چگونه هم عملکرد خوبی داشته باشیم و هم خوبی کنیم
شرکتها مجبور شدهاند که تغییراتی را در رویکرد خود به وجود بیاورند. جستوجوی تکبعدی خود برای کسب عواید مالی را کنار بگذارند و نگاه دقیقتری به تاثیرات خود بر کارکنان، مشتریان، جوامع و محیط زیست بیندازند. دیگر طرحهای جانبی و فرعی شرکتها در زمینهی مسئولیتپذیری اجتماعی، کفایت نمیکنند و شاهد اعمال فشار جناحهای مختلف هستیم: افزایش غیرقابل دفاع و توجیهناپذیر نابرابری، افزایش نشانههای حاکی از تغییرات ویرانگر اقلیمی و تشخیص سرمایهگذاران مبنی بر تضاد میان سودآوری کوتاهمدت و پایداری بلندمدت. بهواسطهی دلایل اینچنینی، امروزه تعداد فزایندهای از رهبران کسبوکار، میدانند که باید علاوه بر اهداف مالی، اهداف اجتماعی خود را نیز تعیین کنند.
درهرحال تغییر دیانای سازمان امری بسیار دشوار است. چگونه یک کمپانی که همواره متمرکز بر سودآوری بوده، میتواند میان این دو هدف توازن برقرار کند؟ باید مدلهای کسبوکار کنونی خود را دگرگون کند. بنابراین جای تعجب ندارد که محققان، همواره شاهد نادیدهانگاری اهداف اجتماعی توسط کمپانیها بهمنظور دستیابی به عواید مالی مدنظرشان هستند.
بااینحال برخی از کمپانیها موفق شدهاند که به هر دو هدف دست پیدا کنند. بهعنوان مثال، کمپانی پاتاگونیا که در زمینهی پوشاک بیرون از خانه فعالیت میکند و پیشتر اهداف مالی را در میان اولویتهای خود جای داده بود، بهتدریج توجه بیشتر و جدیتری به اهداف اجتماعی داشته است. برخی کمپانیهای دیگر هم هستند که کار خود را با اهداف اجتماعی آغاز کردند، اما متوجه شدند که باید درآمد کسب کنند تا زنده بمانند. گرامین بانک، یکی از خرده وامدهندههای برندهی جایزهی نوبل در بنگلادش، یک نمونهی نمادین است.

نظرات شما