«اگر حس می‌کنید یک جای کار ایراد دارد، باید اعتراض کنید»

نویسندگان: دنیل مک‌گین

طی دهه‌ی گذشته دوره‌های آموزش مداخله‌ی تماشاچی تبدیل به یک رویکرد متداول دانشگاه‌ها برای کاهش آزارها و تعرضات جنسی در فضای دانشگاهی شده‌اند. تحقیق نشان داده که آموزش تماشاچی‌ها برای مداخله در رفتارهای پرخاشجویانه یا نامناسب، می‌تواند چنین رویدادهایی را کاهش دهد و طی سالیان اخیر، این آموزش از دانشگاه‌ها هم فراتر رفته و پای آن به پایگاه‌های نظامی و شرکت‌ها هم باز شده است. به‌منظور درک علت بهره‌گیری کمپانی‌ها از این دوره‌های آموزشی، مصاحبه‌ای با آشا سانتوس، مشاور حقوقی استخدام صورت گرفته که از برگزارکنندگان کارگاه‌های مداخله است. چکیده‌ی این مصاحبه در ادامه می‌آید:

چطور در دوره‌های آموزش تماشاچی مداخله می‌کنید؟

در قالب بخشی از حرفه‌ام، سال‌هاست که آموزش‌های سنتی جلوگیری از آزار جنسی را ارائه می‌دهم. این کارگاه‌ها عموماً شامل یک بخش کوچک درباره‌ی مداخلات تماشاگران هستند. پس از پا گرفتن جنبش #من_هم در سال 2017، میتا مالیک که سرپرست واحد گوناگونی و شمول یونیلیور است، از من خواست یک کارگاه یک‌ساعته و منحصراً متمرکز بر مداخله‌ی تماشاگران برگزار کنم. کمپانی خواهان ارائه‌ی ابزارهای عملیاتی و فاصله گرفتن از مباحث پیروی از قانون بود که عمدتاً در دوره‌های آموزشی سنتی ارائه می‌شدند. طی همکاری با یونیلیور، محتویات دوره را تنظیم کردیم و استقبال خوبی هم از آن صورت گرفت. از همان زمان، کارگاه‌های مشابهی در چندین کمپانی فهرست فورچون 500 و شرکت‌های حقوقی و روابط عمومی برگزار کرده‌ام. کارفرمای من، لیتلر مندلسون، بزرگ‌ترین شرکت بین‌المللی فعال در حوزه‌ی حقوق استخدام است؛ همین امر باعث شده که آوازه‌ی کارآمدی این جلسات، بیش‌ازپیش در همه‌جا بپیچد.

آیا کمپانی‌ها در حال ارائه‌ی دوره‌های مداخله‌ی تماشاچی به‌جای آموزه‌های سنتی آزار جنسی هستند یا اینکه هر دو در کنار هم ارائه می‌شوند؟

این به کمپانی بستگی دارد. به نظرم 50-50 است. بسیاری از ایالت‌ها برگزاری دوره‌های حقوقی معین را توصیه یا الزامی کرده‌اند که شامل آموزش‌های مرسوم برای مقابله با آزار جنسی نیز می‌شوند. اما طی دو سال گذشته این محتوای سنتی را توسعه داده‌ام تا تمرکز بیشتری بر مداخله‌ی تماشاگران داشته باشد و هم‌اکنون حدود 20 دقیقه از کارگاه‌های یک‌ساعته، به این موضوع اختصاص دارد. در صورت برگزاری یک کارگاه مستقل برای مداخله‌ی تماشاچی، یک سیگنال مهم به کارکنان ارسال خواهد شد: کمپانی نسبت به این مسئله جدی است.

زیبایی کارگروه تعرض در این است که اجازه‌ی اصلاح راهکارها بر اساس نیازهای هر کمپانی را می‌دهد.

در کارگاه‌های مداخله‌ی تماشاچی، به چه موضوعاتی می‌پردازید؟

برخی مطالعات روانشناسی دهه‌ی 60 را شرح می‌دهم که این پدیده را شناسایی کردند. از عدم مداخله‌ی افراد در مسئله‌ی آزارهای جنسی محیط کار می‌گوییم. بزرگ‌ترین مشکلی که افراد را ساکت می‌کند، احتمال تاوان‌های شخصی – علی‌الخصوص اقدامات تلافی‌جویانه – است.

به نظر شما در یک موقعیت آزار جنسی، همکاران باید چه مداخله‌هایی انجام دهند؟

باید هر رفتار احتمالاً مفیدی که برایشان راحت‌تر است را به کار بگیرند. واکنش اشتباه معنا ندارد. برخی افراد هیچ هراسی از صراحت ندارند. آن‌ها بدون هیچ‌گونه مشکلی به دیگران می‌گویند: «این کارتان درست نیست. این رفتار جنسیت‌زدگی است. نباید این کار را تکرار کنید». دسته‌ای از واکنش‌های غیرمستقیم هم وجود دارند. مثلاً در کارگاه، ویدئوی مردی با رفتار ناخوشایند در یک مهمانی را نشان می‌دهم که به یک همکار خانم چشم دوخته است. انواع راهکارهای مداخله ازجمله باز کردن سر گفتگو و عوض کردن موضوع، پرت کردن حواس متعرض یا انتقال قربانی به یک نقطه‌ی دیگر را به بحث می‌گذاریم.

