دورههای عملیاتی سفتوسخت، رویکرد اشتباهی برای توسعه هستند
یک مدیر اجرایی که آن را دیوید مینامم، شایستگی خود بهعنوان سرپرست یک کارخانهی تولیدی بزرگ در یک آمیزهی چندفرهنگی را ثابت کرده بود. بنابراین وقتی پست ریاست یکی از کسبوکارهای کلیدی کمپانی به طرز غیرمنتظرهای خالی شد، مدیرعامل نشستی با دیوید برگزار کرد تا خبر خوب انتصابش به این مسئولیت را بدهد. او با شایستگی به آن رسیده بود.
خلاصه مقاله مدیریت استعداد و زوج های شاغل
مسئله: افراد باجربزه بیش از پیش به حرفهی خود و همکارانشان متعهد شدهاند، اما اکثر کمپانیها هنوز نحوهی کنار آمدن با این تعهد را متوجه نشدهاند. کارفرمایان سرمایهگذاری سنگینی بر روی مراقبت از نقشآفرینان برتر خود در پستهای رهبری انجام میدهند، اما به محض مواجهه با چالشهای انعطافپذیری و انتقال کاری، آنها استعفا میدهند. این کارفرمایان موجب ویرانی در بحث استخدام و نگهداری نیرو میشوند.
عامل: ازآنجاییکه معمولاً از «رهبران آینده» انتظار میرود در یک مسیر معین پیشروی کنند –غالباً از طریق دورههای عملیاتی سفتوسخت در هر جایی که لازم باشد– پیشرفت در کار برای زوجهای شاغل، میتواند دشوار باشد.
راهکار: سازمانها میتوانند به افراد اجازهی توسعه به روشهای خلاقانهتری بدهند و موانع را از سر راه بردارند – مثلاً از طریق «تعویض شغلهای» مختصر یا مسئولیتهای «رفتوآمدی». اما غالباً به فرهنگ نیاز داریم. بهجای از بین بردن انعطافپذیری، کمپانیها باید یاد بگیرند آن را گرامی بدارند.
این اعلانهای ناگهانی در حرفهی افراد بسیار رواج دارند. بااینحال باز هم دیوید غافلگیر شده بود و نمیدانست چه بگوید. سرپرست منابع انسانی –که در جلسه بود– غافلگیریاش را متوجه شد. او میگوید اگرچه این پیشنهاد زودتر از انتظار مطرح شده بود، اما رئیس کنونیاش در این زمینه مشاوره داده و از آن پشتیبانی کرده بود. این یک فرصت طلایی برای دیوید بود و همه به موفقیت او شهادت میدادند. مدیر ارشد منابع انسانی افزود که او وقت کافی برای انجام تمامی مقدمات لازم را دارد و کمپانی خوشحال میشد به خانوادهاش برای جابجایی به آنسوی کشور و محل کسبوکار تحت هدایتش یاری برساند. او کارش را 4 هفته بعد آغاز خواهد کرد.
پس از پرسیدن چند سوال و اطلاع از اینکه حقوقش با این ارتقای رتبه به طرز سخاوتمندانهای افزایش مییابد، دیوید به گرمی از مدیرعامل و مدیر منابع انسانی تشکر کرد و قول داد همان روز غروب موضوع را با همسرش مطرح کند. آنها هم با لبخند پاسخ دادند «البته».
وقتی روز بعد دیوید این پیشنهاد را رد کرد، آنها شوکه بودند. او میگفت به کمپانی و حرفهاش متعهد است، اما به حرفهی همسرش هم تعهد دارد. او سال آخر تکمیل برنامهی رزیدنسی جراحیاش را میگذراند و این جابجایی میتوانست به او آسیب بزند. دیوید گزینههای مختلفی را پیشنهاد داد –اینکه پس از مدتی مسئولیت را بپذیرد، یک دوره رفتوآمد کند یا کارش را از راه دور انجام دهد. مدیرعامل تمام این پیشنهادها را رد کرد و گفت «رهبر باید خودش را همواره نشان دهد.»

نظرات شما