نمیتوانید هر دو ویژگی را داشته باشید. پس تلاش در این زمینه را متوقف کنید.
من یک مادر شاغل هستم. غالباً کل هویتم در همین دو ویژگی خلاصه میشود. من کار میکنم – بهعنوان ویراستار اچبیآر. و مادر هستم – دو فرزند دارم که هماکنون 9 و 10 ساله هستند. بله، شوهر و دوستان و علائق بیرونی هم دارم. اما عمدهی زمان، انرژی و تمرکز من بر روی دو چیز قرار میگیرد: شغل، بچهها. و اگر بخواهم صادقانه بگویم، تلاش برای سربلندی در هر دوی این قلمروها، یک کشمکش دائمی، خستهکننده و آزاردهنده است. آیا میتوانم در آنِ واحد، هم یک کارمند ستاره و هم یک مادر تمامعیار باشم؟ آیا باید سراغ توازن میان این دو عرصه بروم یا ادغامشان کنم؟ «موفقیت تمامعیار در همهچیز» را هدفگذاری کنم یا به «خوب بودن» راضی باشم؟
میلیونها خانم، هر روز همین سوالات را از خودشان میپرسند و هیچ پاسخ ساده و قطعی برای آنها وجود ندارد. بااینحال انواع و اقسام تحلیلها و توصیهها برای مادران شاغل (بهتر بگویم مادرانی که در بیرون از خانه هم کار میکنند، چون مادری خودش یک شغل است) سرازیر میشوند.
اما آخرین کتابهای مربوط به این سوژه، توجه من را به خودشان جلب کردهاند، زیرا من و همتایانم تنها مخاطبان هدف این کتابها نیستیم. آنها دربارهی نحوهی مدیریت بهتر ساعات صبحگاهی یا ملاحظات بیشتر در ساعات خواب نمیگویند. آنها فاقد ترفندهای برنامهریزی روزانه و زمانبندی تردد با ماشین، دستهبندی ایمیلها یا ارجاع وظایف برای ادارهی بهتر امور خانه و محیط کار هستند.

نظرات شما