رهبران و مدیران

نقد مقاله: نسل جدید مدیرعامل‌های کنشگر

از آرون چترجی و مایکل تافل در مجله مارس-آوریل 2018

banner


تاریخ انتشار: ژانویه و فوریه‌ی 2018


اگرچه شرکت‌ها با دولت لابی می‌کنند و از قدیم، کمپین‌هایی را برای دریافت کمک شکل می‌دهند، اما در سالیان اخیر الگوی جدیدی در سیاست آمریکا ظهور کرده است: مدیرعامل‌ها مواضع بسیار صریحی درباره‌ی مشکلات سیاسی جنجالی اتخاذ می‌کنند که هیچ ارتباطی با اصل و اساس شرکتشان ندارد. مدیرانی همچون تیم کوک از اپل، هاوارد شولتز از استارباکس و مارک بنیاف از سیلزفورس – به‌عنوان نمونه – با اشتیاق از گستره‌ای از موضوعات برابری جنسیتی، مهاجرت، محیط زیست و برابری نژادی حمایت می‌کنند. نه‌تنها مدیرعامل‌ها اظهارنظر می‌کنند، بلکه با تهدید انتقال فعالیت‌های کسب‌وکارشان به خارج از ایالتی که قوانین تفرقه‌انگیز را تصویب کرده، قدرت خودشان را نشان می‌دهند.نویسندگان یک نکته‌ی مهم را نادیده گرفته‌اند: تاثیر غیرمستقیمی که اظهارنظرهای اجتماعی یا سیاسی رهبران بر کارکنان می‌گذارد.

آیا کارکنان رای هماهنگی با سازمان – اگر نگوییم برای حفظ شغلشان – باید عقاید و ارزش‌های رهبرانشان را آشکارا بیان (و تایید) کنند؟ اگر آن‌ها ارزش‌های رهبران را به اشتراک نگذارند، با چه عواقبی مواجه خواهند شد؟

تد تریویس، مدیر تحقیق، گارتنر

آیا کارکنان برای هماهنگی با سازمان – اگر نگوییم برای حفظ شغلشان – باید عقاید و ارزش‌های رهبرانشان را آشکارا بیان (و تایید) کنند؟ اگر آن‌ها ارزش‌های رهبران را به اشتراک نگذارند، با چه عواقبی مواجه خواهند شد؟

کیرستن اوسولیند، شریک، ری‌اینونشن
به عقیده‌ی من سیاست و کسب‌وکار به شکل فزاینده‌ای در هم پیچیده‌اند. رهبران کسب‌وکار نمی‌توانند در خلأ سیاسی یا اقتصادی زندگی کنند. و با توجه به دوقطبی‌های آکنده از خشم و «دیگرپنداری»هایی که چشم‌انداز سیاسی کنونی را تعریف می‌کنند، به‌سختی می‌توان بدون تعصب و جبهه‌‎گیری در سیاست درگیر شد. بی‌طرفی یک اشتباه است.

برای مشاهده ادامه متن مقاله، اشتراک تهیه نمایید.

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *