبنی بر «سرمایهگذاری روی کارکنان»، آموزش و توسعۀ منابع انسانی در دستۀ سرمایهگذاری جای نمیگیرند، بلکه جزء هزینههای جاری و نوعی هزینۀ ثابت قلمداد میشوند؛ درست مانند نصب کفپوش.
سایر هزینههای مرتبط با کارکنان ازجمله پرداخت حقوق و دستمزد برای تمام کارهای اداری نیز همینطور. ازآنجاییکه شرکتهای آمریکایی آزادی عمل قابل توجهی برای اخراج کارکنان دارند، چندان منطقی نیست هزینه روی منابع انسانی را در دستۀ مخارج ثابت قرار دهند که در زمان رکود اقتصادی نتوان آنها را کاهش داد.
وقتی سیستم حسابداری به ضرر همه است
این قانون، در کنار چند قانون دیگر، توجیه خوبی برای تمایل روزافزون شرکتها به واگذار کردن کارها بر عهدۀ کارکنان موقت است. شرکتها با کاهش تعداد کارمندان از شر هزینههای ثابت خلاص میشوند و مخارج منابع انسانی خود را به دستۀ دیگری منتقل میکنند. مخلص کلام اینکه سیستم حسابداری مالی تصمیمات کسبوکار را بهنحوی تحریف میکند که به ضرر همه ازجمله سرمایهگذاران، کارفرمایان و کارکنان است.
مسئله
بسیاری از رویههای رایج شرکتهای آمریکایی برای مدیریت منابع انسانی به ضرر شرکتها، کارکنان و سرمایهگذاران هستند. این ضررها شامل کاهش سرمایهگذاری روی دورههای آموزشی، افزایش اتکا به کارکنان موقت و گذار از صندوقهای بازنشستگی به طرحهای 401 (کی) میشوند.
علت ریشهای
استانداردهای گزارش مالی در آمریکا کارکنان و سرمایهگذاری روی آنها را در دستۀ هزینهها یا بدهیها جای میدهند و بهاینترتیب ارزش شرکتها نزد سرمایهگذاران کاهش مییابد.

نظرات شما