تجدیدنظر دربارۀ گزارۀ ارزش کارمند

banner

فقط انعطاف‌پذیری شغلی برای کارمندان کافی نیست


روند روزافزون استعفاها و بازارِ کار به‌شدت رقابتی جذب و حفظ استعدادها را به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های کارفرمایان تبدیل کرده است. بسیاری از سازمان‌ها برای رسیدگی به این چالش، این استراتژی ساده یعنی گزاره ارزش کارمند را دنبال می‌کنند: از افراد بپرسید چه می‌خواهند و سعی کنید همان را در اختیارشان بگذارید.

هرچند چنین واکنش ساده‌ای وسوسه‌انگیز به نظر می‌رسد، می‌تواند یک دام باشد. این واکنش باعث می‌شود تمرکز سازمان فقط روی مهم‌ترین دغدغۀ کنونی کارمندان و نیروهای تازه‌وارد باشد.

پیش‌تر دستمزد مهم‌ترین مسئلۀ کارکنان بود، اما به‌تازگی انعطاف‌پذیری شغلی، به‌ویژه دورکاری و کار ترکیبی در صدر اولویت‌هایشان جای گرفته‌اند.

ارائۀ پیشنهادات مالی ساده‌ترین کار است (می‌توانید همین فردا به افرادتان پاداش بدهید) و بلافاصله هم نظر کارکنان را جلب می‌کند، اما تقلید از آن برای رقبا آسان است و تأثیر آن برای حفظ کارکنان و تقویت گزاره ارزش کارمند کمترین ماندگاری ممکن را دارد.

آیا گزاره ارزش کارمند می‌تواند دردسرساز هم باشد؟


اتکای بیش‌ازحد به گزاره ارزش کارمند می‌تواند باعث ایجاد رقابتی مخرب در بین سازمان‌ها شود، چون کارفرمایان حاضر می‌شوند برای جذب استعدادها مدام رقم پیشنهادی خود را بالا ببرند.

اما روش بسیار بهتری وجود دارد که ضمن بهبود روند استخدام و حفظ نیروها، تمرکز رهبران و کارکنان را از رفع نیازهای کنونی به‌سوی ساخت آیندۀ بهتر و پایدارتر برای خودشان و سازمان سوق می‌دهد. این راهکار طراحی و اجرای «گزارۀ ارزش کارمند» نام دارد و متشکل از چهار عامل وابسته به همدیگر است.

امتیازات پایه برای برآوردن گزاره ارزش کارمند


امتیازات پایه که شامل دستمزد، فضای دفتری، موقعیت مکانی، سرویس رفت‌وآمد، تجهیزات کامپیوتری، انعطاف‌پذیری، برنامۀ کاری و مزایا می‌شود.
فرصت‌های رشد و پیشرفت شامل انواع کمک‌های سازمان به کارکنان است تا مهارت‌های جدیدی کسب کنند و ارزش بیشتری در بازار کار بیابند؛ تفویض مسئولیت‌های جدید، چرخش شغلی، برگزاری دوره‌های آموزشی و ترفیع کارکنان ازجمله این فرصت‌هاست.

ارتباط و همبستگی از مزایای مشارکت در گروه‌های بزرگ‌تر است. این مزایا شامل قدردانی و ارزش قائل شدن برای زحمات، حس مسئولت‌پذیری متقابل و روابط اجتماعی می‌شود.

بنیان شکل‌گیری این مزایا فرهنگ مثبت سازمان است، طوری که کارکنان را به صراحت بیان تشویق می‌کند و حس تعلق خاطر آن‌ها را افزایش می‌دهد.

برای مشاهده ادامه متن مقاله، اشتراک تهیه نمایید.

نویسنده

مارک موتنسن استادیار و از اعضای «حوزه‌ی رفتار سازمانی» در INSEAD است. او مشکلات همکاری، طراحی سازمانی و رویکردهای جدید کار و رهبری را تحقیق و تدریس می‌کند و در موردشان مشاوره می‌دهد.

ایمی ادموندسون استاد رهبری و مدیریت ناوارتیس در دانشکده‌ی کسب‌وکار هاروارد و نویسنده‌ی «سازمان‌های بی‌پروا» (وایلی، 2019) است. سوجین یانگ، استادیار رفتار سازمانی در اینسید است.

ذخیره و اشتراک گذاری

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *