دستیارهای مبتنی بر هوش مصنوعی (AI)، شیوهی ارتباطِ شرکتها و مشتریان را تغییر میدهند.
خودروی خودران، لوری را به خانهاش رساند و سپس به سمت سرویس از پیش تعیین شدهاش به سمت تعمیرگاه حرکت کرد. فردا صبح برای رساندن لوری به فرودگاه، بر خواهد گشت. در مسیر ورود به خانه، لوری کالاهای ارسالشده توسط پهپادها را از جعبهی مربوطه در روی پلههایش برداشت. صدای آشنای Eve، دستیار هوشمندی شبیه Alexa، با روی خوش از او استقبال کرد و برنامهی سفرش برای کنفرانس آتی در لسآنجلس را یادآوری کرد. لوری به خودش زحمت بررسی جزئیات سفر را نداده بود زیرا Eve بهترین پرواز، صندلی هواپیما، و هتل را پیدا کرده بود.
لوری همانطور که خریدهای منزلش را باز میکرد، دید که Eve سفارشهای هفتگیاش را تغییر داده است و کالاهای فاسدشدنی را حذف و لوازم آرایشی و بهداشتی و ضدآفتاب مسافرتی را به آن اضافه کرده است. با محاسبهی این که پاککنندهها رو به اتمام بود (و آگاه از این که با لباسهای کثیف به خانه برخواهد گشت)، این کالا را سفارش داده بود اما برندی جدید و ارزانتر را انتخاب کرد که مصرفکنندگان آن را پیشنهاد داده بودند. و با دانستن این که لوری مایل به آشپزی نخواهد بود، ترتیبی داده بود که در زمان رسیدنش غذای مورد علاقهی او از بیرون به خانهاش فرستاده شود.
لوری بابت داشتن Eve بسیار ممنون بود. علاوه بر مدیریت خرید و سفر او، این ربات هزینههای مصرفیاش را هم پیگیری و به کاهش آن کمک میکرد. به عنوان مثال در هر فصل، Eve تمام برنامههای ارتباط تلفنی موجود در بازار را چک میکرد و آنها را با مصرف دیتای لوری مقایسه میکرد. برنامهی فعلی لوری برای استفادهی بیشتر در عصرها و آخر هفتهها بهترین قیمت را داشت اما با نزدیک شدن تولد 40 سالگی او، Eve تبادل دادهی زیادی میان دوستان و خانوادهی لوری را پیشبینی و قراردادی از شرکتی تازه تاسیس پیدا کرده بود که باعث کاهش هزینههای لوری میشد. این پیشنهاد سریعا با سرویسدهنده فعلی لوری، مطابقت داده شد.
لوری به همین شکل برای کمک در خرید بیمه، کارهای بانکی، و سرمایه گذاریها نیز به Eve تکیه کرده بود. گاهی اوقات مجبور بود که رباتش را در زمینه معیارهایش و مصالحههایی که مایل به انجام آنها بود آموزش دهد (به عنوان مثال، صرف نظر کردن از سود بازگشتیِ بیشتر، در ازای سرمایهگذاری در نمونهای سازگارتر با محیط زیست) اما اخیرا Eve در حال کسب این بینش بود که چه ویژگیهایی در محصول مد نظر لوری بود –حتی محصولات زیبایی– بدون این که نیاز باشد چیزی به او گفته شود.
لوری نمیدانست که بدون Eve چگونه زندگیاش را پیش ببرد. به جایی رسیده بود که تنها برای راهنمایی در خریدهای پیچیده به سراغ او نمیرفت بلکه در انتخاب بسیاری از تصمیمات روتین و یافتنِ محصولات و خدماتی که حتی نمیدانست به آنها نیاز دارد هم به Eve اعتماد میکرد.
خلاصه مقاله بازاریابی در عصر الکسا
محیط جدید: در دهه آینده، دستیارهای هوشمند مانند Alexa چگونگی فروش به مشتری و راضی کردن او را برای شرکتها تغییر خواهند داد و غولهای جهانی برای ساخت پلتفرم هوش مصنوعیِ مطلوب خواهند جنگید.
رفتار متغیر: دستیارهای هوش مصنوعی تبدیل به مشاورانی مطمئن برای مصرف کنندگان خواهند شد که نیازهای آنها را پیشبینی و ارضا میکنند تا تضمین نمایند که خریدهای روتین و روزمره بدون اختلال همانند برق به منزل خواهند رسید و آنها را در انتخاب تصمیمات پیچیده راهنمایی خواهند کرد.
پاسخ استراتژیک: برندها مجبور خواهند بود که تمرکزشان در بازاریابی را از مصرف کنندگان به پلتفرمهای هوش مصنوعی تغییر دهند تا پلتفرمها را تحت تاثیر قرار دهند و بتوانند جایگاه مناسبی نزد دستیاران هوش مصنوعی بدست آورند.

کاربر ناشناس :
مرداد 1, 1399 در 1:00 ق.ظممنون از سایت خوبتون واقعا