در صورت مداخله‌ی موفقیت‌آمیز افراد، آیا کماکان باید موضوع را به منابع انسانی هم گزارش کنند؟

به‌عنوان مشاور حقوقی، همیشه مدافع گزارش مشکلات هستم. از منظر حقوقی، کمپانی باید از مشکلات خبر داشته باشد تا به آن‌ها رسیدگی کند. تماشاچی نباید خیلی نگران عواقب احتمالی برای شخص متعرض باشد. باید اجازه دهد که کمپانی تصمیمش را بگیرد. همان‌طور که اشاره کردم، اصلی‌ترین دلیل خودداری افراد از گزارش مشکلات، ترسشان از مقابله‌به‌مثل است. تاکید می‌کنم که مقابله‌به‌مثل، غیرقانونی و بر خلاف مرامنامه‌ی کمپانی است و کارفرماها باید این بازدارندگی را به‌شدت جدی بگیرند. در حین پرسش‌وپاسخ‌ها، عموماً دغدغه‌های مرتبط با اقدامات تلافی‌جویانه هم مطرح می‌شوند و می‌توانم علت این امر را درک کنم. ذات انسان به‌گونه‌ای است که همیشه نگران تاوان اقدامات برای خودش خواهد بود. اینکه گزارش شما علیه یک فرد، موجب رفتار متفاوت او با شما شود. اما گزارش این رویدادها بسیار مهم است.

آیا موقعیت‌هایی هستند که تماشاچی‌‌ها باید خیلی حواسشان به آن‌ها باشد؟

بله. یک نمونه، کارهای خدماتی توسط نهادهای ثالث است که شاغلان آن در تعامل با مشتریان هستند. در این موقعیت، افراد حس می‌کنند که نمی‌توانند مداخله کنند یا واکنش خاصی داشته باشند، زیرا نمی‌خواهند رابطه‌ی کاری‌شان صدمه ببیند. یک موقعیت متداول دیگر، روابط اجتماعی در بیرون از دفتر کار است، علی‌الخصوص اگر پای الکل هم در میان باشد. حامی شکایت آزار جنسی علیه کمپانی‌ها هستم، بنابراین داستان‌های فراوانی از هر دو موقعیت فوق دارم و در کارگاه‌ها از آن‌ها بهره می‌گیرم.

یک نمونه بگویید.

یک پرونده داشتم که مدیر، تیم 15 نفره‌ی خود را به رستوران می‌برد تا دستیابی واحدشان به یک مایلستون مهم را جشن بگیرند. همه افراد بیش از حد نوشیده بودند. شب هنگام، مدیر از تک‌تک افراد خواست خاطره‌ای از تجربیات جنسی منحصربه‌فردشان تعریف کنند. طبعاً این بحث بسیار معذب‌کننده بود و هیچ‌کس حس خوبی درباره‌ی آن نداشت. چند نفر به دستشویی رفتند تا در چنین گفتگویی شرکت نکنند. اما هیچ‌کس اعتراض نکرد که این حرف‌ها را تمام کنیم. روز بعد بود که تعدادی از کارکنان به واحد منابع انسانی رفتند و شکایتشان بابت این اتفاق را ثبت کردند، اما به‌هرحال این حرکتشان هیچ تاثیری بر تجربه‌ی ناخوشایند افراد در شب گذشته نداشت. درحالی‌که مداخله‌ی آنیِ یکی از حضار می‌توانست مانع شکل‌گیری این ناراحتی بزرگ شود.

اگر هدف اصلی مداخله ایجاد اخلال در اتفاقی باشد که در حال روی دادن است، و همین کار موجب عدم گزارش آن از سوی حضار شود، پس می‌توان استدلال کرد که شاید این مداخله‌ها به‌صورت ناخواسته موجب تکرار این وقایع شوند؟

تجربه‌ی من عکس این موضوع را نشان می‌دهد. بسیاری از شکایاتی که می‌بینم، به خاطر رفتاری هستند که ابتدا بسیار جزئی بود، اما به آن اجازه دادند که رشد کند. این را «رفتار ورودی» می‌نامم.

در حین مصاحبه‌ی ما، دادگاه هاروی واینستین برگزار می‌شود. جرائم او فراتر از آزار جنسی بودند؛ اما به این نکته فکر کرده‌اید که آیا مداخله‌ی یک تماشاچی می‌توانست این پرونده را به یک مسیر متفاوت ببرد؟

دوست دارم این‌طور فکر کنم که در صورت رواج دوره‌های آموزش مداخله‌ی تماشاچی در 15 سال پیش، شاهد شکایت‌های مربوط به چند دهه پیش افراد نمی‌شدیم که از رفتارهای نابهنجار و تکرارشونده‌ی متعرض در سال‌های پیش می‌گویند. امیدوارم که آموزش مداخله‌ی تماشاچی، قدرت و حس راحتی لازم را به افراد بدهد تا پیش از شدت گرفتن یک رفتار نادرست و تبدیل‍شدن آن به یک مسئله‌ی حقوقی، پا پیش بگذارند.

این مقاله در شماره ی زیر منتشر شده است:

دیدگاه‌ها (1)

  1. شیلا

    چقدر به موضوع اساسی اشاره شده و من بعنوان یک کارمند احساس نیاز میکنم که چنین کارگاه هایی برگزار بشه. متاسفانه در کشور ما هر روز بیشتر به سمت تماشاچی ساکت بودن پیش میریم در حالی که این مطالعه نشون میده جوامع دیگه دقیقا برعکس عمل میکنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *