اقتصاد و جامعه

نسل جدید مدیرعامل‌های کنشگر

از آرون چترجی و مایکل تافل در مجله ژانویه-فوریه 2018

banner



کتابچه‌ای برای دوران سیاست‌های قطبی





وقتی سه سال پیش شروع به مطالعه‌ی کنشگری در میان مدیرعامل‌ها کردیم، هیچ‌گاه تصور نمی‌کردیم که این پدیده بتواند به چنین ابعادی برسد. در آن دوران، گروهی کوچک اما روبه‌رشد از مدیران بودند که درباره‌ی مشکلات سیاسی و اجتماعیِ غیرمرتبط با سرمنشأ کمپانی‌هایشان موضع می‌گرفتند. از همان زمان، مباحثاتی درباره‌ی قوانین مربوط به ترنس‌ها در کارولینای شمالی، تیراندازی‌های پلیس در میسوری و دستورات مدیریتی درباره‌ی مهاجرت وجود داشت که توانست پای تعداد فزاینده‌ای از مدیرعامل‌ها را به گفتگوها و منازعات عمومی باز کند. اخیرا امتناع کاخ سفید از معاهده‌ی اقلیمی پاریس، واکنش به درگیری میان خودبرترپندارهای سفیدپوست و مخالفان در شارلوتزویل ویرجینیا و همچنین تصمیم به ابطال قانون داکا، بسیاری از رهبران شرکت‌های آمریکایی را به موضع‌گیری و اقدام واداشته است.





البته شرکت‌ها از دیرباز نقش فعالی را در پروسه‌ی سیاسی آمریکا ایفا می‌کردند. آن‌ها لابی می‌کردند، کمک‌هایی را به کاندیداها ارائه می‌دادند و کمیته‌ها و کمپین‌های اقدامات سیاسی را درباره‌ی موضوعات مختلف تاسیس می‌کردند تا بتوانند سیاست‌های عمومی را به نفع خودشان شکل دهند. اما کنشگریِ مدیرعامل‌ها امری جدید است. تا همین اواخر، به‌ندرت پیش می‌آمد که رهبران شرکت به شکلی تهاجمی و فعال در مباحثات حساس اجتماعی و سیاسی پیرامون نژاد، گرایش جنسی، جنسیت، مهاجرت و محیط زیست ورود کنند. نقل‌قول مایکل جردن بزرگ که گفته بود جمهوری‌خواه‌ها هم کتانی می‌خرند، به مدیران یادآوری می‌کند که جبهه‌گیری در برابر مشکلات تفرقه‌انداز می‌تواند به فروششان آسیب برساند، پس چرا باید سراغ آن بروند؟ بهتر است که مشکلات مرسوم کسب‌وکار همچون مالیات و تجارت را در کنار مباحثات فنی و تکنوکراتیک در نظر بگیرند تا اینکه به دنبال درخواست‌های اخلاقی باشند.

برای مشاهده ادامه متن مقاله، اشتراک تهیه نمایید.

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *