چه زمانی کسبوکار شما به یک موتور رشدِ ثانویه نیاز دارد؟
و نحوۀ ساختن آن
طی جلسات اخیرمان با مدیران عامل شرکتهای بزرگ سراسر دنیا، دربارۀ احتمال بهحاشیهراندهشدن برخی شرکتها و لزوم اهتمام به بازآفرینی صحبت کردیم. نظرسنجیهایمان نشان داد 65 درصد از مدیران عامل پیشبینی کردند که طی 5 تا 7 سال، رقبای اصلی شرکتهای آنها همان رقبای اصلی فعلیشان نخواهند بود و 63 درصد اذعان کردند که رقبای جدیدِ دارای مدلهای جدید کسبوکار، تهدید بزرگی برای فعالیت اصلیِ کسبوکار شرکتهایشان به شمار میروند. آنها همچنین پیشبینی کردند که در ده سال آینده، 40 درصد از ارزشآفرینی شرکتهایشان حاصل ورود به بازارهای جدید و راهاندازی مدلهای جدید کسبوکار خواهد بود. بدیهی است که چشمانداز کسبوکار برای مدیران عامل بسیار ناپایدار به نظر میرسد. البته این امر با توجه به سرعت قابل توجه فعلیِ فناوریهای جدید در متحولکردن صنایع و ازبینبردن کسبوکارها، قابل درک است.
خلاصه ایده
فرصت
وقتی فناوریهای جدید به صورت پیوسته صنایع را متحول و عمر کسبوکارها را کوتاه میکنند، بهترین فرصت برای شرکتهاست تا به دنبال ایجاد موتور رشد جدیدی برای خود باشند
چگونه میتوان این موتور را روشن کرد
نیمی از شرکتهای موفقی که به موتور رشد دوم خود دست مییابند، از طریق ورود به یک حوزۀ با رشد سریع نزدیک به موضوع اصلی فعالیتشان این کار را انجام میدهند؛ برای نمونه میتوان از شرکت اکو لب نام برد، این تامینکنندۀ محصولات و خدمات نظافتی صنعتی با ورود به بازار کسبوکار تصفیۀ آب صنعتی همین کار را انجام داد. حدود یک سوم هم از طریق ورود به نسل بعدی کسبوکارشان به این دستاورد میرسند؛ مانند تغییر فعالیت نتفلیکس از اجارۀ دیویدی به سمت سرویس پخش آنلاین فیلم و سریال. مابقی شرکتها مشغول راهاندازی یا خرید کسبوکاری هستند که کاملا با فعالیت اصلیشان فرق میکند.
کلیدهای موفقیت
شرکتها بایستی بازارهای دارای دامنۀ سود روبهرشد را شناسایی کرده و اطمینان حاصل کنند که محصولات آنها با رقبا متمایز است و ضمن به کارگیری مهارتها و نقاط قوت موتور اصلی رشد، طرز فکر کارآفرینی را به کسبوکار جدید القاء کنند.
طی جلسات اخیرمان با مدیران عامل شرکتهای بزرگ سراسر دنیا، دربارۀ احتمال بهحاشیهراندهشدن برخی شرکتها و لزوم اهتمام به بازآفرینی صحبت کردیم. نظرسنجیهایمان نشان داد 65 درصد از مدیران عامل پیشبینی کردند که طی 5 تا 7 سال، رقبای اصلی شرکتهای آنها همان رقبای اصلی فعلیشان نخواهند بود و 63 درصد اذعان کردند که رقبای جدیدِ دارای مدلهای جدید کسبوکار، تهدید بزرگی برای فعالیت اصلیِ کسبوکار شرکتهایشان به شمار میروند. آنها همچنین پیشبینی کردند که در ده سال آینده، 40 درصد از ارزشآفرینی شرکتهایشان حاصل ورود به بازارهای جدید و راهاندازی مدلهای جدید کسبوکار خواهد بود. بدیهی است که چشمانداز کسبوکار برای مدیران عامل بسیار ناپایدار به نظر میرسد. البته این امر با توجه به سرعت قابل توجه فعلیِ فناوریهای جدید در متحولکردن صنایع و ازبینبردن کسبوکارها، قابل درک است.
خلاصه ایده
فرصت
وقتی فناوریهای جدید به صورت پیوسته صنایع را متحول و عمر کسبوکارها را کوتاه میکنند، بهترین فرصت برای شرکتهاست تا به دنبال ایجاد موتور رشد جدیدی برای خود باشند
چگونه میتوان این موتور را روشن کرد
نیمی از شرکتهای موفقی که به موتور رشد دوم خود دست مییابند، از طریق ورود به یک حوزۀ با رشد سریع نزدیک به موضوع اصلی فعالیتشان این کار را انجام میدهند؛ برای نمونه میتوان از شرکت اکو لب نام برد، این تامینکنندۀ محصولات و خدمات نظافتی صنعتی با ورود به بازار کسبوکار تصفیۀ آب صنعتی همین کار را انجام داد. حدود یک سوم هم از طریق ورود به نسل بعدی کسبوکارشان به این دستاورد میرسند؛ مانند تغییر فعالیت نتفلیکس از اجارۀ دیویدی به سمت سرویس پخش آنلاین فیلم و سریال. مابقی شرکتها مشغول راهاندازی یا خرید کسبوکاری هستند که کاملا با فعالیت اصلیشان فرق میکند.
کلیدهای موفقیت
شرکتها بایستی بازارهای دارای دامنۀ سود روبهرشد را شناسایی کرده و اطمینان حاصل کنند که محصولات آنها با رقبا متمایز است و ضمن به کارگیری مهارتها و نقاط قوت موتور اصلی رشد، طرز فکر کارآفرینی را به کسبوکار جدید القاء کنند.

نظرات شما