رهبری و مدیریت افراد

سازمانی با تعهدات اضافی

از مارک موتنسن و هایدی گاردنر در مجله سپتامبر-اکتبر 2017

banner


چرا اشتراک‌گذاری افراد در میان تیم‌های مختلف دشوار است و چه کاری می‌توان برای آن انجام داد






یکی از مدیران ارشد که او را کریستین می‌نامیم، بر روند اجرای آنالیتیکس نظارت می‌کند که پلتفرم داده‌ی بزرگ و مبتنی بر فضای ابری جدید کمپانی محسوب می‌شود. او انتظار دارد که بتواند به موعد مقرر برای معرفی این محصول برسد. تا دو هفته پیش تیم او در مسیر خوبی قرار گرفته بود، اما از آن زمان تاکنون به‌شدت از برنامه عقب افتاده است. بزرگ‌ترین درماندگی او چیست؟ اگرچه آنالیتیکس هیچ ایرادی ندارد، افراد او مدام به سمت سایر پروژه‌ها جذب می‌شوند. او روزهاست که سه مهندس اصلی خود را ندیده، زیرا مشغول مقابله با یک نقص امنیتی هستند که در محصول یک تیم دیگر روی داده است. حال مجبور است که توجیهی برای مدیرعامل فراهم کند و در مورد تاخیر در تحویل محصول توضیح دهد – آن‌هم در زمانی که کمپانی به‌شدت نیازمند اجرای موفقیت‌آمیز این محصول است.





قصه‌ی کریستین یک استثنا و مورد منحصربه‌فرد نیست. در سرتاسر دنیا، مدیران ارشد و رهبران تیم‌ها از اختلافاتی که آن‌‌ها را چندتیمی بودن می‌نامیم، رنج می‌برند – از اینکه افراد خودشان به‌صورت هم‌زمان در چند پروژه مسئولیت دارند. اما با توجه به اینکه چندتیمی بودن مزایای فراوانی دارد، به روشی برای زندگی سازمانی تبدیل شده است، علی‌الخصوص اگر سروکارمان با دانش‌ورزی باشد. در این شرایط افراد می‌توانند زمان و قدرت ذهن خود را در میان دپارتمان‌هاو حوزه‌های کاری مختلف به اشتراک بگذارند. این امر موجب افزایش بازدهی هم می‌شود. تعداد کمی از سازمان‌ها آن‌قدر نیروی کار دارند که بتوانند افراد خود را تنها روی یک پروژه متمرکز نمایند و اجازه دهند که میان وظایفشان بیکار بمانند. پس کمپانی‌ها همان‌طور که دستگاه‌های موجود در کارخانه‌ها را به شکل بهینه استفاده می‌کنند، از افراد نیز به شکل بهینه بهره می‌گیرند و منابع ارزشمند خود را در میان تیم‌هایی تقسیم می‌کنند که هیچ‌گاه در 100 درصد اوقات به 100 درصد توان این منابع نیاز ندارند. در نتیجه آن‌ها از اتلاف زمان‌های ارزشمند اجتناب می‌کنند و می‌توانند متخصصین خود را در میان پروژه‌های حیاتی و گوناگون جابجا کنند. همچنین چندتیمی بودن مسیرهای مهمی را برای انتقال دانش و توزیع بهترین الگوها در سازمان‌ها فراهم می‌کند.

برای مشاهده ادامه متن مقاله، اشتراک تهیه نمایید.

مارک موتنسن استادیار و از اعضای «حوزه‌ی رفتار سازمانی» در INSEAD است. او مشکلات همکاری، طراحی سازمانی و رویکردهای جدید کار و رهبری را تحقیق و تدریس می‌کند و در موردشان مشاوره می‌دهد.

هایدی گاردنر همکار علمی برجسته‌ی «مرکز حرفه‌ی حقوق» در دانشکده‌ی حقوق هاروارد و مدیر «طرح رهبری تسریع‌شده» و سایر دوره‌های آموزش مدیریت در این دانشکده است. او نویسنده‌ی کتاب «همکاری هوشمند: چگونه متخصص‌ها و شرکت‌ها سیلوهای خود را می‌‌شکنند و موفق می‌شوند» (انتشارات کسب‌وکار هاروارد، 2017) است.

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *