چگونه مدیرعامل‌های موفق به مدیریت صحنه‌ی میانی می‌پردازند

banner

یک شروع قوی شما را خیلی پیش می‌اندازد


هر رهبر اهمیت صد روز اول یا اولین سال حضورش در دفتر را می‌داند – دوره‌ای که طی آن فرد باید ارزیابی و تشخیص را انجام دهد، چشم‌انداز و استراتژی را شکل دهد و پیروزی‌های اولیه‌ای کسب کند که اعتماد و مشروعیت می‌سازند. ده‌ها کتاب و مقاله هستند که دستورالعمل‌هایی را به مدیرعامل‌ها ارائه می‌‎کنند و می‌گویند چگونه باید در ماه‌های پایانی مسئولیتشان به وظایف اصلی‌شان رسیدگی کنند: کمک به توسعه و انتخاب یک جایگزین و سپس انتقال قدرت به شکلی آرام.

توجه بسیار اندکی بر روی زمان میان این مراحل متمرکز شده است – بر روی اینکه چطور مدیران ارشد بیشترین موفقیت را از سال‌های میانیِ تصدی خود کسب کنند. چگونه می‌توانند موفقیت‌های زودهنگام را بسازند؟ چگونه می‌توانند به تاثیرگذاری خود ادامه دهند؟ از چه طریقی باید اولویت‌های خود را تغییر دهند؟ آیا باید برای ذی‌نفعان مختلف زمان بگذارند؟ آیا باید سازمان‌دهی را به طرق گوناگونی انجام دهند؟ و چگونه باید ذهنیت‌ها و روش کارشان را تکامل ببخشند؟




خلاصه مقاله


مشکل: مدیرعامل‌های جدید معمولاً بر روی اجرای دستور کار و دستیابی به تعدادی پیروزی اولیه تمرکز می‌کنند. اما صحنه‌ی دوم معمولاً پس از این حرکات افتتاحیه می‌آید – صحنه‌ای که دارای سبک اجرایی متفاوت و مجموعه‌ی جدیدی از اهداف است.

تحقیق: نویسندگان 146 مدیرعامل کمپانی‌های پرسرمایه که طی دوره‌ی 2011 تا 2016 استعفا دادند و دوره‌ی تصدی‌شان بالاتر از حد متوسط بود را شناسایی کردند. آن‌ها زیرمجموعه‌ای از افراد پربازده را تعیین کرده و مصاحبه‌هایی را با 22 نفر از آن‌ها سازمان‌دهی کردند.

یافته‌ها: مدیرعامل‌های موفق در حین صحنه‌ی ثانویه‌ی خود تلاش می‌کنند تا میزان جاه‌طلبی کمپانی را افزایش دهند، به پروسه‌های معیوب و بخش‌های منزوی حمله کنند، استعدادها را نوسازی نمایند، سازوکارهایی برای مخالفت بسازند و سرمایه‌ی سیاسی را بر روی قمارهای طولانی‎مدت بگذارند. فراتر از این ویژگی‌ها، رهبرها غالباً دوره‌ی تصدی خود را به‌جای یک فیلم سینمایی، همچون یک سریال با فصول مختلف می‌بینند.




به‌منظور یافتن پاسخ، 146 مدیرعامل در کمپانی‌های موفق را شناسایی کردیم که طی سال‌های 2011 تا 2016 و پس از خدمت حداقل 6 ساله، شغلشان را ترک کردند – شش سال، میانگین زمان خدمت مدیران ارشد 500 شرکت برتر لیست اس‌اندپی است، بدین معنا که مدیرعامل‌های گروه ما همگی عمری بالاتر از حد متوسط داشتند.

در ادامه زیرمجموعه‌ای را تعیین کردیم که کمپانی‌هایشان در آن زمان عملکرد برجسته‌ای داشتند یا بازده مجموع آن‌ها برای ذی‌نفعان مقدار بالایی بود. مصاحبه‌های دقیق و ساختارمندی را با 22 نفر از آن‌ها انجام دادیم و درباره‌ی تکامل اولویت‌ها، ذهنیت‌ها و رویکردهایشان برای رهبری پرسیدیم؛ اینکه در سال‌های میانی تصدی بر روی چه حرکت‌های استراتژیک و سازمانی تمرکز کرده‌اند؛ و دوست داشتند چه‌کاری را به شکل متفاوت انجام می‌دادند. (ایتای میلر و هریش سونداراجان به شناسایی مدیرعامل‌ها و تحلیل پاسخ‌ها یاری رساندند).

برای مشاهده ادامه متن مقاله، اشتراک تهیه نمایید.

نویسنده

رادنی زمل همکار بخش مدیریت در دفاتر شمال شرقی و نیویورک از مک‌کینزی است که در آن به مدیرعامل‌ها و سایر مدیران ارشد درباره‌ی مشکلات رده‌بالای مدیریتی مشاوره می‌دهد.

مت کودیهی همکار مک‌کینزی در بوستون و رهبر رویکردهای استراتژی و خدمات درمانی آن‌ها است.

دنیس کِری یکی از معاون‎های کورن فری است که در زمینه‌ی استخدام مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره تخصص دارد و همچنین (به همراه رام چاران و دومینیک بارتون ) یکی از نویسندگان «استعداد پیروز است: دفترچه راهنمای جدید برای مقدم شمردن افراد» (انتشارات مجله‌ی کسب‌وکار هاروارد، 2018) است.

ذخیره و اشتراک گذاری

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *