استراتژی و اجرا

استراتژی در دنیای سیاست‎‌زده

از راجر مارتین و مارتین ریوس در مجله نوامبر-دسامبر2022

banner

انتخاب‎‌های هوشمندانه در صورت تضارب ارزش‌ها

تمام ابعاد کسب‎‌وکارهای امروزی به سیاست ربط دارد، زیرا همواره باید گستره‌ای از مسائل اخلاقی، اجتماعی و بوم‎‌شناختی را لحاظ کنند. اکنون حتی انتخاب‌های کاملاً اقتصادی -نظیر ماهیت، مقصد و شرکای کسب‎‌وکار و حتی نحوۀ قیمت‎‌‏گذاری محصولات یا استخدام و ترفیع کارکنان- با سیاست گره خورده‎‌اند.

مدیریت ماهرانه روی این موقعیت‎‌ها، اهمیت روزافزونی می‎‌یابد. برای مثال دلتا تصمیم گرفت پس از تیراندازی‌های مدارس فلوریدا در سال 2018، تخفیف به اعضای NRA را متوقف کند؛ اما در ادامه ایالت جورجیا تهدید کرد یارانۀ سوخت آن‎‌ها را قطع می‎‌کند. سخنرانی دیزنی دربارۀ حقوق دگرباشان در فلوریدا، باعث شد حقوق و جایگاه ویژۀ خود را در آن ایالت از دست بدهد. وقتی H&M از دغدغه‎‌های خود دربارۀ منابع تامین نخ و رعایت حقوق انسانی کارگران چینی گفت، درآمدش در این کشور به‌شدت افت کرد. با شروع بحران اوکراین، مک‎‌دونالد مجبور شد پس از سی سال تلاش، کسب‎‌وکار خود را در کشور روسیه رها کند.

اکنون نمی‌توان پیش‌فرض جدا بودن کسب‌وکار از سیاست و حتی لزوم تفکیک آن‎‌ها را واقع‌گرایانه دانست؛ به‎‌ویژه وقتی بحث ارزش‎‌ها، هویت و امنیت سازمان در میان باشد. همچنین شرکت‎‌های امروزی نباید تنها پس از وقوع مشکلات سیاسی به آن واکنش نشان دهند.

اکنون نمی‌توان پیش‌فرض جدا بودن کسب‌وکار از سیاست و حتی لزوم تفکیک آن‎‌ها را واقع‌گرایانه دانست؛ به‎‌ویژه وقتی بحث ارزش‎‌ها، هویت و امنیت سازمان در میان باشد.

چه چیزی تغییر کرده است؟


پیشرفت فناوری همه‌چیز را شفاف‌تر کرده است. اکنون شرکت نمی‌تواند با واکنش‎‌ها و رفتارهای متفاوت در قبال مخاطبان مختلف، تنش‎‌های سیاسی را مدیریت کند. در عصر کاهش سرمایۀ اجتماعی، محیط کار به اصلی‌ترین ابزار برای جامعه‎‌‏پذیری و ابراز وجود تبدیل شده است. کارکنان بیش‌ازپیش هویت و باورهای خود را در محیط کار ابراز می‎‌کنند و انتظار دارند سازمان نیز از مهم‌ترین ارزش‌های آن‎‌ها پشتیبانی کند. در همین راستا، خیلی از مدیرعامل‌ها موضع خود در قبال مسائل اجتماعی را به‌خاطر انتظارات و خواسته‎‌های کارکنانشان می‎‌دانند.

از طرفی اختلاف طبقاتی و پراکندگی عقاید جوامع افزایش یافته است. اکنون نابرابری ثروت و درآمد بسیاری از کشورها مشهودتر شده است؛ در نتیجه سلایق و عقاید متمایزتری شکل می‎‌گیرد و می‌توان انعکاس آن‎‌ها را در رسانه‎‌های اجتماعی دید. همچنین با توجه به افزایش همبستگی اقتصادی میان جوامعی با مدل‎‌های سیاسی، باورهای مذهبی و ارزش‎‌های بسیار متفاوت، گونه‌های جدیدی از اختلاف شکل می‎‌گیرد. به‎‌ویژه می‌توان از اختلاف میان اعضای قدیمی سازمان همکاری و توسعۀ اقتصادی با قدرت‌های نوظهوری همچون چین نام برد.
در نتیجه کسب‌وکارها اغلب با کلاف سردرگمی از مشکلات سیاسی مواجه‌اند. امکان دارد گروه‎‌های مختلفی از ذی‌نفعان به تصمیمات سازمان واکنش نشان دهند. برای مثال کارکنان گوگل به طرح موتور جستجوی سانسورشده برای کشور چین اعتراض کردند. یا مشتریان چینی کمپانی H&M با موضع‌گیری زیست‌محیطی سازمان مخالف بودند. امکان دارد ذی‌نفعان داخلی به اقدامات برون‎‌مرزی کمپانی اعتراض کنند (گوگل)، خارجی‎‌ها با پایبندی سازمان به ارزش‎‌هایش مخالف باشند (H&M) یا شاید تصمیمات سازمان، عده‌ای را راضی کند و خشم گروهی دیگر را برانگیزد (دلتا و دیزنی).

برای مشاهده ادامه متن مقاله، اشتراک تهیه نمایید.

راجر مارتین علاوه بر مشاوره به مدیرعامل‌ها، یکی از نویسندگان کتاب «رقابت برای برنده شدن: استراتژی چگونه کار می‌کند» (انتشارات مجله‌ی کسب‌وکار هاروارد، 2013) و رئیس اسبق مدرسه‏ی مدیریت روتمن است.

مارتین ریوس شریک ارشد و مدیر دفتر سان‌فرانسیسکو در گروه مشاوره‎‌ی بوستون و رئیس هیئت‎‌مدیره‎‌ی موسسه‎‌ی BCG هندرسون است. او نویسنده‎‌‏ی مشترک «استراتژی شما به یک استراتژی نیاز دارد» (انتشارات مجله‌ی کسب‌وکار هاروارد، 2015) است.

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *