رهبران و مدیران

مدیرعامل‌ها چگونه زمانشان را مدیریت می‌کنند

از مایکل پورتر و نیتین نوریا در مجله جولای-آگوست 2018

banner

زمان کمیاب‌ترین منبعی است که رهبران در اختیار دارند. بخشی که این زمان به آن اختصاص داده می‌شود، اهمیت بسیار زیادی دارد.


در واژه‌نامه‌ی مدیریت، مدیرعامل معادل با چکیده‌ی رهبری است. بااین‌حال ، اطلاعات بسیار اندکی درباره‌ی این مسئولیت منحصربه‌فرد وجود دارد. درحالی‌که مدیرعامل‌ها قدرت اصلی کمپانی‌هایشان هستند، اما با چالش‌ها و محدودیت‌هایی مواجه می‌شوند که تعداد اندکی از افراد از آن‌ها خبر دارند.

مدیریت یک کمپانی بین‌الملی و بزرگ، مسئولیت بسیار پیچیده‌ای است. گستره‌ی کارهای مدیریتی سازمان وسیع است و شامل دستورالعمل‌های کاربردی، دستورکار واحدهای کسب‌وکار، سطوح مختلف سازمانی و مشکلات پرشمار بیرونی می‌شود. همچنین مدیرعامل با خیلی عظیمی از نماینده‌ها سروکار دارد – ذی‌نفعان، مشتریان، کارکنان، هیئت‌مدیره، رسانه‌ها، دولت و… . برخلاف سایر مدیران، مدیرعامل باید با تمامی این افراد تعامل داشته باشد. علاوه بر این‌ها، باید در دوران خوب و بد، همچون چهره‌ی درونی و بیرونی سازمان عمل کند.

البته مدیرعامل‌ها کمک‌‌ها و منابع زیادی در اختیار دارند. اما آن‌ها بیش از تمامی افراد داخل سازمان، با کمبود یک منبع ویژه مواجه‌اند؛ «زمان». هیچ‌گاه زمان کافی وجود ندارد که مدیرعامل بتواند تمامی مسئولیت‌هایش را انجام دهد. علی‌رغم این موضوع، مدیرعامل‌ها کماکان مسئول تمامی کارهای سازمان هستند.

رویکردی که مدیرعامل‌ها برای تخصیص زمان و حضورشان در سازمان به کار می‌گیرند – بخش‌هایی که شخصا در آن حضور می‌یابند – نه‌تنها برای بازدهی خودشان بلکه برای عملکرد کمپانی‌هایشان نیز مهم است. مکان و نحوه‌ی حضور مدیرعامل‌هاست که کارهایی که باید انجام شود را تعیین می‌کند و اولویت‌ها را به دیگران اطلاع می‌دهد. همچنین این امر بر صلاحیت آن‌ها نیز تاثیر می‌گذارد. مدیرعاملی که زمان کافی را برای همکارانش نمی‌گذارد، منزوی و دور از دسترس به نظر می‌رسد. از آن‌سو اگر مدیرعامل زمان زیادی را صرف تصمیم‌گیری مستقیم کند، باز هم در معرض خطر قرار می‌گیرد، چونممکن است او را در قامت یک مدیر فرعی ببینند و در طرح‌های کارکنانش مشکل ایجاد کند. برنامه‌ی یک مدیرعامل (همچنین برنامه‌ی هر رهبر)، نمادی از نحوه‌ی هدایت او است و پیام‌های قدرتمندی را به سایر بخش‌های سازمان ارسال می‌کند.





تحقیقات مربوط به این زمینه نیز یا تعداد اندکی از مدیرعامل‌ها را بررسی کرده‌اند (همچون مطالعه‌ی سال ۱۹۷۳ که در آن، هانری مینتزبرگ از نزدیک به بررسی عملکرد ۵ روزه‌ی پنج مدیر ارشد پرداخت که برخی از آن‌ها بر مسند هدایت کمپانی‌های غیرانتفاعی نشسته بودند) یا از پرسش‌نامه‌های بزرگی بهره گرفته‌اند که دوره‌های زمانی کوتاه را پوشش داده‌اند (همچون مطالعه‌ی سال ۲۰۱۷ همکارمان در مجله، رافائلا سادون که بر اساس پرسشنامه‌های تلفنی و روزانه با ۱۱۱۴ مدیرعامل در گستره‌ای از کمپانی‌های مختلف شش کشور طی یک هفته انجام گرفت).

برای مشاهده ادامه متن مقاله، اشتراک تهیه نمایید.

مایکل پورتر استاد دانشکده‌ی کسب‌وکار هاروارد است

نیتین نوریا مدیر دانشکده‌ی کسب‌وکار هاروارد است.

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *