وقتی مدیران و محققان دربارهی تاثیرات گوناگونی بر سازمانها و تیمها سخن میگویند، معمولا به اثراتی که گوناگونی بر دقت و هدفمندی جمع، تفکر تحلیلی و نوآوریشان میگذارد، اشاره میکنند. اما محققین در تقلا هستند تا بتوانند یک رابطهی علّی میان معیارهای مربوط به عملکرد مالی و گوناگونی پیدا کنند – علیالخصوص وقتی کمپانیهای بزرگ مورد مطالعه قرار میگیرند، جایی که ممکن است حقوق تصمیمگیری و پاداشها مبهم باشند و تقریبا نمیتوان تاثیر هر انتخاب معین بر عواید یا سهم از بازار را تعیین کرد.
بنابراین روی تاثیری که گوناگونی بر صنعت سرمایهگذاری خطرپذیر میگذارد متمرکز شدیم، زیرا درک این صنعت راحتتر است. شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر ساختار تقریبا مسطحی دارند که عمدتا متشکل از شرکای سرمایهگذاری و تعداد نسبتا اندکی متخصص خردهپا هستند. هر سرمایهگذار یک تصمیمگیرنده است و انتخابها عواقب شفافی برای کسبوکار به دنبال دارند.
میدانیم که کدام شرکتها چه سرمایهگذاریهایی انجام میدهند و در اکثر موارد میتوانیم افرادی که هدایتکنندهی این سرمایهگذاریها هستند را شناسایی کنیم، زیرا معمولا در هیئتمدیرهی کمپانیهای پورتفولیو کرسی دارند. با بهرهگیری از اطلاعاتی که بهصورت عمومی موجودند، میتوانیم «خصایص خدادادی» همچون جنسیت و نژاد و «خصایص کسبشده» همچون تحصیلات و سابقهی کار متخصصین سرمایهگذاری خطرپذیر را تحلیل کنیم.
بهعبارتدیگر، میتوانیم ببینیم که این تصمیمگیرندگان چه شباهتها و چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند و کیفیت تصمیماتشان را بر اساس عملکرد سرمایهگذاریهایشان مقایسه کنیم. ازآنجاییکه پاداشها همراستا و بهراحتی قابل تشخیص هستند –پرداختیهای سرمایهگذاریهای خطرپذیر عمدتا بهواسطهی تقسیم سود تعیین میشوند و بدین ترتیب تضمین میشود که شرکای سرمایهگذاری دارای اهداف یکسانی هستند– تحلیلشان بر اساس متغیرهای غیرقابل درک انجام نمیگیرد. هدف از هر شرکت و سرمایهگذاری خطرپذیر، انتخاب و آمادهسازی کمپانیهایی است که بهترین خروجیهای ممکن را نتیجه میدهند.
در مجموع، دنیای سرمایهگذاری خطرپذیر میتواند نقش بهترین موش آزمایشگاهی را داشته باشد. در طول چند سال گذشته، یکی از ما (پل گامپرز) تصمیمات هزاران سرمایهگذار خطرپذیر و دهها هزار سرمایهگذاری را بررسی کرده و نتایج آن این گونه بوده است:

در این مقاله، تحقیقی که در پس این یافتهها وجود دارد را شرح میدهیم و توصیههایی برای بهرهبرداری از عواید گوناگونی در کسبوکار ارائه میکنیم. زمانی تصمیمگیرندگان بیشترین بهره را میبرند که خیلی زود و کاملا شفاف به مسئلهی همرنگی رسیدگی کنند، تغییرات کوچک ذهنیتی و رفتاری که میتوانند اثرات نوسانی ماندگاری داشته باشند را درک نمایند و گوناگونی را در میان پرسنل و شبکههای حرفهایشان گسترش دهند.
خلاصه مقاله
مسئله: محققین در تقلا بودهاند تا بتوانند یک رابطهی علّی میان گوناگونی و عملکرد مالی شناسایی کنند – علیالخصوص در کمپانیهای بزرگ که امکان دارد حقوق تصمیمگیری و پاداشها مبهم باشند.

نظرات شما