استراتژی هوشمندانهتر برای استفاده از رباتها
اتوماسیون باید تمرکزش را بیش از بهبود بهرهوری، روی افزایش انعطافپذیری بگذارد.
سال 1982، جنرال موتورز هدفش را ساخت «کارخانۀ آینده» اعلام کرد. قرار بود شعبۀ جنرال موتورز در شهر سگینا، با اتوماسیون فرایند تولید، کسبوکار شرکت را در حضور رقبای قدرتمند ژاپنی همچون تویوتا و نیسان احیا کند. دو سال قبل، کمپانی ضرر 763 میلیون دلاری را اعلام کرده بود؛ درحالیکه این دومین سال ضرردهی در تاریخ 72 سالۀ کمپانی محسوب میشد. مدیرعامل آنها راجر اسمیت، پس از بازدید کارخانۀ تویوتا، اتوماسیون را تنها چارۀ شرکت برای رقابت با آنها نامید.
بر اساس چشمانداز پروژۀ سگینا، گروهی متشکل از چهار هزار ربات، عملیات تولید را انجام میدادند. هدف آنها هم افزایش بهرهوری و انعطافپذیری بود. رباتها دو سال از چرخۀ پنجسالۀ تولید در این شرکت را کاهش میدادند و با تسلط بر فرایند تولید مدلهای متنوع جنرال موتورز، قادر به جابجایی میان آنها بودند. در این صورت بهرهوری کارمندان شرکت 300 درصد افزایش مییافت. همچنین رابطهای کاربری و سیستمهای دستی حذف میشدند. در واقع رباتها آنقدر کارآمد بودند که نیاز به نیروهای انسانی کاهش پیدا میکرد؛ حتی لازم نبود چراغهای کارخانه را روشن کنند.
خلاصه ایده
مسئله
باوجود پیشرفت فناوری اتوماسیون، وعدههای آن مبنی بر تولید پربازده و انعطافپذیر با کمترین مداخله از سوی انسانها، عملی نشده و فرسنگها با واقعیت فاصله دارد.
علت
طی این سالها بهرهبرداری از فناوریهای اتوماسیون محدود بوده است. از طرفی باوجود تأثیر اتوماسیون بر بهبود بهرهوری شرکتها، انعطافپذیری فرایندهایشان را کاهش میدهد. پس بازده کلی آن صفر میشود.
راهکار
سال 1982، جنرال موتورز هدفش را ساخت «کارخانۀ آینده» اعلام کرد. قرار بود شعبۀ جنرال موتورز در شهر سگینا، با اتوماسیون فرایند تولید، کسبوکار شرکت را در حضور رقبای قدرتمند ژاپنی همچون تویوتا و نیسان احیا کند. دو سال قبل، کمپانی ضرر 763 میلیون دلاری را اعلام کرده بود؛ درحالیکه این دومین سال ضرردهی در تاریخ 72 سالۀ کمپانی محسوب میشد. مدیرعامل آنها راجر اسمیت، پس از بازدید کارخانۀ تویوتا، اتوماسیون را تنها چارۀ شرکت برای رقابت با آنها نامید.
بر اساس چشمانداز پروژۀ سگینا، گروهی متشکل از چهار هزار ربات، عملیات تولید را انجام میدادند. هدف آنها هم افزایش بهرهوری و انعطافپذیری بود. رباتها دو سال از چرخۀ پنجسالۀ تولید در این شرکت را کاهش میدادند و با تسلط بر فرایند تولید مدلهای متنوع جنرال موتورز، قادر به جابجایی میان آنها بودند. در این صورت بهرهوری کارمندان شرکت 300 درصد افزایش مییافت. همچنین رابطهای کاربری و سیستمهای دستی حذف میشدند. در واقع رباتها آنقدر کارآمد بودند که نیاز به نیروهای انسانی کاهش پیدا میکرد؛ حتی لازم نبود چراغهای کارخانه را روشن کنند.
خلاصه ایده
مسئله
باوجود پیشرفت فناوری اتوماسیون، وعدههای آن مبنی بر تولید پربازده و انعطافپذیر با کمترین مداخله از سوی انسانها، عملی نشده و فرسنگها با واقعیت فاصله دارد.
علت
طی این سالها بهرهبرداری از فناوریهای اتوماسیون محدود بوده است. از طرفی باوجود تأثیر اتوماسیون بر بهبود بهرهوری شرکتها، انعطافپذیری فرایندهایشان را کاهش میدهد. پس بازده کلی آن صفر میشود.
راهکار

نظرات شما