ما وظایف خود را به تعویق میاندازیم. به همین دلیل نیز عذاب وجدان میگیریم و خودمان را سرزنش میکنیم. اما باز هم تعللهای ما ادامه مییابد. چرا؟ حداقل سه دلیل وجود دارد: نبود عادتهای مناسب (کمبود دیسیپلین)، ناتوانی در تحمل برخی احساسات (نظیر اضطراب یا بیحوصلگی) و کاستیهای طرز فکر.
پس از شناسایی دلایل تعلل، میتوانید با استراتژیهای مناسب به آنها رسیدگی کنید. بدین ترتیب تعللها را به حداقل میرسانید و برای مثال اجرای پروژه را به دقایق آخر موکول نمیکنید. همچنین مانع مشکلات بزرگترِ ناشی از این سهلانگاریها میشوید.
عادتها (یا نبود آنها)
خیلیها نبود نظم و دیسیپلین را عامل تعلل میدانند. اهمالکارها تفریح را به سختکوشی ترجیح میدهند. اگر این دلیل را به زبان مدرنتری بگویم، آنها عادات و روتینهای مناسبی ندارند. همانطور که مطالعات گوناگون نشان دادهاند، اجرای عادات قدیمی نیازی به تفکر ندارد. بدین ترتیب اجرای رفتارهای مفید سادهتر است و کمتر دچار حواسپرتی میشویم. اما شکلگیری عادات و بهرهگیری از این مزایا، اغلب چند ماه طول میکشد.
کافی است این سوال را از خودتان بپرسید: برای اجرای مهمترین وظایفم چه عاداتی دارم؟ اگر هیچ عادتی ندارید، روشهای زیر را امتحان کنید:
همواره برای کارهای عمیق خود برنامهریزی کنید. «کار عمیق» یعنی تمرکز بر مهمترین پروژۀ بلندمدتی که دارید. این پروژه میتواند طراحی استراتژی کسبوکار، اجرای تحلیلهای پیچیده روی دادهها یا نگارش کتاب باشد. اغلب اوقات کار عمیق چالشبرانگیز است، اما اجرای مداوم و منظم آن از این چالشها میکاهد.

عادت باعث غیرارادی شدن رفتار شما میشود. مهارت رانندگی را در نظر بگیرید. بالاخره به جایی میرسیم که پشت فرمان به حرکت بعدی فکر نمیکنیم و آن را غیرارادی انجام میدهیم. میتوان عادات پیچیدهتری نظیر رفتن به باشگاه یا یادگیری زبان را نیز ناخودآگاه کرد. چنین عاداتی از طریق تکرار و کنترل حاصل میشود. بنابراین نباید کار عمیق خود را امروز ساعت 11 صبح و فردا 3 بعدازظهر انجام دهید. حتی اگر کار عمیق در همان ساعت معین صورت نگیرد، باید جایگاه ثابتی در برنامۀ روزمرۀ شما داشته باشد: بعد از فلان وظیفه، کار عمیقم را انجام میدهم. برای مثال بعد از یک ساعت بررسی ایمیلها و اجرای وظایف مدیریتی، کار عمیقم را آغاز میکنم. اغلب اوقات کار عمیق من نوشتن است.
اگر یک وظیفه کسلکننده است، پاداشی برای تکمیل آن تعیین کنید یا راهکاری برای افزایش جذابیت آن بیابید؛ برای مثال آن را با همتیمیهای موردعلاقۀ خود انجام دهید.
سازوکاری برای آغاز وظایف جدید خود طراحی کنید. حال فرض کنید مسئولیتی برای اولین بار به شما سپرده شده و خارج از مهارتهای کنونی شماست. باید چه کنید؟ اگر سازوکار درستی برای اجرای وظایف جدید نداشته باشید، احتمال موفقیت شما بهشدت کم میشود. اقدامات اولیه در مواجهه با وظایف جدید، عادت تازهای برای شما میسازد. بدین ترتیب راحتتر تصمیم میگیرید که از کجا شروع کنید.

نظرات شما