مدیریت خود

کار و زندگی: مصاحبه با جین فوندا

از گابریل جوزف دیزای در مجله مارس-آوریل 2018

banner

جین فوندا، بازیگر/کنشگر

زاده از پدری مشهور و مادری که خودکشی کرد، فوندا دوران کودکی سختی را گذراند تا بتواند به‌عنوان بازیگر و بعدها در هدف بزرگ‌ترش و در نقشکنشگر موفق شود. او موفق به دریافت دو اسکار در دهه‌ی 70 شد، به استاد تناسب‌اندام در دهه‌ی 80 تبدیل گردید، در دهه‌ی 90 روی کارهای غیرانتفاعی تمرکز کرد و از سال 2005 به بازیگری بازگشته است و جدیدترین کارش «گریس و فرنکی » نام دارد.

خداوند از طریق زخم‌ها و جراحت‌هایمان به ما نزدیک می‌شود، نه دوران خوشی و پاداش‌هایی که داریم».

اچ‌بی‌آر: آیا نام فوندا در شروع کار کمک‌رسانتان بود یا ممانعت ایجاد کرد؟


فوندا: یک مزیت بود – شکی نیست – زیرا افراد بیش از یک بازیگر دیگر به من توجه می‌کردند. همچنین دوست داشتم مطمئن شوم که انتخابم برای نقش‌ها هیچ ربطی به پدرم هنری فوندا ندارند، بنابراین سخت‌تر تلاش کردم. به‌جای اینکه یک کلاس در هفته بروم، به 4 تا رفتم. اگرچه روی من اسم گذاشتند: دختر خوب همسایه. بنابراین وقتی شانس بازی در فیلمی در فرانسه و به دور از سایه‌ی پدرم به من داده شد، با اشتیاق آن را پذیرفتم.

چرا بازیگری و سپس کنشگری را انتخاب کردید؟




اتفاقات زیادی در دنیا می‌افتاد و من هم باردار بودم که باعث می‌شود یک زن همانند اسفنج شود و اتفاقات پیرامونش را به خود جذب کند. در همین دوران بود که متوجه شدم به تغییری در زندگی‌ام نیاز دارم و در تلاشی برای پایان بخشیدن به جنگ مشارکت کردم. در فرانسه زندگی و با راجر وادیم ازدواج کردم، یک دختر کوچک داشتم و همه را رها کرده و به آمریکا رفتم تا کنشگر شوم.

آیا در حرفه‌ی خود با جنسیت‌‌زدگی مواجه شدید؟


خب، ‌‎اندازه‌ی ‌بازیگرهای مرد هم‌رده‌ی خودم حقوق نمی‌گرفتم. با توجه به ظاهرم من را قضاوت می‌کردند و مدت زیادی همین موضوع خیلی اذیتم می‌‎کرد. کارگردان‌‎هایی بودند که پیش از دادن شغل به من سعی کردند با من سکس داشته باشند، اما من صرفاً می‌خندیدم. در آن دوران – اوایل دهه‌ی 60 – شیء‌انگاری و جنسیت‌‎گرایی پیرامونتان موج می‌زد و این حس وجود نداشت که می‌توان برای مقابله با آن کاری کرد. بعدها بود که جنبش بانوان برخاست و اوضاع شروع به تغییر کرد. مرکز رسانه‌ای بانوان را تاسیس کردم تا به بالا بردن صدای بانوان یاری برسانم.

پروژه‌ها را چگونه انتخاب می‌کردید؟


در ابتدا همین‌که پیشنهاد می‌گرفتم برایم بس بود. اعتمادبه‌نفس کمی داشتم. به وارن بیتی برخوردم و یادم می‌آید می‌گفت «فقط با این کارگردان‌ها کار می‌کنم». و من با خودم فکر می‌کردم «همین‌که کسی بخواهد با من کار کند شانس آورده‌ام». به این خاطر خیلی خوشحال نبودم. وقتی حدوداً 33 ساله بودم و سابقه‌ی کنشگری هم داشتم، به دوستم کن کاکرل که یک وکیل دیترویتی بود گفتم (جایی که در حال یادگیری برای سازمان‌دهی کارگران یونایتد اتو بودم)، «به نظرم باید هالیوود را ترک کنم. نقش‌هایی که به من پیشنهاد می‌شوند را دوست ندارم و دوست دارم یک سازمان‌دهنده‌ی تمام‌وقت شوم». او گفت «همین‌جا صبر کن! این جنبش سازمان‌دهنده زیاد دارد اما ستاره‌ی سینما ندارد. باید به بازیگری ادامه بدهی و توجه بیشتری به حرفه‌ات داشته باشی». در همین زمان بود که ساخت فیلم‌های خودم را شروع کردم – اولین مورد «بازگشت به خانه » بود – و لذت را در کارم یافتم.

در دوران سختی، چگونه انعطاف‌پذیری را تمرین می‌کنید؟

برای مشاهده ادامه متن مقاله، اشتراک تهیه نمایید.

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *